تبليغاتX
جوانان پیشگام ایران

جوانان پیشگام ایران

اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی

نگاهی به دلایل
هجوم گسترده اصلاح طلبان حکومتی به انجمنهای اسلامی دانشجویان


علی نیکونسبتی


دانشجویان در سال گذشته با تمام هزینه هایی که دادند همچنان در راه خود ثابت قدم ماندند تا به دیگران بیاموزند مبارزه یعنی ایستادگی تا آخرو این نکته ای است که اصلاح طلبان حکومتی آن را باور ندارند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۷ تير ۱٣٨۵ -  ۲٨ ژوئن ۲۰۰۶


چندی است که خیل کثیری از اصلاح طلبان حکومتی سابق که اکنون از قدرت نیز اخراج گردیده اند تهاجم گسترده ای را بر علیه انجمنهای اسلامی دانشجویان آغاز نموده اند . تهاجمی که از نوشتن مقاله و سخنرانی   تا دخالت در امور داخلی انجمنها را شامل می شود. واقعیت این است که این تقابل میان دانشجویان و سیاستمداران برای اولین بار نیست که به وقوع می پیوندد و بی شک آخرین نمونه آن نیز نخواهد لذا شناخت دلایل این تهاجم خالی ازلطف نخواهد بود.
اکثر نقدهایی که از سوی این اخراج شدگان از قدرت   صورت می گیرد را می توان معطوف به   بحث هویت اسلامی   در انجمنهای اسلامی   دانشجویان دانست که از موسوس خوئینی ها تا مشارکتی ها از آن یاد می کنند.
در کشوری که اسلام یکی از ارکان اصلی فرهنگیش را تشکیل می دهد بحث مسلمان بودن فعالان عرصه   سیاسی و اجتماعی سابقه طولانی داد وادعا اردتداد و بی دینی از جمله اقداماتی   است که مستبدان جهت خاموش کردن صدای مخالفان به آن متوسل می شوند. از سید جمال الدین اسد آبادی تا بسیاری از فعالان کنونی   به بی   دینی محکوم گشته اند و بسیاری از مستبدین در سالهای گذشته کوشیده اند با متهم کردن مخالفان خود به بی دینی از نفوذ آنان در میان توده مردم جلوگیری نمایند و زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند. محمدعلی شاه هنگامی که خویش را در برابر مشروطه خواهان ناتوان دید علم مشروعه خواهی برداشت و داد دفاع از اسلام سر داد واین روال همچنان ادامه داشت تا جایی که محمدرضا شاه نیز در روزهای پایانی حکومت خویش مخالفان را بی دین و خودرا نظر کرده معصومین می خواند و در ۲۷ سال گذشته نیز عملا سکولار ولائیک به یک فحش تبدیل گشته است که به فراخ حال گروههای سیاسی ازآن بهره می برند.
اما دراین میان یک سوال اصولا بی پاسخ می ماند که منظوراز اسلام چیست ومولفه های عمل اسلامی چیست؟
این سوال جاودانی است که نمی توان پاسخی برای آن یافت که مورد قبول همگان باشد واتفاقا این مساله تنها مساله انجمنهای اسلامی نیز   نمی باشد در کشوری که به نام دین حکومت می شود این سوال محل نزاع فراوان بوده و خواهد بود. جالب این که بسیاری از منتقدین انجمنهای اسلامی خود به همین اتهام رد صلاحیت گردیدند و بانگ برآوردند که به آنها تهمت زده شده است و اکنون همانها انگشت اتهام را به سوی اعضا انجمنهای اسلامی نشانه رفته اند. وجالب   تر این که همین اصلاح طلبان نیز در پاسخ به این سوال کدام اسلام   راهی پر فراز و نشیب را پیموده اند.
 
