تبليغاتX
جوانان پیشگام ایران

جوانان پیشگام ایران

اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی

دانشجويان تندرو نبودند؛ خاتمی به عهد خود وفا نكرد

عبدالله مومنی: اعتراف به اشتباه [از سوی خاتمی] پس از كناره‌گيری از قدرت بيشتر به يك اظهارنظر فانتزی شبيه است و نمی تواند واجد معنای خاصی باشد. واقعيات فضای دانشجويی در چند سال گذشته حاكی از تندروی‌های دانشجويان نبوده است بلكه نشان دهنده ترمزهای اقتدارگرايان در مسير اصلاحات و كندروی‌های اصلاح طلبان است.
 
 
ادوار نيوز: به دنبال گفت و گوی چندی پيش سيد محمد خاتمی رئيس جمهور سابق با خبرگزاری دانشجويان ايران( ايسنا) كه در آن وی به بازخوانی بخشی از رفتار دولت خود با دانشجويان پرداخته بود بر آن شديم تا در گفت و گويی با دو تن از فعالين دانشجويی آن دوران به تحليل برخی از گفته های رئيس جمهور سابق بپردازيم. آنچه در زير می خوانيد ماحصل گفت‌وگوی ما با عبدالله مومنی دبير تشكيلات سابق دفتر تحكيم وحدت و مجيد فراهانی عضو سابق شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت و عضو شورای مركزی جبهه مشاركت پيرامون سخنان اخير خاتمی است:

عبدالله مومنی: دانشجويان تندرو نبودند؛ خاتمی به عهد خود وفا نكرد.

