تبليغاتX
جوانان پیشگام ایران

جوانان پیشگام ایران

اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی

دانشگاه، همراه با كارگران !

 

 اعتصاب

اعتصاب رانندگان و کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی در میان اقشار گوناگون جامعه بازخورد فراوان و مثبتی داشت که در این میان بازخورد این اعتصاب در میان دانشجویان به طور واضح قابل مشاهده بود و دانشجویان به هر نحو ممکن از این حرکت اعتراضی اعلام حمایت کردند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 5:2  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

                   بيانيه شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت

              پيرامون دستگيري فعالين کارگري

از قصه پر غصه آزادي ستيزي و حکايت پر شکايت عدالت گريزي در اين ديار ،گوئي گزيري نيست. نسل امروز تاوان سکوت نسل ديروز در برابر انحراف از آزادي ، استقلال و عدالت را ميپردازد ، پس فرياد برآوريم تا نسل فردا ، ما را به عتاب خطاب نکنند. اين باغ ويران را هر روز بري و زندان ايران را هر روز ميهمان تازه تري ميرسد.
خبر دستگيري فعالين کارگري ، باري ديگر بر دوش ما و دليلي مکرر بر خروش ماست . شنيديم و به درد شنيديم که اعضاي سنديکاي شرکت واحد ، به حکم عسس به محبس در آمدند تا شاهدي ديگر باشند بر همراهي زر و زور و تزوير و برهاني ديگر باشند بر همکاري تيغ و طلا و تسبيح. امروز بزرگاني در کنج زندانند که از دل جنبش کارگري ، رايت برابري برافراشتند و قدمي بر نداشتند جز در راه احقاق حقوق بنيادين خود.
اعضا و بنيانگزاران سنديکاي شرکت واحد ، که همگي از فعاين پاکباز جنبش کارگري ايرانند ، به جرم مطالبه حداقل حقوق خود بازداشت شده اند. چه کسي است که نداند ، منصور اصانلو و ديگر همراهانش ، تنها به جرم اينکه براي بهبود وضع کارگران پاي در راه نهاده اند ، ديروز مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و امروز به زندان افکنده شده اند و سنديکاي آنان تعطيل گرديده است، تا فردا چه برسر آنها خواهد رفت . چه کسي است که نداند اين امر يعني نقض آشکار حقوق انساني که به صراحت در ماده 23 اعلاميه جهاني حقوق بشر بر آن تاکيد شده است که " هر شخصي حق دارد که براي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد". آيا سنديکاي شرکت واحد چيزي جز اتحاديه اي براي دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان اين خاک است؟
اکنون مائيم و وظيفه اعتراض . اما به چه کسي اعتراض کنيم و از چه کسي دادستانيم که دادستان خود به ميدان آمده است! فرشته اي که بر سر در ديوان قضا چشم بسته ايستاده است ، گوئي بجاي ترازو ، تيغ بدست گرفته تا بجاي داد مظلوم ، داد از مظلوم ستاند . آقاي دادستان ! ما تنها به دربند بودن دانشجويان اعتراض نميکنيم ، ما تنها به بستن مطبوعات اعتراض نميکنيم ، ما تنها به بازداشت وبلاگ نويسان و روزنامه نگاران اعتراض نميکنيم ، ما تنها به ادامه زندان گنجي ، سلطاني و زرافشان و ديگر زندانيان سياسي اعتراض نميکنيم ، ما تنها به قتل زهرا کاظمي اعتراض نميکنيم ، آري به همان قوت و با همان شدت به زنداني شدن کارگران اعتراض ميکنيم ، به نقض حقوق اوليه زحمتکشان اعتراض ميکنيم ، به استثمار و بهره کشي از کارگران اعتراض ميکنيم ، ما به فقر و تبعيض مخصوصا براي اقشار محروم جامعه اعتراض ميکنيم و در يک کلام به نقض حقوق بشر در ايران اعتراض ميکنيم . آقاي دادستان اعتراض ما تنها به نقض حق آزادي عقيده (ماده 18 اعلاميه جهاني حقوق بشر) ، نقض حق آزادي بيآن (ماده 19 اعلاميه) ، نقض حق آزادي تشکيل انجمنها (ماده 20اعلاميه) نقض حق اداره امور عمومي (ماده 21 اعلاميه) نيست بلکه علاوه بر آن ما به نقض حقوق اوليه کارگران (ماده 23 اعلاميه) ، وجود تبعيض عليه زنان (مواد متعدد کنوانسيون رفع تبعيض) ، نقض حقوق کودکان (ماده 1 پيمان نامه حقوق کودک) ، نقض حق بهداشت و سلامت کودکان (ماده 24 پيمان نامه) نقض حق برخورداري از آموزش براي کودکان (ماده 28 پيمان نامه) و بسياري مسائل ديگر که در جاي خود به آنها خواهيم پرداخت ، اعتراض داريم.
اما و صد اما که روي سخن ما نه با قدرتمندان که با مردم ايران است تا بدانند و قضاوت کنند در مورد صحت و سقم ادعاي مناديان ظاهري عدالت و مدافعان شعاري محرومان ، تا در عمل بيازمايند ادعاي مهرورزي را ، تا به محک تجربه بسنجند ادعاي مبارزه با فقر و فساد و تبعيض را ، تا به عيان ببينند معناي ادعاي مبارزه با مفاسد اقتصادي را ، تا بشناسند آنانرا که شعار مبارزه با رانت و باندشان گوش فلک را کر کرده ، اما در عمل کارگران را به زنجير ميکشند ، آنانرا که عدالت ادعائيشان تنها از ميان محرومان قرباني ميگيرد ، آنانرا که شعار سادگي ميدهند ، اما وزير 20 ميلياردي معرفي ميکنند و بالاخره آنانرا که شرايط سخت معيشت کارگران را ميبينند اما با تشکيل سنديکاي مستقل کارگري برخورد قهرآميز ميکنند.
در چنين شرايطي است که ميتوان صحت ادعاي گروههائي را آزمود که خود را جنبش عدالتخواه مينامند اما در برابر نقض صريح عدالت دم فرو ميبندند و در چنين اوضاعي است که ميتوان دانست که چقدر کارگران بي خانه اند. آري اين است معناي عدالت در قرائت رسمي آقايان از دين و اين است دولت مهرورزي ! جناب احمدي نژاد
، دو صد گفته چون نيم کردار نيست، زنداني شدن فعالين کارگري حجت موجه بر ادعاي شماست.