اصلاح طلبان با/بر/در/اخراج از   قدرت:
بسیاری از تحصیل کردگان اوایل انقلاب اعضا انجمن اسلامی را به یاد می آورند که از کفش سفید خانمها تا نوارموسیقی شجریان را ازمصادیق بی دینی می دانستند. انجمنهای اسلامی در آن دوران جزو گروهی بودند که خود را چپ مسلمان می دانستند و از سعید حجاریان تا موسوی خوئینی و میردامادی و بهزاد نبوی را دربر می گرفت. اینان در سر خیال صدور انقلاب را می پروراندند، خواهان ادامه جنگ تا نابودی دشمن بودند و اگر سکان رهبری جامعه را به طور کامل در دست داشتند، جنگ هزاران سال دیگر ادامه می یافت تا یا ایران نابود شود یا کل مردم جهان مسلمان گردند و به بهشت بروند.   افرادی که فتح سفارت امریکا را تکلیف شرعی خواندند و مخالفان این عمل را طرفداران امپریالیسم و اسلام التقاطی نامیدند و اکنون از پس هزاران هزینه ای که این اعمال به کشور وارد نموده است   به آن می نگرند.
اما این با قدرت بودن زیاد   پابرجا نماند. مرگ رهبر انقلاب، خستگی مردم   از جنگ و تندروی این چپهای اسلامی   در کنار رد صلاحیت عناصر سرشناس این جریان در انتخابات مجلس چهارم بسیاری از این افراد را به بر قدرتان تبدیل نمود و در   دوران سازندگی   اینان عملا به منتقدان سرسخت هاشمی تبدیل گشتند.اما این پایان ماجرا نبود. به تدریج آثار دگرگونی در اندیشه این بنیادگراین اسلامی هویدا گشت و با شعار تساهل و تسامح و اصلاحات بازگشتند و این بار خود قدرت را در دست گرفتند و عملا در قدرت قرارگرفتند. واما اکنون از پس هشت سال در قدرت بودن این بار از قدرت اخراج شدند و این بار نه دیگر از یکپارچگی قبلی دربین آنها خبری است و نه دیگر امید اقبالی از سوی مردم به آنها   می رود.
اکنون می شود باردیگر سوال بالا را از خود اصلاح طلبان پرسید که از کدام اسلام دم می زنید؟ اسلام دهه   شصت یا تساهل و تسامح دهه هفتاد یا این بار نیز با دور شدن از قدرت، اسلام دیگری در نظرتان آمده است.
برای پاسخ به سوال فوق راهی دگر را نیز میتوان پیمود و آن بررسی علل انتقادات وارده به انجمنهای اسلامی است. در کل   می توان علل زیر را برای این انتقادات بر شمرد.
 
۱-   تغییر رفتاراعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان:
آقای احمد شیرزاد در قسمتی از مقاله خود می نویسند «چگونه می توان پذیرفت که دانشجویی که نه در تفکر و نه در عمل روزمره خود کمترین پایبندی به تفکر و رفتار دینی ندارد، به دلیل ضرورت مبارزه سیاسی نام و عنوان انجمن اسلامی را با خود یدک کشد . » ایشان در حالی این مطلب را بیان می نمایند که خود از ارائه هر ملاکی در زمینه دینداری افراد عاجز         می باشد. و مانند سایر منتفدین دلیلی برای این حرف خویش ارائه نمی نمایند ضمن این که جای این سوال را نیز باقی می گذارند چرا تمامی این منتقدین پس از اخراج از قدرت به یاد این مساله افتاده اند؟ واقعیت این است که رفتار دانشجویان انجمنی درعمل و اعتقاد به مسائل دینی تفاوت چندانی نکرده است، بلکه آنچه تفاوت جدی کرده است فاصله گرفتن آنان از اصلاح طلبان و انتقاد به رفتار آنها می باشد.   لذا باید علل این انتقادات را در جای دیگری جست.
 
۲-انتقاد دانشجویان از اصلاح طلبان:
ریشه بسیاری از این انتقادات را باید درفاصله گرفتن دانشجویان از اصلاح طلبان حکومتی دانست. اختلافاتی که به قبل از انتخابات اخیر ریاست جمهوری باز می گردد. واقعیت این است که   کسب صندلیهای قوه مجریه و کرسیهای مجلس اصلاح طلبان حکومتی   را   دل خوش کرده بود و عملا   اصلاح طلبان   را به عافیت طلبان   بدل نموده بود تا جایی که در برابر هر تهاجم رقیب تنها عقب نشینی می نمودند. عقب نشینی هایی که نه قانون مطبوعات پایان آن بود و نه   ۱٨ تیر و نه برگزاری انتخابات مجلس هفتم و آن هنگام که دانشجویان فریاد برآورند که اگر شما اصلاح طلب هستید اصلاح طلبیتان کو؟ آنان کوشیدند   سمند وحقوق خویش را از مجلس و دولت بگیرند و صدای دانشجویان را ساکت نمایند و در سایه این نگرش بود که دفتر تحکیم وحدت در دولت اصلاحات دو شقه شد و آقایان   اصلاح طلب نیز در به   وجود آمدن طیف شیراز کوشش نمود تا جایی که مجوز نشست طیف شیراز به کمک آقای بهزاد نبوی در دانشگاه ساری گرفته شد و مزروعی از مشارکت و نبوی از سازمان مجاهدین سخنران جمع آنان گشتند، آنهم در حالی که بیش   از نود درصد انجمنهای اسلامی حمایت خویش از طیف علامه را اعلام نموده بودند. هر چند این قهقه   اصلاح طلبان نیزپس از این حمله بر علیه دانشجویان دوام چندانی نیاورد و اصلاح طلبان حکومتی به چنان وضعی افتادند که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری شیخ اصلاحات داد از ناسالم بودن انتخاباتی سر داد که اصلاح طلبان مجری آن بودند. اصلاح طلبان حکومتی باختند و باخت آنان نه به دلیل این که دانشجویان آن ها را رها کردند بلکه به آن دلیل بود که اصلاح طلبان حکومتی فراموش کرده بودند برای پیروزی به چیزی غیر از بازیهای زبانی نیاز دارند و آن هنگام که تحکیمی ها فریاد برآوردند که ساختار حقوقی را اصلاح نمایید، کوشیدند آنان را ساکت   نمایند تا همچنان به لفاظی های خویش ادامه دهند و یک   روزاز آرامش فعال گفتند و روز دگر از چانه زنی .
 
