تبليغاتX
جوانان پیشگام ایران

جوانان پیشگام ایران

اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی

بحران هسته‌اى، شانسى براى جنبش دمكراسى‌خواهى؟

 

آن حساسيتی كه جامعه جهانی نسبت به  مسئله‌ی هسته‌ای ایران دارد در داخل كشور کمتر مشاهده می‌شود. آن حساسيتی كه جامعه جهانی نسبت به مسئله‌ی هسته‌ای ایران دارد در داخل كشور کمتر مشاهده می‌شود.
به نظر ميرسد مواضع افراطى مسئولان جمهورى اسلامى ايران در مناقشه اتمى راه را بر مذاكره و رسيدن به يك راه حل مسالمت آميز بسيار دشوار كرده است. بسيارى بر اين اعتقادند كه مواضع امروز دولت ايران تنها پوششى بر ضعف و ناتوانى آن از پاسخگويى به مشكلات درونى است. اما آيا موقعيت حساس كنونى ميتواند روزنه اى براى پيشبرد دمكراسى در ايران بوجود آورد؟

اينكه آيا مناقشه اتمى دغدغه ذهنى عموم در ايران است، مسئله‌ای است كه به عقيده پاره‌ای دست اندركاران و فعالان سياسى بايد با ديد ترديد بدان نگاه كرد. چراكه از نظر آنها مشكلات داخلى به چنان كلاف پيچيده‌ای تبديل شده‌اند، و دولت احمدى‌نژاد بقدرى از پاسخگويى به حداقل‌هاى وعده داده شده ناتوان است كه چاره‌ای جز بحران‌آفرينى و معطوف كردن اذهان به اين بحران ندارد. فعالان حقوق بشر و جنبش دانشجويى برآنند كه :

” در حال حاضر به نظر می‌رسد كه حكومت فقدان پشتيبانى مردمى را در راستاى بحث هسته‌ای تلاش می‌كند جبران كند و عقب ننشستن آنهم بيشتر معطوف به همين عدم پشتوانه‌ی مردمى حكومت است. زمانى كه شهروندان احساس می‌كنند در نزد حكمرانان از كمترين منزلت و اعتبارى برخوردار هستند و حضورشان و رای‌شان صرفا جنبه زينتى دارد، خوب طبيعى است كه نسبت به آنچه كه در مورد كشورشان اتفاق می‌افتد دچار يك بى‌تفاوتى و دلزدگى می‌شوند.” 

اينها سخنان آقاى عبدالله مومنى از فعالين جنبش دانشجويى است كه معتقد است حکمرانان و مسئولان حکومتی کمترین تدبیر و دوراندیشی را در اتخاذ دپیلماسی در مورد مسئله‌ی هسته‌ای بخرج نمی‌دهند و از این جهت مردم شاهد حساسیت‌ها، واکنش‌ها و حتا تهدیدات جدی هستند. تهديداتى كه کشور را به ورطه‌ی بحران می‌کشاند.

او به نبود كمترين امكان اظهارنظر براى مخالفان انتقاد می‌كند و اينكه:

”مخالفین یا از جسارت کافی برخوردار نیستند، به دلیل هزینه‌هایی که مخالفت با سیاست‌های حکومت در پی دارد و مترتب آن مخالفت‌هاست، و یا اینکه آن تریبون را در اختیار ندارند که مخالفت خودشان را اعلام کنند. از این جهت به نظر می‌رسد علاوه بر اینکه مسئله‌ی هسته‌ای ایران به مناقشه‌برانگیزترین مسئله‌ی جامعه‌ی جهانی تبدیل شده و جامعه جهانی بیشترین حساسیت را نسبت به روند مسئله‌ی هسته‌ای ایران و شیوه‌ دیپلماسی جمهوری اسلامی دارد، در داخل ما کمتر شاهد هستیم که مردم این حساسیت‌ها را درک کنند.”

اما اين تنها يك روى سكه است. ‌آقاى مومنى با ارزيابى از اوضاع بين‌المللى شانسى را نيز براى مردم می‌بيند. او با اشاره به اين موقعيت می‌گويد:

” به نظر می‌رسد که مردم دوست دارند که به گونه‌ای از فشارها و از حساسیت‌های جامعه جهانی نیز، در راستای پیشبرد مطالباتشان استفاده کنند. بهرحال ما شاهد هستیم که در مقطع کنونی مخالفت‌ها و حساسیت‌های جامعه جهانی نسبت به مسئله‌ی حقوق بشر، دمکراسی برای اولین بار هست که همسویی با خواسته‌های ایرانیان دارد. و از این جهت، برخی از نخبه‌گان و روشنفکران به مسئله‌ی فشار خارجی بمثابه یک فرصتی برای تقویت نیروهای دمکراسی‌خواه در داخل نگاه می‌کنند و از این منظر حتا برخی از نخبگان نیز از اینگونه حساسیت‌ها، استقبال می‌کنند.”

عبدالله مومنى درعين حال به اين خطر نيز توجه می‌دهد كه ممكن است نتیجه‌ی بی‌تدبیری حکومتگران و انفعال روشنفکران و نخبگان سياسى، كار را به بن بست بكشاند و تنش‌هاى موجود در ادامه خود به تهدیداتی که جنبه‌ی نظامی و تهاجمی دارد بيانجامد:

” طبیعی‌ست که حتا می‌تواند در این دورانی که بهرحال بعنوان بسترهای لازم برای گذار از یک نظام اقتدارگرا به دمکرات جوانه‌هایی زده شده است، را نيز خشک کند و جامعه‌ی ایران را با یک عقبگرد تاریخی مواجه کند.”

او معتقد است كه استفاده‌ی منطقی و مدنی از شرایط موجود و متوسل شدن به راهبردهای مسالمت‌آمیز با توان نیروهای داخلی و با استفاده از فضای مساعد همسو با خواست ایرانیان در جامعه بین‌الملل، می‌تواند ايران  را از این وضعیت گذار از یک نظام اقتدارگرا به دمکراسی بکشاند.”

اين نكته‌ای است كه آقاى اميد نورى‌پور از اعضاى شوراى رهبرى حزب سبزهاى آلمان نيز از زاويه‌ای ديگر، يعنى از نگاهى كه غرب بايد به ايران داشته باشد مورد تاييد قرار می‌دهد. به عقيده وى غرب می‌تواند با حمايت از جنبش مدنى و دمكراسى‌خواهى در ايران به اين كشور كمك كند و تا بر بحران فعلى فائق آيد. او در مورد چگونگى اين حمايت به سه عرصه اشاره می‌كند و می‌گويد:

اولين زمينه حمايت از جنبش زنان براى رسيدن به حقوقشان است. زيرا جنبش زنان در ايران موتور محرك جنبش مدنى است. و اين بسيار اهميت دارد كه به زنان ايران كه امثال شيرين عبادى‌هاى بی‌شمارى دارد، تريبونى براى انتشار نظراتشان داد. نه فقط در داخل، بلكه بايد به اين زنان شانس اعلام نظرات و انتشار افكارشان در عرصه بين‌المللى داده شود. همه می‌دانند كه خانم عبادى با گرفتن جايزه نوبل صلح از مصونيت بيشترى نسبت به هم رديفان خود در ايران برخوردار است و من فكر می‌كنم بايد به زنان ديگرى هم اين امكان داده شود.