عضو سابق شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت گفت: گفت و گوی اخير خاتمی و پذيرش بخشی از اشتباهات دوران هشت ساله رياست جمهوری اش اگر چه در نگاه اول مثبت به نظر می رسد ولی با توجه به خروج وی از قدرت طبيعی است كه نمی تواند موثر باشد. اعتراف به اشتباه پس از كناره گيری از قدرت بيشتر به يك اظهارنظر فانتزی شبيه است و نمی تواند واجد معنای خاصی باشد.
عبدالله مومنی در گفت و گو با ادوار نيوز در مورد آنچه كه خاتمی از آن به عنوان "تندروی دانشجويان "نام برده است گفت: واقعيات فضای دانشجويی در چند سال گذشته حاكی از تندروی های دانشجويان نبوده است بلكه نشان دهنده ترمزهای اقتدارگرايان در مسير اصلاحات و كندروی‌های اصلاح طلبان است. دانشجويان جز اصرار بر پيگيری خواسته‌ها و عقب ننشستن در مسير اصلاحات هيچ خواسته ديگری نداشتند .در حالی كه اين موضوع از سوی ايشان به تندروی تفسير می شود.
وی با اشاره به تاكيد خاتمی بر نقش دانشجويان در بوجود آمدن دوم خرداد و شروع حركت اصلاحی گفت: خاتمی پيش از انتخابات سال ٧٦ در ديدارهايی كه با اعضای شورای مركزی وقت دفتر تحكيم وحدت داشتند، وعده‌هايی دادند كه بعدها متاسفانه از آنها عدول كردند . به عنوان مثال ايشان می گفتند كه «بنده حاضر نيستم مانند رئيس جمهور پيشين (هاشمی رفسنجانی) پيگير خواسته های رهبری باشم ودر سخنانم مكرر به گفته‌های رهبری وابسته شوم.» در حاليكه ما می‌ديديم كه خاتمی به دفعات به رهبری تكيه كرد و بارها در سخنانش به وی استناد كرد.
عضو سابق شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت گفت : دانشجويان انتظار وفای به عهد از خاتمی داشتند و اين انتظار اصلا نابجا يا تندروانه نبود.
مومنی با يادآوری ديدار خاتمی با دانشجويان در ١٦ آذر سال گذشته گفت : در آن روز وقتی دانشجويان از خاتمی انتقاد كردند؛ وی واكنش تندی نشان داد و حتی آنها را به اخراج از سالن تهديد كرد.امروز وی به اشتباهش اعتراف می كند ، در حاليكه برای اين اعتراف به اشتباه ديگر خيلی دير شده است و آن موقع لازم بود كه متوجه اين موضوع باشد.
وی تصريح كرد : به اعتقاد ما اصلاح طلبان حكومتی عاملين اصلی شكست اصلاحات بودند و بايد در مقابل وجدان عمومی جامعه پاسخ‌گوی مواضع اعتدال‌گونه خود باشند. اين هنر نيست كه پس از خروج از قدرت به اشتباهاتشان اعتراف كنند در حاليكه در زمان حاكميتشان با عملكرد مصلحت انديشانه خود باعث استحكام پايه‌های اقتدارگرايی در جامعه شدند.
دبير تشكيلات سابق دفتر تحكيم وحدت خاتمی را نماينده دانشجويان و دانشگاهيان در ساختار قدرت دانست كه قرار بود مطالبات قشر فرهيخته جامعه را پيگيری كند. در حاليكه وی در شكاف ميان حاكميت و نخبگان ،سمت حاكميت را گرفت و در مقابل روشنفكران و دانشجويان ايستاد.