٣- تغییر ایدئولوژی اصلاح طلبان:
رفتار اصلاح طلبان در کوبیدن بر طبل تغییر ایدئولوژی دانشجویان را می توان به نوعی فرار به جلو نیز دانست. همانطور که گفته شد اصلاح طلبان در خلال دوران سازندگی به تغییری شگرف در گفتارو اعمال خویش پرداختند و با شعار تساهل و تسامح به میدان آمدند ولی انگار این تنها تغییر آنها نبود و قرار است هر جابجایی در قدرتی تغییر رفتار و گفتار و اعتقادات آنها را نیز به همراه داشته باشد. در فردای انتخابات   ریاست جمهوری   سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از زیر بار تشکیل جبهه حقوق بشر شانه خالی نمود و سعید حجاریان نیز از ائتلاف با موتلفه سخن راند و معین هنوز درالفبای تشکیل جبهه دموکراسی خواهی بدون یاوران انتخاباتیش گیر کرده است. مدتها است که اصلاح طلبان حکومتی تنها به نفد تندورها می پردازند و از هرگونه نقد دیگر پرهیز می نمایند. اصلاح طلبان حکومتی برای این که به انتقاد دانشجویان دچار نشوند به تهاجم پرداخته اند که این تغییر ایدئولوژی کمتربه چشم بیاید.
در واقع آنچه اصلاح طلبان حکومتی چند سالی از آن به عنوان تغییر ایدئولوژی دانشجویان یاد می کنند سوال دانشجویان انجمنی است که از آنان پرسیده اند: شما گفتید اصلاح طلبید پس اصلاح طلبیتان کو؟ و این باردانشجویان انجمنی درعمل اسلامی را می جویند که در آن جمع میان اسلام و دموکراسی، اسلام و حقوق بشر ممکن باشد ودر پی حل معادله ای هستند   که   اصلاح طلبان حکومتی نشان دادند فقط تفریق آن را بلد هستند و در این تفریق بداخلاقی نیز می نمایند. اصلاح طلبانی که   همچنان از تاریخ نمی آموزند والا فریاد بر نمی آوردند که شخص یا مسلمان است یا دموکرات و طرفدار حقوق بشر زیرا اگر این فریادها اثری داشت شاه که جمع میان مبارزه و اسلام را نشدنی می دانست همچنان بر مسند حکومت بود. همانطور که نیاموختند عقب نشنی به پیروزی نمی انجامد و از قدرت اخراج شدند. اخراج شدنی که به بلندتر شدن   طبل حمله به دیگران افزوده است و   می رود که کم شنوایی شدید این   بازندگان را به ناشنوایی بدل کند. به هرحال دانشجویان اکنون در حال تلاش برای ارائه اسلامی هستند که با آن جمع میان اسلامی و دموکراسی و   حقوق بشر ممکن باشد. همانگونه که زمانی دانشجویان سعی می نمودند جمع میان اسلام و مبارزه را ممکن سازند ودر این راه بی شک فراز و نشیبهای فراوانی را در پیش خواهند داشت که کوچکترین آن این حملات است و دانشجویان نشان داده اند که قصد عقب نشینی ندارند و هنوز جمع میان اسلام و حقوق بشر و دموکراسی را ممکن می دانند.
دانشجویان انجمنهای اسلامی اکنون بر خود می بالند که درخلال این سالها و با وجود پرداخت هزینه فراوان در   پی ارائه اسلامی بوده اند   که دایره آن چنان وسیع است که لازم نیست مانند چپهای اسلامی دهه شصت انقلاب فرهنگی به راه بیندازند و برای هزاران نفر پرونده سازی نمایند و آنها را از دانشگاه اخراج نمایند. لازم نیست بر طبل جنگ بکوبند و سرمایه های کشور را بر باد دهند و خوشحالند که مانند بسیاری از منتقدانشان اعمالی ندارند که مجبور به توجیه آن باشند. واکنون این دانشجویان اصلاح طلبان حکومتی را از تغییر ایدئوژی دیگر و بازگشت به دهه شصت باز می دارند تا جلوی تحمیل هزینه ای دیگر به کشور را بگیرند اکنون نوبت اصلاح طلبان است که ثابت نمایند تغییر رفتار وگفتارشان تنها برای کسب قدرت نبوده است و تساهل و تسامح نتیجه تفکربوده است نه یک شعار انتخاباتی. دانشجویان در سال گذشته با تمام هزینه هایی که دادند همچنان در راه خود ثابت قدم ماندند تا به دیگران بیاموزند مبارزه یعنی ایستادگی تا آخرو این نکته ای است که اصلاح طلبان حکومتی آن را باور ندارند.
 
* عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 16:27  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

رضا خجسته رحيمى/ نافرمانى مدنى، دستاورد جنبش دانشجويى ايران

”دانشجویان بايد بتوانند با یک بسترسازی مناسب در دانشگاهها، امید به تحول و  اصلاح را در جامعه ایران زنده کنند“
”دانشجویان بايد بتوانند با یک بسترسازی مناسب در دانشگاهها، امید به تحول و اصلاح را در جامعه ایران زنده کنند“
جنبش دانشجويى ايران، پس از انقلاب بهمن ۵۷ روند پر پيچ و خمى را از سر گذرانده است. پس از انقلاب و با بسته شدن دانشگاهها در جريان انقلاب فرهنگى، فضا به‌آرامى به‌گونه‌اى پيش رفت كه عملا اين تنها دانشجويان موسوم به «طرفدار خط امام» كه طرفدار حكومت نيز بودند، اجازه فعاليت در چارچوب دانشگاهها را داشتند. اما اكنون همان فعالان دانشجويى و يا نسل بعد از آنها، در تشكيلات «دفتر تحكيم وحدت» تبديل به جنبشى اعتراضى در برابر حكومت شده‌اند.

در مورد گرايشهاى كنونى در جنبش دانشجويى، دورى روزافزون دانشجويان از اصلاح‌طلبان، و نيز نزديكى آنها با ديگر جنبش‌هاى مدنى و اجتماعى، رضا خجسته رحيمى عضو سرويس سياسى روزنامه «شرق» و صاحب‌نظر در مسايل دانشجويى، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

آقای خجسته رحیمی، «دفتر تحکیم وحدت» بعنوان نماد جنبش دانشجویی و بزرگترین تشکیلات دانشجویی ایران چه فراز و نشیب‌هایی را از سر گذرانده و چه مسیری را تا امروز پیموده است؟

رضا خجسته رحیمی: همانطور که شما اشاره کردید، «دفتر تحکیم وحدت» فراز و نشیب‌های بسیار زیادی را در دوران حرکت و در دوران تحولات خودش داشته است. پس از استقرار حکومت اسلامی در سالهای بعد از انقلاب «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»، دفتر تحکیم وحدت را شکل دادند. در آن سالها دفتر تحکیم وحدت بازوی نظارتی حاکمیت در دانشگاه بود و ما دیدیم که فعالیت‌هایی همچون تسخیر سفارت آمریکا يا آنچه آنها می‌ناميدند «لانه جاسوسی»، یا «انقلاب فرهنگی» و پاکسازی در دانشگاهها توسط همین دانشجویان تحکیمی صورت می‌گرفته. پس از گذران دوره‌ای، دانشجویان تحکیمی بموازات خروج نیروهای چپ مذهبی و نیروهای خط امام از حکومت، آنها هم نقش بازوی حکومتی خودشان را در دانشگاه را به بازوی احزاب چپ مذهبی در دانشگاه تقلیل دادند. و در این دوره اگرچه دانشجویان صرفا بازوی حکومت در دانشگاه نبودند و دیگر دوران حکومتی بودن آنها بطور کامل به‌پایان رسیده بود،‌ ولی همچنان پیشبرنده‌ی احزاب سیاسی گروههای چپ و گروههای خط امامی در دانشگاه بودند. تا اینکه ما دیدیم حتا در پیروزی آقای خاتمی در انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ این دانشجویان نقش بسیار زیادی و سهم بسزایی در این پیروزی داشتند. پس از این انتخابات و پس از استفاده‌های بسیار زیادی که بعنوان پیاده‌نظام این نیروهای سیاسی در دانشگاه از این دانشجویان شد، دانشجویان به‌سمت جداشدن از نیروهای سیاسی حرکت کردند و با طرح بحث دوری از قدرت، دوری خودشان را از نیروهای سیاسی رقم زدند و پس از آن هم دیدیم که با طرح شعار «دیده‌بان جامعه مدنی» عملا رابطه‌ خودشان را بیش از پیش با جامعه مدنی و با گروههای اجتماعی بجای گروههای سیاسی و گروههای حکومتی برقرار کردند. ما می‌بینیم که در این ۲۸ سال پس از انقلاب «دفتر تحکیم وحدت» ‌اگرچه در سالهای ابتدایی انقلاب بازوی حکومتی حاکمیت در دانشگاه بود و حتا برخی‌ها به طنز و کنایه از آن بعنوان «دفتر تحکیم وحشت» هم یاد می‌کردند، اما اکنون دفتر تحکیم وحدت بسیار نزدیک به گروههای فعال در عرصه اجتماعی و گروههای مدنی شده است.