عرصه ديگر مطبوعات است. خبرنگاران و روزنامه‌نگاران متعددى هستند كه روزنامه‌ها و نشرياتشان بسته شده و تنها از طريق وبلاگ و وب سايت گزارش می‌دهند به اين عده هم بايد امكان انتشار مطالبشان داده شود.

و سومين عرصه، عرصه رفرم در درون خود اسلام است. درحال حاضر در ميان روحانيون ايرانى مجادلات و بحث‌هاى فراوانى برسر مسائلى نظير اينكه سياست و دين چه رابطه‌ای باهم دارند، سوالى كه در جمهورى اسلامى سوالى پايه‌ای‌ست، در جريان است. اينكه چنين مباحثى در ايران بشكل گسترده جارى است، متاسفانه در غرب بسيار ناشناخته است.

اميد نورى‌پور در جاى ديگر بر اهميت خبررسانى از وقايع مهم ايران تاكيد دارد و به  اخبار مهمى مانند اعتصاب سراسرى اخير شركت واحد در ايران اشاره می‌كند و می‌گويد:

” اين يك نشان آشكار بود مبنى براينكه جامعه مدنى در ايران نمرده و كشور تنها در چنگ يك رژيم توتاليتر قرار ندارد. بايد به اين موارد، به اين جهت‌گيرى‌هاى مثبت در ايران در مطبوعات غرب بيشتر بها داده شود و مشروح‌تر گزارش گردد، بايد با حمايت از آنها به مردم ايران دلگرمى داد و شهامت آنها را تشويق كرد. و اين‌ها بهترين و مهمترين كمك‌هايى است كه غرب می‌تواند به ايران بدهد.”

مريم انصارى
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 16:56  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

 

بیانیه دفتر تحکیم وحدت

اعتراض به سرکوب گسترده جنبش دانشجویی

حجم برخوردهایی قضایی، امنیتی و انضباطی در این چند ماه به حدی زیاد شده است که اکثر فعالان دانشجویی را شامل شده است. این برخوردها در چهار سطح برخوردهای امنیتی و قضایی، احکام انضباطی برای دانشجویان و فعالان دانشجویی، توقیف نشریات دانشجویی و برخورد با تشکل‌های دانشجویی مستقل صورت می‌گیرد.
 
بیانیه دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به سرکوب گسترده جنبش دانشجویی

در حالی که دولت جمهوری اسلامی برای توجیه عملکرد نابخردانه خود به توجیهات علمی روی آورده است و مقامات عالی حکومت با سنگر گرفتن پشت لفظ علم گرایی و حمایت از دانشمندان و دانشگاهیان ایرانی به دفاع از رفتارهای خود در جامعه جهانی می‌پردازند، تمام تلاششان را برای خاموش کردن نهاد آزادیخواه دانشگاه به کار گرفته‌اند و دانش را با ایدئولوژی رسمی خود پیوند زده‌اند.
حجم برخوردهایی قضایی، امنیتی و انضباطی در این چند ماه به حدی زیاد شده است که اکثر فعالان دانشجویی را شامل شده است.
این برخوردها در چهار سطح برخوردهای امنیتی و قضایی، احکام انضباطی برای دانشجویان و فعالان دانشجویی، توقیف نشریات دانشجویی و برخورد با تشکل‌های دانشجویی مستقل صورت می‌گیرد.
احضارهای مکرر دانشجویان به کمیته‌های انضباطی و صدور احکام سنگین انضباطی برای آنها شیوه متدوال برای سرکوب دانشجویان و فعالان دانشجویی شده است. حراست دانشگاهها که اختیارات امنیتی آن هر روز زیاد‌تر می‌شود، مداخله و کنترل حوزه خصوصی و عمومی دانشجویان را بر عهده دارد و بر تمام شئون دانشگاه سایه افکنده و نقش پرونده سازی برای دانشجویان را عهده دار است. از سوی دیگر کمیته‌های انضباطی در پشت درهای بسته و بدون شنیدن دفاعیات ، دانشجویان را غیر علنی و غیر حضوری محاکمه می‌کنند . از این رو نهادهای قضایی و امنیتی خارج از دانشگاه در دو نهاد کمیته انضباطی و حراست بازتولید شده و وظیفه سرکوب فعالیتهای دانشجویی را از درون دانشگاه بر عهده گرفته است. رویه مبهم و غیر شفاف این دو نهاد، حجیم شدن آن را در پی داشته است به گونه ای که علاوه بر برخوردهای سازمان یافته حراست و کمیته انضباطی ، این نهادها به محلی برای عقده گشایی و ارضای حس سادیستی برخی از کارمندان دون پایه آن نیز تبدیل شده است.
در هفته‌های اخیر آرش خاندل، محمد جواد درودکشان، سیامک نادعلی، سه دانشجوی عضو انجمن لرستان با سنگین ترین احکام انضباطی و محرومیت از دو ترم تحصیلی مواجه شدند که اعتراضشان به این احکام نه تنها نتیجه ای را در بر نداشت بلکه حتی فراتر از اختیارات کمیته انضباطی به ٣ ترم افزایش یافت و در حالی که هنوز حکم در مرحله بدوی است از ورود این افراد به دانشگاه جلوگیری شده و از ادامه تحصیل آنها ممانعت به عمل آمده است.
عباس حکیم زاده و عابد توانچه اعضای انجمن امیرکبیر نیز با احکام سنگین محرومیت از یک ترم تحصیل مواجه شدند. این در حالیست که پرونده عباس حکیم زاده به دلیل صرفنظر کردن، رییس دانشکده اش از شکایت خود یک سال پیش مختومه اعلام شده بود و مسولان جدید دانشگاه و کمیته انضباطی برای برخورد با فعالیتهای سیاسی و اجتماعی عباس حکیم زاده پرونده‌های بدون شاکی را بهانه حکم انضباطی قرار داده‌اند.
امین قلعه ای، محمد امین مهوش و احمد میرزایی سه عضو انجمن دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی می‌باشند که هر یک از یک ترم تحصیلی محروم شده‌اند.
سه عضو انجمن شیراز و علوم پزشکی، محمد مهدی احمدی، نادر دیناری و روح الله زالی مقدم نیز به کمیته انضباطی احضار شده‌اند که پرونده‌هایشان در دست بررسی است. همچنین تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه ارومیه و اعضای انجمن آن به کمیته انضباطی احضار شده‌اند .
از طرفی، برخوردهای قضایی و امنیتی از صدور احکام سنگین قضایی بر ای اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت، علی افشاری، عبدالله مومنی، مهدی امین زاده، اکبر عطری، احمد فرجی و امیر بلالی شروع شده است و اعضای فعلی دفتر تحکیم و فعالان دانشجویی از جمله فرید مدرسی، رضا دلایی میلان، حسین خدایاری، سعید اردشیری را در بر گرفته است.
حاکمیت اقتدار گرا سرکوب دانشجویان را آنچنان در دستور کار خود قرار داده است که برخورد در کمیته‌های انضباطی را کافی ندانسته و برای خاموش کردن صدای دانشجویان حتی رسانه‌ها را از رساندن صدای مظلومانه شان و انتشار اخبار برخوردهای قضایی و امنیتی منع کرده است.
برخورد با جنبش دانشجویی در سطح افراد متوقف نشده و به نهادها و رسانه‌های دانشجویی نیز سرایت کرده است. انجمن‌های اسلامی دانشجویان با سابقه ای بیش از حاکمیت جمهوری اسلامی و گذشته نقش آفرین در فروپاشی استبداد و پیروزی انقلاب ٥٧، به شدت مورد هجمه اقتدار گرایان قرار گرفته است و نهادهای بازتولید کننده اقتدار حاکمیت درون دانشگاهها ، انجمن‌های اسلامی را به عنوان تنها تشکل دانشجویی آزادیخواه و تحول طلب باقی مانده در درون دانشگاه را بر نمی‌تابند و با دخالت در امور داخلی شان و مانع تراشی بر سر انتخابات آن و یا با تعلیق فعالیت برخی از آنها مستقیما فعالیتشان را متوقف می‌کنند. انجمن اسلامی دانشجویان لرستان، علوم پزشکی کاشان، دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی و دانشگاه رجایی با حکم هیات نظارت از ادامه فعالیت بازمانده‌اند. هیات نظارت دانشگاه گیلان با تذکری چارچوب فعالیت برای انجمن گیلان تعیین کرده است . نشریات دانشجویی یکی دیگر از نهادهای دانشجویی است که تحت فشار قرار گرفته‌اند.نشریات دانشجویی زیادی از جمله تخته سیاه، گزینه ١١ و سخن تازه توقیف شده‌اند و آرمین سلماسی مدیر مسوول نشریه صنفی سپیده به خاطر درج خبری صنفی به دادگاه احضار شده است.
با نگاهی به حجم برخوردهای انضباطی و قضایی با دانشجویان می‌توان به عزم جدی حاکمیت برای خاموش کردن نهاد آزادیخواه دانشگاه و سرکوب جنبش دانشجویی پی برد و همان برخوردهایی که تاکنون برای خاموش کردن صدای اعتراض جامعه صورت می‌گرفته است را در مورد دانشگاه آن هم به صورت جدی تری شاهد بود.