مومنی در پاسخ به سئوالی در مورد گفته‌های اخير خاتمی مبنی بر عقب نشينی وی از برنامه‌هايش و ترجيح مصلحت‌های نظام و حكومت بر منافع مردم اين اظهارات خاتمی را متناقص دانست وگفت: آقای خاتمی اين موضوع را بارها تكرار كرده است و اين نشان می دهد كه وی پذيرفته است كه در نظام جمهوری اسلامی خواسته‌های مردم و حاكميت از هم جداست .در حاليكه در يك نظام دموكراتيك اينگونه نيست و منافع مردم وحاكميت هم‌جهت است.
مومنی درباره بخش ديگری از سخنان خاتمی كه خواسته‌های دانشجويان را فراتر از جامعه يا خارج از برنامه های اصلاحات دانسته بود گفت: سئوال جدی ما اينست كه مگر دانشجويان چه خواسته‌هايی داشتند كه فراتر از جامعه يا برنامه های ايشان بود. آيا به انتها رساندن پرونده قتل‌های‌زنجيره‌ای و افشای حقايق آن فراتر از خواست جامعه بود؟ آيا پيگيری فجايع كوی دانشگاه تهران خارج از اهداف آقای خاتمی و اصلاحات بود؟ آيا برگزار‌نكردن انتخابات فرمايشی مجلس هفتم خواسته‌ای نابجا و تندروانه بود؟

عضو سابق شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت گفت : خاتمی بارها بر اين نكته تاكيد كرده بود كه من رهبر اصلاحات نيستم. لذا ايشان نمی‌تواند اهداف و خواسته های اصلاحات را تعريف كند. ايشان شاقول اصلاحات نيستند كه انحراف از نظر ايشان انحراف از اصلاحات باشد. خواست اصلاحات بايد مطابق با خواست جامعه و بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان باشد كه دانشجويان بخش عمده اين بدنه اجتماعی بودند.
مومنی با اشاره به بخش ديگری از سخنان اخير خاتمی كه انتخابی شدن روسای دانشگاه را از دستاوردهای اصلاحات دانسته است گفت : در دوران ايشان تنها رئيس چند دانشگاه با نظر هيات علمی انتخاب شدند كه يك‌نفر از آنها (دكتر صالحی)نيز به بدترين شكل ممكن از سمت خود بركنار شد.
وی گفت : عدم پايداری اين ساز وكار نشان از غير دموكراتيك بودن آن دارد.زيرا خاتمی و وزير علوم وی نتوانستند در مقابل فشارهای اقتدارگرايان مقاومت كنند و انتخابی شدن روسای دانشگاه‌ها را نهادينه كنند.
عضو سابق شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت درباره تاكيد خاتمی بر دستاوردهای اصلاحات گفت: اعتقاد من اينست كه دانشگاه اين ظرفيت را دارد كه فارغ از شعار ، شانتاژ و مظلوم‌نمايی به نقد دستاوردهای مورد نظر آقای خاتمی بپردازد و جا دارد كه ايشان در مورد فرصت سوزی‌ها و كندروی‌هايشان در مسير اصلاحات پاسخگو باشند و قضاوت نهايی را نيز به عهده دانشجويان و مردم بگذارند.
وی در پايان تصريح كرد : به هر حال آنچه كه امروز مشاهده می‌كنيم اينست كه حضور هشت ساله آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان در حاكميت منجر به استقرار حاكميتی يكدست شد و از درون دولت اصلاح‌طلب ايشان،شخصی بيرون آمد كه حامل پيام تندروترين لايه‌های اقتدارگرايان است.اين موضوع نشان می دهد كه اصلاحات پايدار نبوده و جامعه شرايط بازگشت به قبل از دوم خرداد را دارد.