بازداشت فعالين جنبش کارگري معنائي جز اين ندارد که حاکميت تاب تحمل فعاليت مستقل کارگران را ندارد ، چرا که بنيادش بر استفاده ابزاري از کارگران و مطالبات آنان است ، چرا که بقايش در زجر و حبس هر کسي است که به دنبال احقاق حقوق انساني و اجتماعي خويش است و چرا که نه در نظر و نه در عمل ، اعتقاد و اراده اي بر اصلاح بنيادين مناسبات اقتصادي و محو ريشه اي استثمار و تبعيض وجود ندارد.
دفتر تحکيم وحدت خود را همراه و هميار جنبش کارگري ايران ميداند و بر حقانيت مطالبات بنيادين آنان پاي ميفشارد و دفاع از حقوق آنانرا بر خود فرض ميداند.ما قبلا اعلام نموده ايم و اکنون نيز تاکيد ميکنيم که تقويت و حمايت جنبشهاي اجتماعي و از جمله جنبش کارگري را هدف راهبردي خود ميدانيم و در اين راه از هيچ کوششي فروگذار نکرده و همچنانکه از دوستان دانشجوي خود حمايت ميکنيم ، به اعمال فشار و محدوديت و محروميت بر کارگران و بخصوص فعالين کارگري اعتراض کرده و از حقوق انساني و اجتماعي آنان حمايت ميکنيم .حاکميت بداند که امروز جنبش کارگري ايران تنها نيست ، خيل دانشجويان و تحصيلکردگان ايران در کنار او و متحد او براي تحقق عدالت واقعي و سعادت حقيقي است.
دفتر تحکيم وحدت با صراحت اعتراض خود را به بازداشت فعالين کارگري اعلام داشته و خواستار آزادي فوري و بي قيد و شرط اين عزيزان و بازگشائي سنديکاي شرکت واحد و تشکيل سنديکاهاي مستقل و غير دولتي کارگران – اين حق مسلم کارگران – است. کاگران شريف و زحمتکش ايران و خانواده هاي محترم بازداشت شدگان اخير نيز آگاهند که دانشجويان ايران تا آخرين قدم در کنار آنان و يار و پشتيبان آنان خواهند بود.

شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز در اعتراض به دستگيري اعضاي سنديکاي شرکت واحد تهران

در بيش از ربع قرني که از پيروزي انقلاب گذشته است سردمداران جمهوري اسلامي در دفاع از حقوق مستضعفان و فرودستان سخنان بسياري بر زبان آورده اند و همواره بر اين نکته که انقلاب متعلق به ضعفا و پابرهنگان است تاکيد داشته اند. تامين معيشت و خدمت گذاري به اقشار کم درآمد و زيرخط فقر همواره غايت القصواي همه حکومتيان در بيست و هفت سال گذشته بوده است. هر دولتي که سرکار آمده است دولت قبل را به بي عدالتي و عدم رعايت حقوق محرومان متهم کرده و هزاران وعده براي رفع فقر و تبعيض را مي دهد درحالي که سياست هاي غلط اقتصادي و سیاسی در بيست و هفت سال گذشته نتيجه اي جز راندن نزديک به نيمي از مردم ايران به زير خط فقر نداشته است. علم رفع فقر و فساد و تبعيض برداشتن از يکسو و سرکوب خواسته هاي آزادي خواهانه و عدالت طلبانه از سوي ديگر امروز به فاجعه اي منتهي شده است که شايد روزي کسي تصور آن را نداشت و گمان نمي برد کشوري که از منابع بي شمار طبيعي برخوردار است اين چنين در اثر سياست هاي حاکم به سراشيبي سقوط درافتد.

هنوز چندي از صدور احکام حبس هاي طويل المدت براي فعالين کارگري در سقز نگذشته بود که برخوردهاي غيرمعقولانه و غيرمسئولانه با اعضاي سنديکاي شرکت واحد نشان داد که دفاع از محرومين بحثي بس عبث است. در حالي که کارگران سراسر جهان، سنديکا و تشکل مستقل از حکومت دارند و به راحتي در جامعه فعاليت مي کنند و از حقوق صنفي خويش دفاع مي کنند، در ايران نهاد حکومت ساخته «خانه کارگر» که به زحمت کمتر از يک درصد از کارگران را نمايندگي مي کند انحصارطلبانه مدعي پيش قراولي تمامي کارگران است. خانه کارگر نه تنها فعاليتي براي بهبود شرايط کاري و معيشتي کارگران انجام نداده است بلکه به مانند ساير احزاب حکومتي کارکردي جز در زمان انتخابات، آن هم به نفع طيفي که بيشترين ضربه ها را به اين قشر آسيب پذير زده است نداشته. هجوم وحشيانه عمال «خانه کارگر» به دفتر سنديکاي کارکنان شرکت واحد و ضرب و جرح اعضاي آن و اخراج هفده تن از کارکنان شرکت به تحريک گردانندگان اين تشکل حکومتي، نمود عيني دفاع «خانه کارگر» از حقوق کارگران است.

در حالي که جمهوري اسلامي ايران با پيوستن به مقاوله نامه های بين المللي سازمان جهاني کار نسبت به فراهم آوردن فضا براي تشکيل تشکل هاي مستقل کارگري متعهد شده است، به اين عهد و پيمان خود همانقدر پايبندي نشان مي دهد که به ساير عهدنامه هاي بين المللي ديگر مانند اعلاميه جهاني حقوق بشر. حکومت اسلامي در بيش از دو دهه گذشته در همه عرصه ها دست به شبيه سازي زده است. از تشکيل گروه هاي دانشجويي وابسته و شبه نظامي گرفته تا تشکل هاي کارگري عدالت ستيز و اين همه تنها به اين قصد بوده که صداي نمايندگان واقعي دانشجويان و کارگران به گوش جهانيان نرسد، اما زهي خيال باطل که امروز آن همه نقشه نقش بر آب شده و تک تک شهروندان حقوق پايمال شده شان را از حاکمان غيرپاسخگو مي طلبند و چون پاسخي بر اين همه ندارند به ابزار سرکوب متوسل مي شوند. اگر تا ديروز اوباش وابسته به «خانه کارگر» وسيله اي براي سرکوب اعتراضات کارگري بودند، امروز شاهديم که نقاب ها از چهره ها برمي افتد و قوه قضاييه و شخص قاضي مرتضوي وظيفه ساکت کردن کارگران را برعهده مي گيرند.