برسیم به امروز آقای خجسته رحیمی. اگر بخواهید گرایش‌های موجود در جنبش دانشجویی ایران را بربشمرید، چه گرایش‌ها یا اختلاف‌نظرهایی بیشتر خودشان را نشان می‌دهند؟

رضا خجسته رحیمی: در کنار بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویی که دو گروه کاملا حکومتی در دانشگاهها هستند و در حقیقت نمی‌شود آنها را بخشی از جنبش دانشجویی دانست، تنها گروه فعال در دانشگاههای سراسر کشور که دارای مرکزیت، دارای بدنه و دارای ساختار متشکل در دانشگاهها هست، دفتر تحکیم وحدت است. متاسفانه باید عنوان بکنیم که دفتر تحکیم وحدت در حقیقت یک گروه بی‌رقیب در دانشگاههاست و بخاطر بسته بودن فضای دانشگاهها و عدم اعطای مجوز به گروههای مختلف در دانشگاهها، امکان بوجود آمدن هیچ تشکل دیگری که تشکل مستقلی باشد در کنار دفتر تحکیم بوجود نیامده و دفتر تحکیم وحدت از همین روی هم بوده که در سالهای گذشته بحث پارلمان دانشجویی را مطرح کرده تا بتواند در فضایی که امکان فعالیت تشکل‌های مستقل در دانشگاهها فراهم نیست، خود این محلی باشد برای حضور فعالیت دانشجویان سیاسی در دانشگاهها، دانشجویان سیاسی‌ای که به حرکت اصلاح‌طلبی می‌اندیشند و فارغ از اینکه چپ هستند، راست مدرن هستند، لیبرال هستند، سوسیال هستند و یا مذهبی هستند سعی کرده است که از سقف کوتاه انجمن‌های اسلامی فضایی بسازد تا دیگر فعالان سیاسی در دانشگاهها هم در زیر این سقف به فعالیت‌های سیاسی مشغول باشند. واقعیت این است که تنها تشکل فراگیر و موجود در درون دانشگاهها همین دفتر تحکیم وحدت علامه هست که البته ما شاهد دو تفکر در درون این انجمن‌های اسلامی هستیم که در همین انتخابات ریاست جمهوری گذشته هم مواجه‌ این دو جریان را با همدیگر دیدیم. جریانی که در اقلیت هست و بهمراهی با اصلاح طلبان حاکم و گروههای اصلاح‌طلب چپ در جمهوری اسلامی می‌اندیشد، و گروه دیگر که در اکثریت قرار دارد و بیشتر به ارتباط با بدنه‌ اجتماعی می‌اندیشد و بحث «دوری از قدرت» را مطرح کرده و تاکید دارد که انجمن‌های اسلامی دانشجویان نباید پیاده‌نظام گروههای سیاسی در دانشگاه باشند.