مجيد فراهانی : توقع تعامل خاتمی با جريان دانشجويی توقع گزافی نبود.

عضو شورای مركزی جبهه مشاركت ايران اسلامی گفت: به اعتقاد من آقای خاتمی در شرايطی وارد انتخابات رياست جمهوری ٧٦ شد كه نه مجموعه منسجمی از احزاب يا مطبوعات از ايشان حمايت كردند و نه بسياری از شخصيتهای سياسی در اين زمينه فعال بودند. ولی اين جريان دانشجويی و خصوصا دفتر تحكيم وحدت بود كه ايشان را به حضور در اين عرصه ترغيب كرد در حقيقت خاتمی از دريچه دانشگاه و جنبش دانشجويی وارد جامعه و جريان انتخابات شد و اين دانشجويان بودند كه در تمام شهر ها و مراكز آموزشی و حتی در دور افتاده ترين نقاط كشور اقدام به شناساندن خاتمی به مردم كردند. لذا توقع تعامل خاتمی با جريان دانشجويی توقع گزافی نبوده و نيست. از اين منظر اعتقاد من اين است كه متاسفانه تعامل خاتمی با دانشگاه دچار مشكل بود
مجيد فراهانی در گفتگو با ادوارنيوز پيرامون سخنان اخير خاتمی گفت: متاسفانه آقای خاتمی با پشتوانه ٢٠ ميليون رای دهنده می توانست بسياری از آرمانهای جريان دانشجويی كه منبعث از آرمانهای جامعه بود را به پيش برد. ولی اصرار بيش از حد ايشان مبنی بر لحاظ كردن همه پارامترهای سيتم موجود و در حقيقت اصرار بيش از حد بر عدم ايجاد هر گونه تنشی در جامعه عملا مخالفان اصلاحات را در جهت هدر دادن تلاشها و كوششهای جنبش دانشجويی جری تر كرد.
فراهانی گفت: رويكرد خاتمی در عدم پافشاری بر پيشبرد آرمانهای اصلاحی عملا باعث شد كه اصلی ترين جريان حامی ايشان به تدريج از صحنه خارج شود و شايد يكی از دلايل پيروزی جريان مخالف اصلاحات در انتخابات اخير همين روحيه آقای خاتمی بود.
عضو سابق شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت تعامل خاتمی با جريان دانشجويی را مناسب ندانست و گفت: متاسفانه اصرار بيش از حد خاتمی بر استفاده از نيروهای قديمی و اطرافيان خود در بدنه مديريتی كشور موجب شد تا تحرك مديريتی مناسب در جهت پياده سازی اهداف اصلاحات اعمال نشود كه استفاده از نيروهای جوان دانشجويی می توانست از اين امر جلوگيری كند. امری كه اين روزها احمدی نژاد با استفاده از هواداران جوان خود انجام می دهد.
وی گفت: اگر در ابتدای روی كار آمدن دولت خاتمی امكان جلسات مستمر جريان دانشجويی با ايشان وجود داشت متاسفانه در سالهای پس از آن هيچ مكانيزمی در دستگاه خاتمی جهت انتقال ديدگاههای جنبش دانشجويی به ايشان وجود نداشت. اين دو عامل موجب شد تا عملا ارتباط خاتمی با اصلی ترين هوادارنش قطع شود و زمينه جری تر شدن مخالفان اصلاحات برای برخورد با جنبش دانشجويی و شخص خاتمی فراهم آيد.
مجيد فراهانی گفت: انفكاك و عدم اتصال جنبش دانشجويی با خاتمی از طريق كانالهای مشخص هم موجب راديكاليزه شدن جريان دانشجويی را فراهم آورد و هم باعث شد تا انتقادات دانشجويان از خاتمی به صراحت در فضای عمومی جامعه مطرح گردد.
عضو سابق شورای مركزی دفتر تحكيم در پاسخ به سوال ادوارنيوز پيرامون علت انشقاق در دفتر تحكيم گفت: عدم پايبندی به خرد جمعی مجموعه و اصرار بر ادامه حركات حداكثری در دو سر طيفهای موجود باعث شد تا مجموعه تحكيم دچار انشقاق شود
عضو شورای مركزی جبهه مشاركت امكان بازگشت جامعه به پيش از دوم خرداد را بعيد دانست و گفت: زمانی كه آگاهی و دانش در جامعه ای ايجاد می شود امكان از ميان بردن آن در اذهان جامعه غير ممكن است. اگر امروز مشاهده می كنيم كه اقبال عمومی نسبت به جريان اصلاحات در جامعه كمرنگ شده است دليلش عدم توجه اصلاح طلبان به بخش عمده ای از مطالبات توده های مردم برای تحقق عدالت اجتماعی و رفاه بود.
وی افزود: متاسفانه بيشتر توجه اصلاح طلبان معطوف به طبقه متوسط جامعه بود و حتی در بسياری از دستگاههای اجرايی دولت خاتمی نسبت به اقشار ضعيف جامعه بی توجهی صورت گرفت. اين در حالی بود كه به رغم وجود ذخاير ارزی كافی تلاشی در جهت رفع نيازهای اساسی جامعه صورت نمی گرفت و طبيعی بود كه در جريان انتخابات اخير مردم در انتخاب ميان هاشمی با آن سابقه تعديل اقتصادی و احمدی نژاد با شعار عدالت اجتماعی و رفاه به گرايش دوم متمايل شوند.
وی در اين حال دستاوردهای دولت خاتمی را قابل توجه دانست و گفت: در دوران دولت اصلاحات مفاهيم و پارادايم هايی همچون دموكراسی و حقوق بشر وارد گفتمان عمومی جامعه شد به نحوی كه حتی دولت جديد نيز مجبور است در تبليغات رسانه ای خود اين موضوعات را لحاظ كند .
وی تنش زدايی با دنيای خارج و ايجاد اعتماد نسبی به ايران و فعاليتهای و پروژه های زير بنايی و عمرانی بزرگ را از ديگر دستاوردهای مهم دولت خاتمی بر شمرد.
عضو سابق شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت دانشگاه را مناسب ترين محمل برای نقد دستاوردهای دولت اصلاحات دانست و گفت: يكی از نقاط ضعف ملت ما نداشتن حافظه تاريخی است. كه موجب می شود نتوانيم از اتفاقات پيش آمده در تاريخ خود درس آموزی كنيم. به هر حال دوران اصلاحات تجربه جديدی بود كه اگر نقد مناسبی پيرامون آن صورت گيرد می تواند برای آيندگان تجربه مناسبی باشد كاری كه در مورد جريان ملی شدن نفت رخ نداد.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 17:36  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