بازداشت غيرقانوني تعدادي از فعالان سنديکاي شرکت واحد تهران، به عنوان يک تشکل مستقل کارگري و انتقال منصور اسانلو، رييس هيئت مديره سنديکا به زندان اوين، اين هشدار را به جامعه ما مي دهد که هرگونه تلاش براي رسيدن به حقوق قانوني و انساني نتيجه اي جز حبس و شکنجه نخواهد داشت و اين خود بيش از هر چيزي ماهيت دروغين شعارهاي اخير حاکميت در مورد مهرورزي و عدالت گستري را رسوا خواهد کرد.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز به عنوان بخشي از جنبش دانشجويي ايران ضمن تاکيد بر لزوم همبستگي جنبش دانشجويي با ساير جنبش هاي اصيل اجتماعي، بر خود فرض مي داند ضمن محکوم نمودن اقدام ناعادلانه قوه قضاييه جمهوري اسلامي در بازداشت فعالين کارگري از اعتصاب روز يکشنبه رانندگان و کارمندان شرکت واحد تهران حمايت نموده و از ساير شهروندان نيز مي خواهد کارگران بي دفاع را در رسيدن به خواسته هاي به حقشان ياري کنند. ما ضمن درخواست آزادي سريع بازداشت شدگان، بارديگر بر حق انساني و قانوني کارگران در تشکيل سنديکاهاي مستقل تاکيد کرده و به حاکميت هشدار مي دهيم که لگدمال کردن حقوق انسان هايي که چيزي جز زنجيرهايشان براي از دست دادن ندارند فرجام خوشي نخواهد داشت.

شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرين اخبار و گزارش‌ها از اعتصاب گارگران سنديكاي شركت واحد اتوبوس‌راني تهران، آشوب

خبر آشوب: خبرهاي رسيده از سطح شهر تهران حكايت از آغاز پرشور و تداوم پيروز اعتصاب كارگران سنديكاي اتوبوس‌راني تهران و حومه دارد. مناطق 1 و 4 و 6 اتوبوس‌راني، شامل ميادين تجريش و حسن‌آباد، و خيابان ولي‌عصير از تقاطع انقلاب به‌سمت جنوب، مراكزي بودند كه اعتصاب در آن‌ها نمود بيشتري داشته و دارد. در ساعات اوليه صبح امروز، يك‌شنبه، هفت‌تن از نمايندگان و فعالين سنديكايي كه در يورش روز پنج‌شنبه بازداشت شده بودند آزاد شده‌اند؛ گفته مي‌شود منصور اصانلو، رهبر سندكاي كارگران شركت واحد هنوز در بازداشت به‌سر مي‌برد.
در اصلي دفتر سنديكاي واحد هنوز بسته است، و كارگران در اطراف سنديكا و در مقابل در اصلي حضور دارند، حضور گارد ويژه و مليتاريزه شدن فضا از نخستين ساعات آغاز اعتصاب محسوس بود و كماكان ادامه دارد. در برخي ايستگاه‌هاي اتوبوس، مانند چهارراه ولي‌عصر، نيروي انتظامي خودروهاي شخصي خالي را مجبور مي‌كرد مردمي را كه در صف اتوبوس ازدحام كرده ‌بودنند سوار كنند تا به مقصد برسند.

شنيده‌ها حاكي‌است كه در برخي مناطق جنوب تهران، رانندگان تاكسي نيز به اين اعتصاب پيوسته‌اند.
اخبار غير رسمي حكايت از بازداشت تعدادي حدود دوازده نفر از اعتصابيون دارد.
دانشجوهاي دانشگاه‌هاي تهران نيز با صدور بيانيه‌اي كه متن آن به زودي در اختيار عموم قرار مي‌گيرد، حمايت خود را از اين اعتصاب اعلام داشته‌اند.

http://www.ASHOOB.com


 


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 18:19  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

در اعتراض به بازداشت ۸ تن از اعضای سندیکای اتوبوس رانی و در حمایت از

اعتصاب سراسری روز یکشنبه ی کارگران و رانندگان اتوبوس در تهران و

حومه روز یک شنبه تمام وبلاگ هایمان را به نام سندیکای اتوبوس رانی آپ

کنیم و یا لوگوی سندیکا را در وبلاگ خود قرار دهیم و به این وبلاگ لینک کنیم.