به‌نظر می‌رسد که حکومت‌ها و حکومت ایران بطور مشخص توان مهارکردن جنبش دانشجویی و کنترل و سلطه کامل بر آن را ندارند. دلیل این ناتوانی را به نظر شما در چه چیزی باید جست؟

رضا خجسته رحیمی: همانطور که شما عنوان کردید،‌ این واقعیت وجود دارد و آنرا هم باید به نافرمانی مدنی که شیوه برگزیده توسط این دانشجویان هست، حوالت داد. واقعیت این است که دانشجویان تحکیمی علی‌رغم مصوبات شورای عالی غیرقانونی انقلاب فرهنگی و مصوبات وزارت علوم و دخالت مدیریت دانشگاهها در انجمن‌های اسلامی، فعالیت خودشان را بدون توجه به این قوانین در حقیقت تحمیلی پیش می‌برند. ما می‌بینیم که اکنون در بسیاری از دانشگاهها نتیجه این انتخابات که باید ریاست و مدیریت دانشگاه تایید بکند، این اتفاق نمی‌افتد و نتیجه این انتخابات تایید نمی‌شود. اما دانشجویان تحکیمی فارغ از چنین اتفاقی بکار خودشان ادامه می‌دهند و با برگزاری انتخابات، فارغ از تایید آن توسط مدیریت دانشگاهها، بکار خودشان ادامه می‌دهند. من گمان می‌کنم که نافرمانی مدنی بعنوان شیوه‌ای که دانشجویان تحکیمی در مقابله با حاکمیت و فشارهای حکومتی برای پیش بردن اهداف خودشان در دانشگاهها برگزیده‌اند، تا حدودی شیوه‌ای نتیجه‌بخش بوده که آنها را در رسیدن به اهداف خودشان کمک کرده و حاکمیت را در مقابله کامل با آنها ناتوان ساخته است.

حالا چرا جنبش دانشجویی در ایران، همانطور که شما هم گفتید، حداقل گرایش مسلط آن، بطور کامل از اصلاحات درون حکومتی روى گردان شد؟

رضا خجسته رحیمی: دانشجویان تحکیمی در سال ۷۶ بیشترین فعالیت را در دانشگاهها برای حمایت از آقای خاتمی از خودشان بروز دادند و پس از آنهم در سال ۸۰ علی‌رغم انتقاد بسیاری که بر آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان بود، باز همین دانشجویان از آقای خاتمی حمایت کردند. ولی در سال ۸۱ بود که این دانشجویان خروج خودشان را از «جبهه دوم خرداد» اعلام کردند و در کنار آن از تشکیل جبهه‌ای بنام «جبهه‌ای برای دمکراسی‌خواهی» سخن گفتند. من با ذکر یک مثال در همین مورد توضیح می‌دهم که علت مفارقت و جدایی این دانشجویان از اصلاح‌طلبان چه بوده و چه هست. ما می‌بینیم که در همین زمان دانشجویان تحکیمی در حین آنکه خروج خودشان را از جبهه دو خرداد اعلام می‌کنند و بر تشکیل جبهه‌ای بنام دمکراسی‌خواهی تاکید می‌کنند، پس از مدتی که قصد دارند نشست خودشان را با عنوان «نشست جبهه دمکراسی‌خواهی» برگزار کنند، وزارت علوم آقای معین و وزارت علوم دولت اصلاحات تاکید می‌کند که با این عنوان و در ذیل چنین عنوانی به این نشست مجوز داده نمی‌شود. خوب، این در حالی‌ست که ما می‌بینیم در سالهای بعدتر همین اصلاح‌طلبان بحث جبهه دمکراسی‌خواهی را مطرح می‌کنند و خودشان همان شعاری را که چندسال پیش همین دانشجویان شعار می‌دادند بعنوان برنامه انتخاباتی خودشان اعلام می‌کنند. خوب، این دانشجویان مسلما از خودشان خواهند پرسید که چرا زمانیکه ما چنین شعاری را بعنوان شعار سیاسی در دانشگاهها مطرح کردیم و اعلام کردیم که دفتر تحکیم می‌تواند سبب‌ساز تشکیل چنین جبهه‌ای در دانشگاهها باشد و از نیروهای سیاسی و فرهنگی هم برای نظردادن در مورد شکل این جبهه دعوت کردیم، چرا آقای معین و وزارت علوم دولت اصلاح‌طلبان با طرح چنین بحثی مخالفت کردند، و اکنون چه شده است که بدون هیچ توضیحی این اصلاح‌طلبان چنین شعاری را در اولویت شعارهای تبلیغاتی و انتخاباتی خودشان قرار می‌دهند! علاوه براین ما دیدیم که در داستانهای مختلف، همچون بازداشت دانشجویان، اصلاح‌طلبان هم چندان پیگیر و چندان همراه با این دانشجویان نبوده‌ و آنها مورد بی‌مهری‌های زیادی از سوی اصلاح‌طلبان قرار گرفته‌اند. به این ترتیب بود که این دانشجویان احساس کردند که آنها گویی پیاده‌نظام اصلاح طلبان حاکم در درون دانشگاهها هستند و صرفا بعنوان یک ابزار به آنها نگاه می‌شود. و این نگاه ابزاری، به نظر من، بیشترین تاثیر را در مفارقت و جدایی دانشجویان تحکیمی از اصلاح‌طلبان حکومتی داشت وبیشترین تاثیر را در این زمینه از خودش بجای گذاشت.