علی افشاری / "نيازست كه يك نيروى سياسى جديد خلق شود"
" ايده رفراندوم تلاشی است براى اين كه حركت و فصل جديدى در جنبش اجتماعى ايران بوجود بيايد."
" ايده رفراندوم تلاشی است براى اين كه حركت و فصل جديدى در جنبش اجتماعى ايران بوجود بيايد."
شش تن از فعالان سياسی ايران در بيانيه‌اى خواهان "برگزاری همه‌پرسی" در ايران شده‌اند. اين شش نفر در بياينه‌ی خود با عنوان "صبح نزديك است"، آخرين انتخابات رياست جمهوری در ايران را "مخدوش" ناميده و نوشته‌اند که "انتخابات آزاد، موثر و منصفانه و مفید به حال ملک و ملت در داخل ساختار قدرت ممکن نمی‌باشد و از اين‌رو برگزارى يك همه‌پرسى با نظارت نهادهاى بين‌المللى مسئول، خواست منطقى و معقول ملت ايران است." آيا به راستى جامعه ايران آماده چنين حركتى هست و آيا نيروهاى پراكنده و گوناگون اپوزيسيون سازوكار چنين اقدامى را دارند؟ آيا اساسا گفتمان رفراندوم عمومى شده و از حوزه نخبگان فراتر رفته است؟ على افشارى يكى از شش امضاءكننده اين بيانيه به پاره‌اى از اين پرسش‌ها پاسخ می‌دهد.

مصاحبه: مهيندخت مصباح

دويچه وله: آقاى افشارى در بيانيه اخير گفته شده كه جنبش رفراندوم در ابتداى راه خود قرار دارد و بايد كارى اساسى براى همسويى ميان مبارزان راه آزادى انجام شود. بسيارى معتقدند كه بحث رفراندوم طى اين يكسال تنها ميان نيروهاى خاصى مطرح شد و بعد هم تقريبا فروكش كرد. الان هم تحت شرايطى كه به نظر می‌رسد يكنوع كسالت و دلمردگى در جامعه وجود دارد، پيشنهاد شما براى طرح خلاق‌تر اين موضوع چيست؟

على افشارى: كسالت و دلمردگى اگر در فضاى ايران برقرار است، در وهله اول برمی‌گردد به نبود يك برنامه سياسى مطلوب و موثر. چون ايده رفراندوم تلاش‌اش اين است كه خود را در اين قالب معرفى كند  و بتواند به نوعى رخوت را فضاى كنونى جامعه ايران جمع بكند. در اصل ايده رفراندوم تلاشی است براى اين كه حركت و فصل جديدى در جنبش اجتماعى ايران بوجود بيايد و مرحله نوين جنبش پس از به خاتمه رسيدن آن در قالب اتحاد دوم خردادى شروع شود. من بر می‌گردم به بخش اول سوال. در وهله اول ما نياز داريم به اينكه اجماعى بين نخبگان و اليتى كه قايل به فعاليت در اين پروژه هستند، ايجاد بشود. اين يك نياز اصلى است براى اينكه اين حركت بتواند پشتوانه توده‌اى خود را پيدا كند. اما در مجموع حوادثى كه يكسال گذشته ما شاهدش بوديم نشان می‌دهد كه ايده رفراندوم از يك حمايت توده‌اى برخوردار است. هرجا كه تجمعى ديديم كه دانشجويان، كارگران يا معلمان بودند، ديديم كه شعار رفراندوم مطرح شده است. و اين نشان می‌دهد كه اين امر بالقوه از پتانسيل خوبى برخوردار است. ما فكر می‌كنيم كه مرحله گفتمانى جنبش رفراندم تقريبا می‌توان گفت به پايان خود رسيده و از اين مرحله به بعد، سازماندهى و پيوند موثر با نيروهايى كه می‌توانند حامل اين جنبش باشند، گامى اساسى است براى اينكه به اين حركت شتاب داده شود.