حاکمیت بر آن است تا با جلوگیری از انسجام فعالیت‌های دانشجویی و ممانعت از متشکل شدن اعتراضات و مطالبات دانشجویان، صورت مساله را پاک کند و به جای پاسخگویی به خواست بر حق دانشجویان اصل مطالبات و پیگیری آن را زیر سوال برد و حذف کند.
بنابراین تنها راه جلوگیری از بسته شدن فضای دانشگاهها فعالیت اجتماعی ومدنی دانشجویان درون دانشگاههاست. نهاد‌های دانشجویی اعم از تشکل‌های سیاسی، صنفی و فرهنگی و نشریات دانشجویی می‌توانند با اتحاد حول محور دفاع از آزادی‌های آکادمیک، کمربند ایمنی حول دانشگاه ایجاد کنند تا دانشگاه همچنان دژ مستحکم آزادیخواهان باقی بماند و علاوه بر نقش نظارتی دیده بان جامعه مدنی، نقش حفاظت و پاسداری از جامعه دانشگاهی را نیز ایفا کنند.
دفتر تحکیم وحدت دفاع از جامعه دانشجویی را وظیفه خود می‌داند و به حاکمیت و مدیران آموزش عالی کشور نسبت به تداوم روند فعلی هشدار می‌دهد.


شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
٢٥/١٠/ ٨٤
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 23:59  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

مصاحبه داريوش سجادی با عبدالله مومنی پيرامون کارنامه جنبش دانشجوئی، تلويزيون هما

عبدالله مؤمنی
گر چه این انتقاد بر فعالان دانشجویی و اعضاء دفتر تحکیم وحدت وارد است که با پسوند دینی کانونی برای فعالیت دانشجویان آزادیخواه دین دار در کنار دیگر دانشجویانی که اعتقادات دینی ندارند، شده؛ اما من فکر می کنم باید به دنبال مدلی رفت که توامان دانشجویانی که عقاید دیگری دارند و خواهان فعالیت در دانشگاه ها هستند را در کنار دانشجويان مذهبی قرار دهد

پخش شده در برنامه از نگاه ميهمانان ـ تلويزيون هما ـ 8/دی ماه/84

داریوش سجادی:
جتاب آقای مومنی، عنايت داريد که جنبش دانشجوئی ايران طی 8 سال گذشته با هر کيفيتی نقش موثر و قابل اعتنائی را در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران عهده داری کرد تا جائی که پاره ای از تحليل گران بخش عمده اقبال به آقای خاتمی در خرداد 1376 را ناشی از اقدامات جنبش دانشجویی می دانند، چرا که در واقع اين جنبش دانشجوئی بود که با اقبال به آقای خاتمی مبدل به حلقه واسط بین توده ها و اقشار نخبه جامعه شد و توانست آن آرای گسترده را به نفع آقای خاتمی تامین کند.
اما طی 8 سال گذشته شاهد بوديم حرکت جنبش دانشجوئی برخوردار از يک حرکت سينوسی پر فراز و نشيب بود تا جائی که در حال حاضر نوعی مناقشه و گسل جدی بین شاخه دموکراسی خواه تحکیم وحدت با انجمن اسلامی دانشگاه تهران حاکم شده.
در همين راستا مشاهده شد بین جنابعالی و شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران مراوده ای نارفيقانه در روزنامه های داخل کشور روی داد و شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران طی نامه ای علنی ضمن ايراد انتقادهای تندی به شاخه دمکراسی خواه مدعی آن شد که اين تشکل دانشجوئی در فحوا وآشکار به استقبال نیروی خارجی برای حل مشکل دموکراسی در ایران رفته.
جنابعالی بعنوان يکی از رهبران جنبش دانشجوئی وقت در 8 سال گذشته چه پاسخی نسبت به چنین اتهامی داريد؟