فعالان جنبش دانشجویی همواره تاکید بر احترام به قانون دارند، اما درعین‌حال می‌بینیم که بسیاری از حرکتهای آنها از نظر حکومت غیرقانونی اعلام می‌شود. پرسش این است که جنبش دانشجویی ایران از واژه‌ی «قانون»‌ چه چیزی را مراد می‌کند؟

رضا خجسته رحیمی: مسلما تفسیر ما از قانون در این زمینه بسیار راهگشا خواهد بود. آیا ما به قانون نگاهی صرفا شکلی و ظاهری داریم یا نگاهی محتوایی داریم؟ آیا اگر حکومتی قانونی مصوب کند که بنابر آن قانون بتواند همه‌ی فرهنگ‌دوستان و اندیشمندان و دگراندیشان کشور خودش را به زندانها راهی بکند، آیا می‌توان چنین قانونی را به‌صرف اینکه به تصویب رسیده و صورت قانونی بخود بخشیده است قانون نامید؟ مسلما چنین قانونی را، علی‌رغم اینکه ظاهر قانونی دارد، نمی‌شود یک قانون با محتوای قانونی و با محتوایی که در حقیقت با روح قانون همخوانی داشته باشد، دانست. بسیاری از قوانینی که اکنون وجود دارد و بر فضای دانشگاهها هم تحمیل می‌شود از همین جنس‌اند. اما، بسیاری از قوانین هم  دچار بدفهمی و دچار تاثیرهای نادرست از قانون شده‌اند. بعنوان مثال، مطابق اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برگزاری تجمعات در صورتی که مخل مبانی اسلام نباشد مجاز است و احتیاجی به دریافت مجوز از هیچ نهادی ندارد. این در حالی‌ست که ما می‌بینیم تمام تجمعاتی که  امروز برگزار می‌شود و به صورت آرام و به صورت بسیار ملایمی هم برگزار می‌شود، این تجمعات غیرقانونی اعلام می‌شوند و مسلما چنین مسئله‌ای با روح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در تضاد است. بنابر این باید از دو زاویه به این داستان نگاه کرد. در منظر اول، بسیاری از تفسیرهایی که از قانون اساسی می‌شود و توسط حکومت بر جامعه تحمیل می‌شود تفسیرهایی‌ست متضاد و متفاوت با روح قانون اساسی که توسط عده‌ای خاص و با تفسیری خاص عنوان و مطرح می‌شود. و در درجه دوم بخشی از قوانین هم که در همین مجلس به تصویب می‌رسد، حتا، در تضاد با روح قانون اساسی خود ایران هست و علاوه بر آن با روح قانون هم می‌تواند در تضاد باشد.

فعالان جنبش دانشجویی بخصوص در ماههای گذشته تاکید ویژه‌ای بر نقد قدرت و ساختار دولتی دارند. اگر جنبش دانشجویی در اصل جنبشی صنفی باشد که هست، فعالان دانشجویی در ایران لزوم نقد ساختار قدرت سیاسی را چگونه توضیح می‌دهند؟

رضا خجسته رحیمی: دفتر تحکیم وحدت هیچگاه مدعی آن نبوده که صرفا به فعالیت‌های صنفی در دانشگاهها می‌پردازد. ما، چه زمانیکه بحث دوری از قدرت مطرح شد، چه زمانیکه بحث نقادی قدرت مطرح شد و چه زمانیکه بحث دیده‌بانی جامعه مدنی از جانب دانشجویان تحکیمی و دانشجویان انجمن‌های اسلامی مطرح شد، شاهد آن بوده‌ایم که نگاه اجتماعی و نگاه سیاسی در درون انجمن‌های اسلامی حاکم بوده و آنها به‌نوعی سعی داشتند که مطالبات مردم ایران را پیش ببرند و بر این مطالبات در حقیقت تاکید داشته باشند. بنابراین، دانشجویان اگرچه بر مطالبات صنفی خودشان هم تاکید دارند و حتا به‌نظر می‌رسد که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سعی می‌کنند که اعتراضات خودشان را بیشتر از کانال همین اعتراضات صنفی پیش ببرند، اما آنها همواره مباحث و مطالبات سیاسی را در دستور کار خودشان هم قرار داده بودند. کمااینکه ما می‌بینیم انتخاب آقای خاتمی بعنوان یک تحول بزرگ سیاسی در ایران تا حدود زیادی محصول همکاری و فعالیت دانشجویان در دانشگاهها و جنبش دانشجویی در انجمن‌های اسلامی بوده و آنها در این زمینه فعالیت چشمگیری از خودشان به نمایش گذاشتند.