دويچه وله: اينجا اين سوال پيش ميايد كه دنبال كردن اين بحث‌ها، كار پيگر و سازماندهى كردن در شرايطى كه بخاطر موانع امنيتى امكان تجمع فراهم نيست، ضمنا بخاطر مسدود شدن بسيارى سايت‌ها امكان روشنگرى و تبادل نظر هم محدود تر از سابق شده، اميد به اين كه اين گفتمان رشد كمى يا كيفى پيدا كند، چه پايه‌اى دارد؟

على افشارى: تجربه‌ى رفتار سياسى مردم ايران نشان داده كه هروقت فضا بسته بوده و محدوديت‌ها بيشتر بوده، برعكس مقاومت مردم هم جدى تر بوده و واكنش اجتماعى مردم هم بيشتر بوده. به نظر من نفس اين محدوديت ها بالعكس براى جامعه مدنى ميتواند نتايج سودمندى داشته باشد، به شرط اين كه نيروهاى سياسى بتوانند متاع سياسى خوبى عرضه كنند و جامعه را جلب كنند و مقاومت آنها را برانگيزند. نكاتى كه شما می‌گوييد بايد در نوع سازماندهى مد نظر قرار گيرند و سازماندهى‌اى صورت گيرد كه با توجه به اين محدوديت‌ها بتواند موفق باشد. حوادثى كه بمناسبت شانزده آذر شاهدش بوديم و مجوز ندادند، نيروهاى امنيتى و نظامى خيلى در دانشگاهها حضور داشتند اما عليرغم همه اينها ديديم كه دانشجويان واكنش مناسب خود را انجام دادند و حتى حركت‌ هايى كردند كه ما سال گذشته يعنى پيش از اين دور جديد محدوديت‌ها، شاهد آنها نبوديم. من فكر می‌كنم حاكميت برعكس آنچه اول تصور می‌كرد، آسيب پذيرتر شده و به ميزانى هم كه ناتوانى حاكميت و دولت جديد از اجراى وعده‌هايش روشن‌تر می‌شود، امكان مانور و فعاليت نيروهاى اجتماعى و سياسى هم بيشتر ميشود.

دويچه وله: پرسش ديگر آقاى افشارى اينست كه طرح ايده رفراندوم با كمى كلى گويى همراه است. يعمى آنقدر موارد لنگش و چالش و بازدارنده در قانون اساسى وجود دارد كه سخت می‌توان روى يك يا دو نكته انگشت گذاشت. با اين همه آيا به نظر شما زمان آن فرانرسيده كه روى يك يا دو نكته تمركز شود و آنها را بعنوان شعارهايى كه هواداران جنبش رفراندوم را بتوان حول‌اش جمع كرد، مطرح كرد؟

على افشارى: اين هم يك رويكرد است. بله از نگاه‌هاى حداقلى تا حداكثرى هست. به نظر من هم با شرايطى كه ما در ميان مخالفان شاهدش هستيم كه به واقع ايجاد وحدت حول حداقل‌ها ميسر است، واقعا جمع كردن همه نيروهاى اپوزيسيون حول يك شعار مشترك سخت است. من هم معتقدم خواسته‌ها هرچه حداقلى ترو جمع و جورتر و مشخص‌تر باشند به همان ميزان هم شانس موفقيت‌شان افزايش پيدا می‌كند. منتها مسئله اصلى اينست كه در شرايط امروز جامعه ايران نيازست كه يك نيروى سياسى جديد خلق شود و اين نيرو در وهله اول يك ايده و برنامه سياسى موثر نياز دارد و در گام بعد نياز اينست كه نيروهاى سياسي معتقد به اين برنامه حول يك سازمان مشخص جمع شوند. ايده رفراندوم بالقوه در هر دو مقدارى كه گفتم از پتانسيل خوبى برخوردار است. چون تمامى گرايش‌هاى سياسى با ايدئولوژى‌هاى مختلف در چارچوب پروژه دمكراسى مى‌گنجند، می‌توانند اينجا جمع شوند و در يك راهكار شكلى وحدت كنند و تمايل‌هاى ايدئولوژيك، اعتقادى، سياسى يا اقتصادى خود را به فضاى بعد از شكلگيرى رفراندوم منتقل كنند و رقابت‌هائي كه در آن دوره خواهد بود.