عبدالله مومنی:
جریان دانشگاهی از آغاز شکل گیری تاکنون یکی از مهمترین کانون های تحول خواه در ايران بوده و هست. هر چند جريان دانشجوئی در دوران های متفاوت و مختلف از سوی دولتمردان و قدرتمندان مورد هجوم و خصم قرار گرفته اما خوشبختانه ماهیت انتقادی و پیشتازی خودش را همچنان محفوظ نگه داشته. تلاش های مختلفی هم صورت گرفت تا جنبش دانشجوئی را از طریق ساز و کارهائی که طراحی شده بود، محدود کنند ولی خوشبختانه جریان دانشجوئی همچنان بر خلاف فراز وفرودهائی که داشته و آسیب هائی که ديده کماکان به عنوان وجدان بیدار جامعه شناخته می شود. اما مشخصاً در مورد مطلب منتشره در مطبوعات که شما اشاره کرديد لازم است بگويم که عمده این مجادله مربوط می شد به عملکرد دفتر تحکیم وحدت در طول چند سال گذشته، و از آنجا که شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران در این نامه نگاری به نقل از اینجانب که به هر حال مسئول سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت بودم ادعا کرده بود که موضع ما استقبال از حضور نظامی دشمن خارجی در ازای حرکتهای خودجوش مردمی، جهت تسریع دموکراسی در ايران است لذا اينجانب نيز اقدام به چاپ جوابيه مزبور کردم.
من لازم می دانم توضیحی را پیرامون این مسئله بدهم. چون هم در مورد عملکرد مجموعه تحکیم و هم در مورد مطلبی که منتسب به من می شد، شائبه ای ایجاد شده است.
ببينيد. اولاً این ادعا (استقبال از حضور نظامی بيگانه) بازمی گشت به مصاحبه خیالی یکی از نشریات دانشجوئی با بنده که در روزنامه کیهان و عدالت هم انعکاس پیدا کرد.
قریب به دوسال پیش در آذر ماه 1382 پس از اینکه من پس از بازداشت به اتهام اتفاقات خرداد 1382 از زندان آزاد شدم یکی از دانشجویان که خود را صاحب امتیاز یکی از نشریات دانشجوئی معرفی کرده بود به دفتر انجمن اسلامی مراجعه و با بنده يک گفتگوی انتقادی را مطرح کرد که صرفاً درد دلی دوستانه بود. اما مدتی بعد آن گپ دوستانه به صورت خلاف واقع و تحریف شده تحت عنوان مصاحبه اینجانب در آن نشریه چاپ شد در صورتی که هیچ مصاحبه ای صورت نگرفته بود. جالب آنست که این دوستانی که امروز اين ادعا را بعد از دو سال مطرح می کنند، نویسنده این مصاحبه خیالی را به همین دلیل که به دبیر کل تشکیلات دفتر تحکیم وحدت افترا بسته، برای انتخابات دانشکده حقوق رد صلاحیت کردند اما در حال حاضر به همان مطلب استناد می کنند.
ثانياً من در این مورد بارها توضیح داده ام که عملکرد بنده در مجموعه دانشجوئی و دوستان هم نظر بنده در دفتر تحکیم وحدت کاملاً معتقد بر این نظریه است که دموکراسی و مردم سالاری امری کاملاً درون زا و یک فرآیند زمان بر است.
مادامی که زمینه و بستر مساعد در فرهنگ عمومی جامعه ایجاد نشود امکان تحقق دموکراسی وجود نخواهد داشت و از این منظر هم معتقدیم که جامعه ایرانی نزدیک به یک قرن است که در پی گذار به دموکراسی است و دلایل مختلفی وجود داشته که این امر محقق نشده. از منظر ما شاید یکی از دلایلش تعارض مفاهیم مدرن با باورهای سنتی ایرانیان بوده که خوشبختانه در طول چندین سال گذشته و در دوره موسوم به اصلاحات، روشنفکران و نخبگان تلاش های زیادی انجام دادند که تا حدودی شاید بتوانند موجبات نزدیکی باورهای دینی و مفاهیم مدرن را فراهم کنند. به هر حال ما معتقديم جامعه به لحاظ ذهنی آمادگی پذیرش دموکراسی را بدست آورده، اما متاسفانه دلایل مختلفی وجود دارد که مانع از شکل گیری دموکراسی در کشوراست. این دلایل می تواند عدم شکل گیری جامعه مدنی، ضعف ساختارهای اجتماعی، عدم شکل گیری نهادهای مستقل در داخل جامعه و یا فراهم نبودن ساخت فرصت های سیاسی در داخل کشور باشد.
از این مسئله که بگذریم در مورد دموکراسی تاکید ما همیشه بر اصلاحات درون بوده. اگر هم از عملکرد اصلاح طلبان در قدرت و نتیجه بخش بودن حضورشان برای دموکراتیک نمودن ساختار قدرت ناامید بودیم و مایوس شدیم، اما کماکان به اصلاحات درون زا معتقد بودیم و هستیم. در کنار این مسائل این نکته را هم لازم می دانم اضافه کنم که معتقدم از افکار عمومی جهان و ظرفيت ها و حساسيت های بین المللی برای پیشبرد دموکراسی در کشورمان بايد استفاده کرد اما موکداً با دخالت های خارجی در کشور مخالف بودیم و هستیم و معتقدیم حداقل چنین امری آنست که جوانه های دموکراسی در کشور را می خشکاند. به همین خاطر مجموعه دفتر تحکیم وحدت امیدوارانه تلاش کرده و با تاکید اصلاح از درون هزینه داده و اگر نیت و برنامه ای غیر از این داشت طبیعی بود که نباید این همه هزینه می پرداخت. از این منظر ما تلاش مان را برای تقويت حوزه عمومی جامعه و حمایت از شکل گیری دیگر نهادهای اجتماعی که باعث تعميق جريان تحول طلبی در کشور می شود، ادامه می دهیم و معتقديم دانشجویان بایستی تلاش خودشان را در عرصه عمومی و در راستای دموکراتیک نمودن ساختار قدرت به عمل آورند.
در کل این گونه به ما پاسخ داده شده که بیشتر متاسفانه کارکرد تخطئه و نفی وقیح و کنار زدن ادعاهای منطقی طرف را بدنبال دارد تا اینکه این ادعا منطبق بر واقع باشد.

داریوش سجادی:
علی رغم اینکه شما تاکید کرديد که ايراد چنین اتهامی بازگشت به یک مصاحبه تخیلی و جعلی داشته اما صرفنظر از آن مصاحبه این مسئله از حیثی دیگر هم مطرح بوده و آن نه بواسطه اظهارات درد دل گونه عبدالله مومنی بلکه اشارات ديگری را نيز می توان در اين مورد مطرح کرد.
بيآد دارم در ارديبهشت ماه سال 80 بعد از تهاجم ارتش آمریکا به کشور عراق، دفتر تحکیم وحدت بیانیه ای صادر کرد که در آن بیانیه يا با کج سلیقگی و یا با انتخاب بد جملات خواسته يا ناخواسته اينطور القا شده بود که دفتر تحکیم وحدت به شکل غیر مستقیم از دخالت نیروی خارجی استقبال و آغوش گشائی می کند.
اجازه بدهيد به فرازی از آن بيانيه اشاره کنم:
« ... هر زمان انجام جنگی ناگزیر باشد اگر نمی توان این تبعات را به صفر رساند ولی قطعاً این مسئولیت بر آغاز کنندگان جنگ خواهد بود که سعی در به حداقل رساندن این تبعات داشته باشند. برای برچیدن بساط حکومت خودکامه و دیکتاتوری سیاه صدام و پایان دادن به خیالبافی های وی شاید هیچ راهی عملی تر و سریع تر و کم هزینه تر از آنچه که در جریان حمله به عراق رخ داد نباشد»
عنايت داريد که بازتاب چنين ادبياتی در ذهن مخاطب آن خواهد بود که دفتر تحکیم به زبان بی زبانی در حال استقبال از تهاجم نیروهای آمریکائی است. حال صرف نظر از تبيين موضع شخصی تان تصور نمی کنيد آن بيانيه ظرفيت آنرا داشت که متبادر به ذهن کننده استقبال از دخالت نيروی خارجی در مقدرات کشور باشد؟