 

        http://otobos1.blogfa.com/

وبلاگ جوانان پیشگام ایران ، حمایت خود را از فعالین حنبش کارگری و سندیکای ، کارگران اتوبوسرانی تهران اعلام می دارد و همه هموطنان و به ویژه جوانان و دانشجویان را به حمایت از این حرکت اعتراضی فرا می خواند .

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 19:14  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

پايان شب سيه اميد است، بيانيه شوراي مرکزي دفتر تحکيم پيرامون صدور احکام سنگين قضائي براي فعالين دانشجوئي

بيش از 20 سال حبس براي فعالين جنبش دانشجوئي . علي افشاري 6 سال ، عبدالله مومني 5 سال ، اکبر عطري 5 سال ، احمد فرجي 3 سال ، امير بلالي 1 سال و فريد مدرسي 8 ماه . اينجا ايران است و دانشگاه سياسي مي خواهند اما سياست را براي دانشجو همراهي با دستگاه سياسي حاکم به مثابه بادمجاني دور قاب معنا ميکنند. اگر اعتراض کني ، اگر نقد کني و اگر همسو نباشي به زندانت مي افکنند ، از حقوق اجتماعي محرومت ميکنند و ميگويند اينهمه براي صيانت از امنيت ملي است ! با تيغ امنيت سرت را ميبرند و از حقوق اجتماعي محرومت ميکنند.
در چند ماه اخير موج سرکوب فعالين جنبش دانشجوئي قوت گرفته است . تهديد از سوي دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي ، محاکمه و صدور احکام سنگين قضائي از سوي دستگاه قضائي ايران به منظور بالابردن هزينه فعاليت در جنبش دانشجوئي نقاد مستقل اوج گرفته است . از سوئي اعلام ميشود که دانشجويان زنداني آزاد خواهند شد و از سوئي ديگر آناني را که ساليان دانشجوئي خويش را صرف نقادي بي پروايانه قدرت نامشروع قدرتمندان کرده اند به پاي ميز بيدادگاه ميکشانند و آنان را به جرم نمايندگي جنبش دانشجوئي بيدار ايران محاکمه و محکوم به حبس و محروميت از حقوق اجتماعي ميکنند، قسم حضرت عباس مستبدان را بايد باور کرد يا دم روباهشان را بايد ديد ؟
پرده نشينان دستگاههاي امنيتي ، اطلاعاتي و مسند نشينان ويرانه قضائي در اين تصور خامند که دانشجويان راه سکوت و چشم بستن بر اعمال آنان را پيش خواهند گرفت اما بي خبرند که هويت نقاد دانشجوي ايراني ، ققنوس وار ميسوزد اما از خاکسترش ققنوس هايي ديگر بر خواهند خاست . هر نسلي که ميرود ، نسلي نقادتر پا به عرصه ميگذارد و رسالت خويش را در مبارزه براي دستيابي به آزادي ، دموکراسي ، حقوق بشر و عدالت اجتماعي ، بي پرواتر از پيش ايفا ميکند .