جنبش دانشجویی در ایران بخصوص در ماههای اخیر ارتباط تنگاتنگی داشته با جنبش‌های مدنی یا صنفی دیگر، مثل جنبش زنان و یا جنبش کارگری.  شما دلیل و لزوم این پیوند را چگونه توضیح می‌دهید؟

رضا خجسته رحیمی: پس از اینکه به نظر رسید اصلاحات از مفر حکومت و اصلاحات از بالا چندان راهگشا نیست و نتوانسته است به بازشدن فضای سیاسی در ایران یاری‌دهنده باشد و کمکی بکند، دانشجویان در انجمن‌های اسلامی با طرح بحث «دیده‌بانی جامعه مدنی» بر ارتباط با بدنه اجتماعی و ارتباط با گروههای اجتماعی تاکید کردند. زیرا آنها معتقدند که احزاب اصلاح‌طلب هم اگر در پیشروی خودشان ناموفق بودند، به این دلیل بود که ارتباط تنگاتنگی را با نیروهای اجتماعی و گروههای فعال در عرصه‌ی اجتماعی نداشتند و در حقیقت اگرچه در شعار از فشار از پایین سخن می‌گفتند، ولی اعتقادی به این فشار از پایین که لازمه‌‌اش ارتباطات با گروهها موثر در پایین و در درون اجتماع بود، نداشتند. به این ترتیب بود که دانشجویان درحالیکه دیدند اصلاح‌طلبان چنین برنامه‌ای را در دستور کار خودشان قرار ندادند، خودشان به این بحث پرداختند و در ذیل بحث دیده‌بانی جامعه مدنی به ارتباط‌گیری با گروههای موثر در عرصه اجتماعی پرداختند و به این امر مهم مشغول شدند.

حالا آقای خجسته رحیمی، خود شما چشم‌انداز جنبش دانشجویی ایران را چگونه می‌بینید؟

رضا خجسته رحیمی: من احساسم این است که دانشجویان تحکیم در طی ۸ سال فعالیت اصلاح‌طلبان عملکرد مناسبی را از خودشان بروز داده‌اند. آن زمانیکه باید اصلاح طلبان را همراهی می‌کردند در پیشبرد اهداف خودشان از هیچ کوششی فروگذار نبودند و آن زمانی هم که احساس کردند اصلاح‌طلبان با طرح بحث «اعتدال» از مسیر وعده‌هایی که داده‌ بودند خارج شدند، آنها هم در حقیقت حاضر به حمایت و همکاری و پیاده نظام بودن این فعالان سیاسی در دانشگاهها نشدند. اما پس از انتخابات ریاست جمهوری در حالیکه اصلاح‌طلبان ما در بحران استراتژی و تعلیق استراتژی فرو می‌روند، دانشجویان تحکیمی هم به نظر می‌رسد که در این تعلیق و بحران استراتژی با آنها همسفره شده‌اند. انتظار می‌رود که دانشجویان تحکیمی و دانشجویان فعال در دانشگاهها بستر‌ساز تحولات جدی در درون دانشگاهها باشند و با دعوت از چهره‌های فرهنگی و با دعوت از چهره‌های جدید به دانشگاهها به طرح راهکارهای جدید برای برونرفت از بحران و برونرفت از این دوران تعلیق استراتژی بپردازند. به نظر می‌رسد که دانشجویان تحکیمی اصلی‌ترین وظیفه‌شان در شرایط فعلی همین هست. کما اینکه در دوره‌های پیشین هم این دانشجویان دقیقا محرک اجتماع و محرک نیروهای سیاسی برای برونرفت از شرایط بحرانی بودند،‌ در فضای فعلی که همگان در یک سکوت زمستانی بسر می‌برند، این دانشجویان بتوانند با یک بسترسازی مناسب در درون دانشگاهها، امید به تحول و امید به اصلاح را در جامعه ایران زنده بکنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 2:28  توسط جوانان پیشگام ایران   |