عبدالله مومنی:
بله درست می فرمایید. اما مجدداً لازم می دانم تاکيد کنم از آنجا که شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران با استناد به مصاحبه تخيلی يک نشريه با بنده، کل مجموعه دانشجوئی تحکيم وحدت را متهم به استقبال از دخالت خارجی کرده بود، لذا لازم ديدم به سهم خود پاسخ به آن نامه را بدهم.
اما در مورد بیانیه ای که اشاره کردید، این بیانیه در دفتر تحکیم وحدت مطرح و در اردیبهشت ماه سال 1382 توسط 24 انجمن عضو دفتر تحکیم صادر شد. اين در حالی است که در مجموعه دفتر تحکیم وحدت 50 انجمن دارای موقعیت تشکیلاتی بوده که دارای حق رای هستند و در مناسبات سیاسی و فکری حاکم بر این مجموعه مشارکت می کنند. تعداد 24 انجمنی که پای آن بيانيه را امضا کردند کمتر از نیمی از انجمنهای عضو اتحادیه بود. در همان زمان هم که این بیانیه صادر شد ما در خرداد ماه 1382 نشست دانشگاه علامه طباطبایی را داشتیم که با عنوان جبهه دموکراسی خواهی و دفاع از حقوق بشر این نشست برقرار شد و جالب این بود که در قطعنامه پایانی نشست در دانشگاه طباطبایی به صراحت انتقادات جدی خودمان را نسبت به جنگ و حضور آمریکا در منطقه را بیان کرده و ضمن اعلام موضع دفتر تحکیم وحدت نقدهای خودمان را از بیانیه ای که از طرف بعضی از انجمنها انجام شده بود را نيز اعلام کردیم.
در همان نشست هم تا حدودی صراحتاً گفته شد که موضع دفتر تحکیم وحدت همین موضعی است که در قطعنامه پایانی ذکر شده.
البته ذکر اين نکته را هم لازم می دانم که گر چه من اعتقاد دارم انتقادهائی جدی بر آن بیانیه معروف به «بهاريه بغداد» وارد است. اما آن بیانیه خالی از نکته مثبت هم نبود.
تا آنجا که بيآد دارم در بخش هائی از آن بیانیه اشاره به سرپیچی مقامات آمریکایی در جریان حمله شان به عراق مطرح بود و يا اينکه مطرح شده بود که اين تهاجم مخالف قوانین جهانی و در تقابل با سازمان ملل و بسیاری از کشورهای مخالف جنگ صورت گرفته و این امر می تواند بهانه ای بدست کشورهای قوی تر که دارای امکانات نظامی بیشتری هستند بدهد تا کشورهای کوچکتر و ضعیف را به هر بهانه ای که خودشان تشخیص بدهند تحت سلطه دربیاورند و به آنها حمله و لشگرکشی کنند.
اما از آن جهت هم که شما اشاره کرديد، بخش هائی از آن بیانیه کاملاً قابل انتقاد است و پذیرفتنی نیست، ولی بخش های دیگری هم در آن شرایط در بيانيه مزبور مورد تحلیل قرار گرفته بود. شرایطی که همه برکناری صدام را یک باور مهم ارزیابی می کردند و معتقد بودند که عراق بعد از صدام به مراتب بهتر خواهد بود و در چنين فضائی این بیانیه نوشته شد.
طبیعی است که سفره نیانداخته نه زشت است و نه زیبا. سفره ای که انداخته می شود زشتی و زیبائی اش مشخص می شود. به هر حال ما هم دانشجو هستیم و خودمان را جریان منتقد تعریف کرده ایم. اصلاً این ادعا از ما پذیرفتنی نیست اگر نپذیریم نقص هائی برجریان دانشجویی وارد است. خوب طبیعی است و من قبول دارم که جریان دانشجوئی حداقل در چنین مقاطعی خطاهای اساسی را از خودش به نمایش گذاشته که اگر تدبیر و درایت بیشتری به خرج می داد شاید به این شائبه ها دامن زده نمی شد.

داریوش سجادی:
در ادامه مجادله ای که در این نامه نگاری ها بین شما و شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران مطرح بود، جنابعالی در پاسخ به جوابیه شورای مرکزی، اتهامی را به ايشان منسوب کرديد تحت عنوان «پاسخگوئی از بُعد ایدئولوژیک» که طرفین را به یک تقسیم بندی دو قطبی خیر و شر تقسیم می کند.
شخصاً بعنوان يک ناظر بی طرف مايل نيستم این دیدگاه را نفی کنم اما ملاحظه می کنم هر اندازه که رقبای شما در تحليل رفتارها و تحولات پيش رو، نگاه دو قطبی حق و باطلی را لحاظ کرده و می کنند، به نوع و شکل دیگری همین نگرش را در جبهه مقابل هم می توان ملاحظه کرد با این تفاوت که جبهه بندی که در این طرف لحاظ می شود عمدتاً حول محور متحجر و روشنفکر یا دهاتی وشهری قرار گرفته. مجموعاً در دو سوی اين جبهه نگاهی پر از نفرت بوضوح قابل مشاهده است که نتيجه قهری آن استهلاک نيروها و ظرفيت های جامعه خواهد بود. نيروهائی که در تحليل نهائی برخوردار از خاستگاه وآرمان هائی بعضاً مشترک می باشند.
مايلم در اینجا اشاره ای به دوست و همکار گرامی آقای اکبر گنجی هم داشته باشم. آقای اکبر گنجی کسی بود که 6 سال پیش نام خود را در ذيل مقاله ارزشمند « خون به خون شستن محال آمد، محال» در تاريخ مطبوعات ايران ثبت کرد و در آن مقاله به درستی تاکيد کرده بود که خشونت را نبايد با خشونت جواب داد. نفرت بازتوليد کننده نفرت است. حال بگذريم از آنکه متاسفانه گنجی خود نيز بعدها در جريان اعتصاب غذايش دامن زننده به نفرتی غير ضرور شد که از جمله ترور قاضی مقدس در چنان فضائی می توانست ظرفيت موجود کشور را مهيای خشونت ورزی بيشتر هم بکند. در مجموع آيا قبول دارید که اتهام قطبی نگری به شکلی دیگر شامل حال جبهه شما نيز می شود و همواره رقیب را از موضعی تفاخر طلبانه و تحقيرگرانه در یک بستر پورولایز قرار داده ايد؟