عبدالله مومني ، مهدي اميني زاده ، علي افشاري ، اکبر عطري و ديگران تاوان دفاع از حقوق بنيادين مردم ايران را ميپردازند. ياران ما در شرايطي با محاکمه ، حبسهاي طويل المدت و محروميت از حقوق اجتماعي مواجه شده اند که چند صباحي است از مسئوليت حقوقي خويش در شوراي مرکزي تحکيم فارغ شده و راه زندگي خويش در پيش گرفته اند. دفتر تحکيم وحدت به کليه فعالين جنبش دانشجوئي اطمينان ميدهد که قدمي از آرمان هاي مشترکمان پس نخواهد گذاشت و همراه آنان تا حصول آزادي و عدالت خواهد ماند.پس در اين راه با دفاع از حقوق گذشتگان ، خود و همراهانش آغاز ميکند و در پس آن پايه هاي استبداد را سست تر از پيش ميسازد.
دفتر تحکيم وحدت ضمن اعتراض شديد به محاکمه و صدور احکام سنگين براي اعضاي پيشين و فعلي شوراي مرکزي و شوراي عمومي خويش به کبکان سر در برف هشدار ميدهد تا بدانندکه آغاز دور جديد برخورد با دانشجويان ، آغاز بيداري و حرکت جنبش دانشجوئي است . دفتر تحکيم وحدت استوارتر از پيش در مسير رسواسازي مستبدان و غلامان حلقه بگوششان قدم گذاشته و در راه دفاع از استقرار آزادي ، دموکراسي ، حقوق بشر و عدالت اجتماعي گام بر خواهد داشت و در اين ظلمت ظلم فرياد بر ميدارد که :
پايان شب سيه اميد است.

شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

       در نااميدي بسي اميد است
                                                رضا دلبری-