عبدالله مومنی:
زمانی که مواضع ایدئولوژیک می شود و طرفین خودشان را حق مطلق می پندارند و فکر می کنند هر آنچه که هست تنها حق آنها است و دیگران بوئی از عقلانیت نبرده اند، طبیعی است که این اتهام و برچسب زنی ادامه پیدا می کند. من قبول ندارم مجموعه دفتر تحکیم وحدت و یا فراکسیونی که اسم خودش را مدرن گذاشته و در طرف مقابل فراکسیون سنتی وجود دارد، معتقد به آن است که یک طرف حق مطلق است ودیگری باطل. ولی معتقدم که ما برای ارزیابی رفتار جمعی یا کنش سیاسی و یا حتی رفتار فردی افراد یکسری مولفه ها را در اختيار داریم. اگر آن مولفه ها را مبنا قرار دهیم می توانیم قضاوتی از خود به نمایش بگذاریم. ما در داخل مجموعه دفتر تحکيم، اخلاق سیاسی را به عنوان پیش شرط فعالیت های خودمان به رسمیت شناخته و در داخل این مجموعه صداقت و شفافیت، عنصرهای مورد توافقی هستند که در کنار منافع ملی ایران، آزادی و عدالت و از همه مهمتر قواعد دموکراتیک به عنوان معیاری برای تصمیم گیری و به نتیجه رسیدن ملاک قرار می گيرد.
طبيعی است زمانی که بی اعتنایی نسبت به این مؤلفه ها مشاهده شود، انتقادها بیشتر متوجه افرادی می شود که کمترین پایبندی را به این مؤلفه ها دارند.
من معتقدم تا وقتی حرف ها و نقطه نظرات مان نسبت به هم را از طریق رسانه ها انجام می دهیم و هیچ بحث و گفتگوی جمعی در حزب وجود ندارد نتیجه اش این گونه موضع گیری های ایدئولوژیک است. طبيعی است مادامی که دانشگاهيان به عنوان بخشی از فرهیختگان جامعه این رفتارها را از خود نشان می دهند، این رفتارها به دیگر بخشها و قشرهای جامعه نيز سرايت پيدا می کند.
اگر دانشگاه به اخلاق سیاسی و عقاید دموکراتیک پایبند نباشد و اگر نخواهد مدل کوچکی از دموکراسی را در دانشگاه به نمایش بگذارد طبیعی است که احزاب و جريان های سیاسی هم که نگاه شان صرف به قدرت رسیدن است و ممکن است کمتر دغدغه های ملی و میهنی که دانشجویان دارند، داشته باشند دچار این وضعیت بحران زده می شوند. من تا حدودی قبول دارم که در داخل فضای سیاسی ایران و در داخل احزاب و نخبگان این فضای نقد ایدئولوژیک وجود دارد. در داخل فضای دانشجوئی هم این شیوه وجود دارد اما به هر حال بخشی از این انتقادات به واقعیات نزدیک تر است.

داریوش سجادی:
در ادامه مجادله جنابعالی با شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران ملاحظه کردم که ايشان به نوعی مجموعه شما را متهم به این کرده اند که ازسکولارها استقبال کرده و حتی بحث این مطرح شده کسانی را که نمازخوان هم نیستند وارد انجمن اسلامی کرده اید؟

عبدالله مومنی :
مجموعه دفتر تحکیم وحدت چالش های اساسی را پیش روی خودش دارد. يکی از این چالش ها عبارت است از چالش هویت، حال چالش هويت فرهنگی و يا چالش هويت سیاسی. هیچ کسی نمی تواند انکار کند که این مجموعه دانشجوئی این مشکلات را پیش رو ندارد.
دلیل اصلی که دفتر تحکیم به عنوان بخش سازمان یافته و متشکل دانشجوئی مواجه با اين مشکلات است، آنست که در داخل جامعه دانشگاهی ما هیچ تشکیلات و یا نهاد سیاسی که دارای یک سازمان جدی باشد نمی شناسیم تا مطالبات و خواسته های اصلاح طلبانه را پیگیری کند، لذا کليه دانشجویانی که رویکرد انتقادی و اعتراضی نسبت به فضای سیاسی کشور دارند عمدتاً خودشان را در داخل انجمن های اسلامی تعریف می کنند. به عبارتی انجمن اسلامی دانشجویان ميزبان همه اندیشه ها و تفکرات و گرایش ها و سلیقه های مختلف سیاسی کشور شده. قبل از خرداد 1376 ساختار انجمن های اسلامی به گونه ای غیر دموکرات بود و یک سیستم به نام شورای عمومی انجمن ها را هدایت می کرد. اما بعد از خرداد 1376 ما شاهد یک تحول جدی در انجمن های اسلامی در دانشگاهها بودیم به گونه ای که ساختار بسته غیردموکراتیک حاکم جای خودش را به یک ساختار دموکراتیک و آزاد داد، طوریکه همه دانشجویان حق انتخاب کردن وانتخاب شدن را پيدا کردند. بعد از دوم خرداد 76 ما در کمتر دانشگاهی شاهد آن ساختار قدیمی بودیم. جزء در دانشگاه تهران که متاسفانه آن ساختار قدیمی و بسته خودش را حفظ کرده. مشکلی که در حال حاضر در دفتر تحکیم وحدت وجود دارد این است که انجمن های اسلامی دانشگاه ها و تشکل های دانشجوئی بر اساس قوانین موجود تا زمانی که پایبند به دین اسلام باشند می توانند در دانشگاه ها فعالیت کنند. به همين دليل بسیاری از دانشجویان که تمایل به مبانی اجتماعی و سیاسی دگرانديشانه دارند ناچاراً جذب انجمن های اسلامی شدند. لذا ممکن است به جهت عدم پایبندی ايشان به مبانی اسلام انجمن ها را دچار مشکل از اين نوع نمايند. این امر همراه با کم توجهی فعالان دانشجوئی به آموزش های تئوریک سبب شده که مجموعه دانشجوئی به لحاظ هویتی با بحران جدی روبرو باشد. اما برای حل این بحران پیشنهادهای مختلفی داده شده.
عده ای معتقدند بدلیل عدم اعتقادی آن دسته از دانشجويان به اسلام ايشان باید از مجموعه حذف شوند و عده ای دیگر پیشنهاد می دهند تا زمان تشکیل پارلمان دانشجوئی و خروج داوطلبانه سایر هویت ها وضعیت کنونی ادامه پیدا کند. یعنی ايجاد پارلمان دانشجوئی به عنوان یک نهاد غیر ایدئولوژیک که همه هویتها را در بربگیرد، را توصيه می کنند تا رهبری جریان دانشجویان به این پارلمان واگذار شوند. پیشنهاد سوم که مورد تاکید من هم قرار دارد آنست که حذف سایر هویت ها از انجمن در حالیکه جائی برای فعالیت آن مجموعه وجود ندارد، اقدامی غیر مسئولانه است و موکول کردن حل این بحران به تشکیل پارلمان دانشجوئی نيز تنها انتقال مشکل و بحران به آینده ای نامعلوم است.
ما معتقدیم باید آموزش های تئوریک را در داخل مجموعه جدی گرفت و به تقویت بنیه مذهبی اعضائی که تمایلات مذهبی دارند پرداخت و همچنين باید دغدغه های جدی شکل گرفته در اذهان ديگر دانشجویان را نيز پاسخ دهيم و سعی کنیم فضائی را درداخل جامعه دانشجوئی به رسمیت بشناسیم که در آن فضا تشکل های مستقل دانشجوئی دیگر هم شکل بگیرد تا بتوانند عقاید مختلف را پوشش دهند. از این جهت ما در داخل دفتر تحکیم وحدت ميزبان اندیشه ها و گرایش های مختلفی هستیم و آن اندیشه ها را ضد دینی و يا مخالف دین نمی دانیم. ما معتقدیم در موقعيت فعلی در داخل جامعه و در داخل دانشگاه محل چالش، بحث روشنفکری عرفی و دینی نیست. آنچه که در حال حاضر محل چالش است این است که ما با یک نظامی اقتدارگرا که پایه های اقتدارگرائی آن پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تثبیت شده، مواجه هستیم و به تبع آن در داخل دانشگاه ها نيز با یک سیستم و روشی که نسبت به رای و نظام خاص دانشجویان بی اعتنا است، مواجه شده ايم. از این حیث معتقدم که دعوا و چالش در حوزه وعرصه دیگری است. ما معتقدیم که در داخل دفتر تحکیم وحدت نیروها و عناصر ضد دینی وجود ندارند که بتوانند هویت دینی مجموعه را به مخاطره بیاندازند. فقط نیروهائی هستند که ممکن است گرایشات سکولار داشته باشند که به جهت فکری لیبرال دموکراسی تعریف شوند. ولی این مجموعه با این مختصات همچنان معتقد است که ايشان حق تعیین سرنوشت و حق آزادی بیان وعقیده ودفاع از برقراری جامعه دموکراتیک را دارند.

داریوش سجادی:
جنابعالی اشاره فرمودید که محل نزاع در حال حاضر بحث روشنفکری دینی وعرفی نیست و مشکل نظام اقتدارگرایانه است.
اما تصور نمی کنید که شما قبل از هر نوع مبارزه چه با نظام اقتدارگرا ويا هر دشمن ديگری لازم است که ابتداً بتوانید خودتان را تعریف کنید و بعد از تعریف خود به مسائل بیرونی بپردازید. فکر نمی کنید اين نوعی اصول فروشی و پرنسیب شکنی باشد که انجمن اسلامی که با پسوند اسلام تعریف شده و از ابتدای انقلاب تحت عنوان تحکیم وحدت سه دغدغه حفظ نظام و انقلاب واسلام را داشته در حال حاضر با گارد اسلامی میزبان کلیه تفکرات سیاسی شود.
اين در حالی است که ما پيش از انقلاب هم يک تجربه تاريخی از اين دست را هم پشت سر گذاشته ايم.
پيش از انقلاب هم مشاهده می شد سازمان مجاهدین خلق با همین توجیه که در حال حاضر ما تمام تمرکز خودمان را باید صرف مبارزه با دشمن مشترک کنيم، چشم ها بر روی اختلاف مواضع و اصول بسته شد و مشاهده کرديم بعدها با بروز اختلاف نظرها چه هزينه های سنگينی بر بدنه اجتماع از ناحيه اين امر تحميل شد.
در مورد آن بحران هويت تاريخی يا سياسی که جنابعالی مطرح کرديد هم خاطرم هست که مرحوم دکتر شریعتی 30 سال پيش گلايه می کردند که:
« اگر جوان شیعه و تحصیل کرده امروز هوسها و هوسبازی های بليتيس فاحشه ای از يونان را در زیباترین اشعارش به فارسی می یابد اما نهج البلاغه علی را، یک خطبه علی را نمی یابد دلیل این تناقض نشناختن است.»
این نقل قول را از این حیث مطرح کردم تا ذيل دو بحرانی که شما مطرح کرديد اشاره به بحران ديگری نيز کرده باشيم و آن بحران هويت ملی است.
متاسفانه می بینيم بخش های بسیار موثری از جوانان دانشجو و غير دانشجو از ناحيه بحران هویت ملی بشدت رنج می برند.
حال چطور می توان توقع داشت تشکلی مانند انجمن اسلامی دانشجويان که خودش را در ذیل مفاهیم اسلامی تعریف کرده، ميزبان چنین تناقضاتی باشد؟
تصور نمی کنيد همین مسئله بتواند کل مجموعه دانشجوئی را به فرو پاشی بکشاند؟

عبدالله مومنی:
من فکر می کنم برای حل این مسئله باید به چند نکته توجه داشت یکی اینکه جریان روشنفکری دینی در طول سالهای گذشته دچار نوعی رخوت شده و برای بسیاری از بحران های موجود در جامعه پاسخ مناسبی ارائه نکرده. اگر قرار باشد جريان مذهبی مجدداً در دانشگاهها رشد و توسعه پیدا کند بدون تردید ما نیازمند یک کوشش فکری مجدد و عمیق تری در این خصوص هستیم.
بايد به سوالات و چالش های نسل حاضر پاسخ های قانع کننده تری داد، نه اینکه تکرار مکررات کنيم و يا برخوردهای سرکوب گرایانه و یا حتی نقدهای بی رحمانه نسبت به دانشجویان به عمل آوريم. عامل دیگری که سبب شده مذهب در بین جوانان و دانشجویان با تهدید روبرو شود عملکردهائی است که به نام مذهب در طول سالیان گذشته صورت گرفته. بسیاری از اقدامات محدود کننده سیاسی واجتماعی به نام مذهب بوده به همین دلیل، کار نیروهای مذهبی با دشواری روبرو شده.
من فکر می کنم هر برنامه ای که بخواهد برای پرداختن به هویت مذهبی در داخل دانشگاهها شکل بگیرد باید عطف به این دو نکته باشد.مسئله دیگری که در پاسخم به دوستان دانشگاه تهران مطرح کردم این است که ما به عنوان مجموعه دفتر تحکیم وحدت خط مشی تشکيل پارلمان دانشجوئی را دنبال می کنيم و معتقديم باید یک پارلمانی ایجاد شود تا دانشجویان امکان فعالیت مطمح نظر خود با گرایشهای مختلف را داشته باشند. دانشجویان عضو انجمن باید تلاش کنند تا این پارلمان دانشجوئی شکل بگيرد. حتی برای دیگر تشکلات دانشجوئی هم باید تلاش کنيم تا بتوانند برای ارائه افکار و عقاید سیاسی و روشنفکرانه شان برخوردار از نهاد مناسب شوند. مادامی که آن نهاد و تشکیلات شکل نگرفته، خالی نمودن انجمن های اسلامی از مباحث فکری و تبادل نظر، اقدامی غیر مسئولانه است. طبعاً چنانچه چنين نهادهائی شکل بگيرد آنگاه انجمن اسلامی به عنوان یک تشکل مذهبی به کانونی برای فعالیت دانشجویان نواندیش دینی و دموکراسی خواه مُبدل خواهد شد.
مسئله قابل تامل برای من آنست که دوستانی در داخل مجموعه خودشان به نام روشنفکری دینی و به نام خط امام و مفاهیم ارزشی دست به اقدامات غیر دموکراتیک دست زده و کسانی که هیچ شک و شائبه ای در دین دار بودن و روشنفکر بودنشان نیست را از مجموعه حذف می کنند. به نظر من این نوعی تحجر در نظر محسوب می شود. از این جهت من معتقدم که گر چه این انتقاد بر فعالان دانشجویی و اعضاء دفتر تحکیم وحدت وارد است که با پسوند دینی کانونی برای فعالیت دانشجویان آزادیخواه دین دار در کنار دیگر دانشجویانی که اعتقادات دینی ندارند، شده. اما من فکر می کنم باید بدنبال مدلی رفت که توامان دانشجویانی که عقاید دیگری دارند و خواهان فعالیت در دانشگاهها هستند را در کنار دانشجويان مذهبی قرار دهد.
به هر حال مسئله مذهب و پرداختن به دغدغه های جوانان بایستی به گونه ای مورد تاکید دانشجویان باشد و بی توجهی به این دو مسئله یعنی بدنبال یافتن پاسخ های جدی برای دغدغه های جوانان نرفتن.
ما بايد زمینه برقراری تشکیلات مستقل برای فعالیت دانشجویان را فراهم کنیم.
چنانچه به توقعات و نيازهای طیف عظیمی از دانشجویان که بر اثر عملکرد زشت حکومت که متاسفانه به نام مذهب هم صورت گرفته و یا بدلیل عدم پاسخگویی روشنفکران دینی به سوالات آنها باعث شده به سمت لاقيدی بروند، بی توجهی کنيم، می شود گفت مسئولانه عمل نکرده ايم.