عنوان بالا نام کتاب آلکساندر دوبچک رهبر فقيد کشور چکسلواکي سابق نيز هست. کتاب بسيار خوبي است. رهبر فقيد چکسلواکي سابق در عرض چند سال پس از گرفتن قدرت توانست شرايط خفقان حاکم بر کشورش را از بين ببرد، آزادي هاي زيادي به مطبوعات و روشنفکران براي بيان عقايدشان بدهد، حزب کمونيست حاکم بازتر شد و نيروهاي اصلاح طلب به سطوح عالي آن راه يافتند. جنبش هاي اجتماعي زيادي بروز بيروني يافت و مجموع اين شرايط بهار پراگ نام گرفت. اما بهاري که ديري نپاييد که با هجوم ارتش سرخ به خزان تبديل شد و رهبران چک به اسيري گرفته شدند و در آن شرايط دولت شوروي، توافق نامه اي را بر آنها تحميل کرد و رهبران چک را مجبور به پذيرش آن کرد. رهبران جاه طلب از اين موقعيت براي ارتقاي خود و افزايش حوزه قدرتشان سود جستند. رهبران سازشکار وضع موجود را پذيرفتند و با آنکه مي دانستند که مردمشان خسارات جبران ناپذيري از اين وضعيت مي بينند سرخورگي شان توان مقاومت را به آنها نمي داد و رهبران چون دوبچک راه مقاومت را در پيش گرفتند. در نااميدي بسي اميد است، سرگذشت دوبچک و به نحوي ملتي است که توانست سرانجام از دامان ظلم و ستم ارتش سرخ و کومنيست بيرون بيايد.
درست 1 ماه بعد از هجوم ارتش شوروي، يک دانشجوي فلسفه دانشگاه پراگ که هيچ چشم اندازي براي مقابله با خفقان حاکم و دولت وحشت نداشت خود سوزي کرد. اين اقدام اوج نااميدي جماعت دانشجويان و روشنفکران را از آينده نشان مي داد که در خود سوزي متجلي شده بود. به فاصله کمتر از يکماه دو دانشجويي پراگي ديگر خود سوزي کردند. نا اميدي سراسر کشور چکسلواکي را فرا گرفته بود و مردم گمان مي کردند سايه شوم ترس و حشت تا بي نهايت بر سر انها خواهد بود. بسياري از روشنفکران، نويسندگان و نخبگان هجرت را بر ماندن در آن شرايط برگزيدند هر چند که رفتن نيز برايشان مخاطره آميز بود و گاهي بسياري در چنگال سربازان و قانون آهنين گرفتار مي آمدند.
ميلان کوندرا نويسنده و رمان نويس مشهور اهل چک که گويي در نوشتته هايش بار هستي و تحولات مدرنيته بر دوشش سنگيني مي کند در رمان جهالت، حاکميت کمونيسم را بسيار سنگين تر و وحشتناک تر مي داند و در توصيف اين وضعيت مي نويسد:
« يک ديکتاتوري فاشيست هرچه هم که وحشتناک باشد، با رفتن ديکتاتورش از بين مي رود، پس مردم مي توانند هنوز اميدوار باشند. اما بر عکس کمونيسم، با حمايت تمدن عظيم روس، براي کشورهايي مثل لهستان يا مجارستان(حالا استوني به کنار) تونل بي پايان است. ديکتاتورها مردني اند، روسيه ابدي است. بدبختي مردم کشورهاي ما از نوميدي مطلق شان است.»
يان اسکاسل شاعر قرن بيستم چک نيز از اندوهي که فرايش گرفته مي گويد، دلش مي خواهد آن را بردارد و به دوردست ها ببرد، با آن خانه اي بسازد، خود را سيصد سال در آن حبس کند، و در اين سيصد سال در را باز نکند، در را به روي هيچ کس باز نکند!
سيصد سال؟ اسکاسل اين ابيات را در سال هاي هفتاد نوشت و در اکتبر 1989 مرد، يعني يک ماه پيش از آنکه سيصد سال اندوهي که بر او متجلي شده بود، در عرض چند روز غبار شود: مردم به خيابان هاي پراگ ريختند، دست هايشان را بالا گرفتند و دسته کليدهاشان را به صدا در آوردند و آغاز دوران نو را جشن گرفتند.
آيا اسکاسل شاعر در مورد سيصد سال اشتباه کرده بود؟ البته. اما حتي اگر پيش بين ها درباره رخدادهاي آينده به خطا روند، درباره شخص پيش بيني کننده حقيقت را مي گويند، پيش بيني ها بهترين کليد براي درک چگ.نگي زندگي پيش بيني کنندگان در زمان خودشان است.
پس از تهاجم روسيه، هيچ تصوري در مورد پايان کمونيسم در ميان مردم چک وجود نداشت. بنابراين مردم گمان مي کردند که در ابديتي زندگي مي کنند، پس چيزي که که نيروي آنها را گرفت، شهامتشان را خفه کرد، و بيست سال تحت اشغال شوروي را به عصري بس جبون و نکبت بار تبديل کرد، خلاء آينده بود، نه رنج حقيقي زندگي.
اين همه داستان و رمان گفتيم که بگويم شرايط امروز ايران بسيار مشابه زمان چکسلواکي سابق در عصر اشغال شوروي است. نااميدي در ميان نخبگان بسيار موج مي زند. دانشجويان اميدي به آينده اي شغلي که به آن وسيله بتوانند حداقلي از رفاه و آسايش را داشته باشند ندارند. وضعيت فرهنگي جامعه رو به انحطاط و تباهيدگي است که در اين فضا انديشه جديدي متولد نمي شود. فيلم جديد، کتاب جديد. حتي چندي است که جوک جديد که خلاقيتي در آن باشد را نشنيده ام. بسياري از مردم خواسته هاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي شان را فراموش کرده اند اما نا اميدي بيشتر از اين ريشه دوانده است. نا اميدي از تامين معيشت نيز بر آنها چيره شده است. همگان در تلاش شبانه روزي اند تا بتوانند زندگي حداقلي براي خود و خانواده فراهم کنند. نا اميدي کشنده اي حاکم شده است. مردم کوچه و بازار حاکميت استبداد را صد ساله مي انگارند و تلاش براي دموکراسي را تلاشي مذبوهانه مي انگارند. چرا که مردم همانند يان اسکاسل شاعر اهل پراگ آينده اي براي بهبودي نمي ببينند. بسياري از داشنجويان از شهر و ديار خود براي ادامه تحصيل و زندگي بهتر به خارج سفر مي کنند. آماري ديدم که برايم تعجب انگيز بود. سالانه 150 هزار دانشجو و دانش آموخته دانشگاههاي ايران براي ادامه تحصيل يا کار به خارج سفر مي کنند.
اميد به تغيير پيش برنده است، اما نوميدي مطلق سکون و سکوت مطلق را در پي دارد. بايد در ميان جامعه اميد آفريني کرد. بايد از دانشگاهها آغاز کرد. دانشجويان هنوز ظرفيت هاي زيادي براي ايجاد اميد در جامعه دارند. نبايد گذاشت نااميدي از نبود کاوه اي ديگر در ايران انتظار آمدن اسکندري را به وجود آورد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 5:21  توسط جوانان پیشگام ایران   |