داریوش سجادی:
یکی از مسائلی که بعد از پایان یافتن دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی پیش آمد انتقادهای جدی بود که از طرف دانشجویان نسبت به عملکرد آقای خاتمی مطرح شد. مشاهده کردم که جناب آقای خاتمی در ایام روز دانشجو مصاحبه ای با سایت ایسنا داشتند و در فرازی از این مصاحبه دو جمله مهم را مطرح کردند به این مضمون که:
« یکی از دعواهای من این بوده شعاری که به عنوان اصلاحات داده می شود و عنوان می شود که قانون اساسی باید تغییر یابد در واقع گذشتن از مرزهایی است که هنوز در آن مرزها ظرفیت های پر نشده وجود دارد. البته این بدان معنی نیست که قانون اساسی عیب و نقص ندارد، حرف من این بود که بیآئید در این چهارچوب عمل کنیم. اگر اصلاحات می خواهیم، روش اصلاحات روش انقلابی نیست بلکه روش اصلاحات روش اصلاحی، تفاهمی و پیشرفت و دور نشدن از هویت جامعه است»
ایشان در جائی دیگر گفتند:
«من به دوستانمان می گفتم که بر مبنای انقلاب اسلامی حرکت کنید. قانون اساسی را بپذیرید و اولویتها را تشخیص دهید. نمی توان پذیرفت که مملکت فقیر است اما ما فقط شعار اصلاحات بدهیم. بلکه من معتقدم باید کارهای بنیادی در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی انجام شود»
چندی بعد مشابه این سخنان را از جانب آقای خوئينی ها هم مشاهده کرديم و ايشان نيز تاکید داشتند:
« مشکلی که ما در جنبش اصلاح طلبی داشتیم این بود که بخش هائی از این جنبش توجه کمتری به بدنه مذهبی جامعه می کردند و بافت سنتی و دینی ما را کمتر مورد حساسیت قرار می دادند»
جنابعالی چه نقدی در خصوص این مسئله دارید؟

عبدالله مومنی:
البته آقای خاتمی درهمین مصاحبه به صراحت تاکید کرده بودند که اگر جنبش دانشجوئی نبود ما شاهد شکل گیری تحولی به نام دوم خرداد نبودیم. به هر حال دانشجویان در این خصوص نقش تعیین کننده و تاثیرگزاری داشتند. ايشان در قسمت دیگری از این مصاحبه تاکید کرده بودند که شخص آقای خاتمی بیشتر از جریان اصلاحات و بعد هم جریان اصلاحات بیشتر از جریان دانشجویی خطا و اشتباه داشته اند و از همین بابت هم به خاطر کوتاهی های غیر قابل قبولی که در حق دانشجویان داشتد از دانشجويان عذرخواهی کردند.
البته من پاسخ آقای خاتمی را در یک مصاحبه ای دادم. دائماً گفته می شود که بخش هائی از جریان اصلاحات و جنبش اجتماعی تندروی کرده و برخلاف ظرفیت و خواست جامعه حرکت کردند.
ما سوالی را از آقای خاتمی مطرح کرده ایم و همچنان اين سوال دغدغه ذهنی نسل ما است. نسلی که خودش را هوادار آقای خاتمی می داند و خاتمی را نماینده خود در ساختار قدرت تعریف می کرد و انتظار داشت خاتمی در شکاف بین ملت و حکومت جانب ملت و روشنفکران و دانشگاهیان را بگیرد. ما از ايشان می پرسيم آقای خاتمی و همفکران ایشان در طول 8 سالی که در قدرت بودند آیا متناسب با برنامه ای از قبل ارائه شده حرکت کردند؟
آيا ايشان متناسب با خواست بدنه اجتماعی حرکت کردند؟
بحث ما اين بود که به عنوان مثال برگزاری انتخابات مجلس هفتم که یک نمایشی بیش نبود آیا در چارچوب برنامه اصلاحات تعریف می شد یا عدم برگزاری آن فراتر از ظرفیت جامعه بود؟
آیا به نتیجه نرساندن فرجام قتل های زنجیره ای و بستن مطبوعات و تمام اتفاقاتی که در اين مدت برای فعالین جنبش اصلاحات افتاد و يا کوتاه آمدن آقای خاتمی بر سر آنچه که با مردم عهد وپیمان بسته بود، کدامیک از اینها فراتر از ظرفیت اصلاحات بود؟
ممکن است دانشجویان توقعات بیش از اندازه ای از اصلاحات داشتند یا دارند که البته من معتقدم اصلاحات اکنون دیگر به بن بست رسیده و شکست خورده اما حتی اگر ما انتظار بیش از حد هم حد از آقای خاتمی داشتيم ايشان خلاف آن عهد و پیمانی که با مردم بسته بود،عمل کرد. به نظر من اگر دانشجویان تندروی کردند، تندروی دانشجویان در نتیجه پس روی و کوتاهی آقای خاتمی و سازگاری و همچنین همراهی بیش از اندازه ايشان با قدرت بود. اگر انتقادی به عملکرد کسی وارد باشد در حقیقت این انتقاد مربوط به آقای خاتمی و همراهان شان است که مسئول اصلی شکست دوم خرداد در پیشگاه وجدان بیدار جامعه شدند.
گله ما آنست که آقای خاتمی در مقابل کارشکنی ها و سنگ اندازی ها و موانع پيش روی دموکراسی که در داخل قدرت بود از خود هیچ واکنشی نشان نداد. پس از 8 سال تلاش، کوشش و هزینه ما شاهد بودیم که قدرت بدون هیچگونه تغییر پایدار و غیر قابل برگشتی در اختیار اقتدارگرایان قرار گرفت و این نتیجه حضور آقای خاتمی در قدرت بود.
اگر دستآورد آقای خاتمی پیروزی یک دولت افراطی و اقتدارگرا و بی اعتنا به خواست مردم در یک انتخابات فرمایشی بود. انتخاباتی که رسوائی آن برای برگزارکنندگان آن از همه شفاف تر بود، در اين صورت ما دیگر ساکت می مانیم.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 15:37  توسط جوانان پیشگام ایران   |