دويچه وله: آيا اينرا كه سه نفر از امضا كننده بيانيه صبح نزديك است در خارج به سر ميبرند، می‌توان به اين معناىسمبليك گرفت كه تاريخ مصرف مرزبندى‌هاى داخل و خارج كشورى گذشته است؟

على افشارى: بله! در ايده رفراندم مرزبندى داخل و خارج نبوده و اينكه حداقل در نيمه دوم اصلاحات هم اصلاح طلبان پيشرو يا كسانى كه معتقد به اصلاحات ساختارى بودند، از اين مرز عبور كرده بودند و قائل بودند كه ايران مال همه ايرانيان است و ايرانيان خارج از كشورهم بخشي از سرمايه جامعه ايران هستند.

آقاى افشارى از توضيحات شما سپاسگزاريم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 5:23  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

                                         "صبح نزدیک است"

یک سال قبل در چنین روزهایی فراخوان کوتاهی برای جمع آوری امضاء برای درخواست برگزاری رفراندوم روی قانون اساسی ایران منتشر شد. اگر چه در کمتر از پنج روز از سوی حکومت ایران، سایت کامپیوتری که برای جمع آوری امضاءجهت اعلام همراهی با این درخواست در نظر گرفته شده بود , مسدود شد، اما علی رغم این انسداد حدود 37هزار نفر موفق شدند که آن را امضاء کنند. بیش از 400 نفر از شخصیت های حقوقی و حقیقی فرهنگی و سیاسی، در داخل و خارج از کشور از این درخواست پشتیبانی کردند. بیش از 300 مقاله جدی در دفاع یا در نقد این کار نوشته و منتشر شد. دهها مصاحبه و میز گرد مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی و سخنرانی پیرامون این پیشنهاد به عمل آمد: و مهم تر از همه آنکه طیف وسیعی از نیروهای سیاسی کشور در داخل و خارج، از روحانیون طراز اول تا اساتید دانشگاه ها، از چپ تا راست، از جمهوری خواه تا مشروطه طلب، از دانشجویان تا زندانیان سیاسی برای نخستین بار نشان دادند که می توانند حول یک خواسته مشخص با حفظ مواضع و دیدگاه های خود، وحدت و همسویی و هم جهتی در عمل برقرار سازند. در داخل ایران انتشار سه بیانیه بعدی با امضاهای بیش از پانصد نفر از شخصیتهای برجسته سیاسی – دانشگاهی و دانشجویی داخل کشور و طرح خواستی نزدیک با خواست اصلی فراخوان، یعنی تغییر قانون اساسی و ساختار کشور و در خارج از ایران برگزاری سمینارها و گرد هم آیی در کشورهای مختلفی چون سوئد و آلمان و بلژیک نشان داد که بخش های مختلف جنبش رفراندوم می توانند ضمن هماهنگی با یکدیگرو تعقیب راهکار وحدت در روش با حفظ تمایزات سیاسی و ایدئولوژیک و استقلال عمل ، همسو با کل حرکت و به عنوان بخشی از این جنبش عمل نمایند.
حوادث سالیان گذشته و به خصوص چند ماه اخیر، کشور را در سراشیب بحران و سقوطی انداخته که سرنوشت تک تک ایرانی ها را در خطر قرار داده است. اقدامات دولت فعلی که در یک انتخابات غیر مشروع زمام کشور را به دست گرفته از جهت حجم ندانم کاری و غیر کارشناسی بودن و دردسر آفرینی در تاریخ کشور ایران بی سابقه است. دخالت حکومت در زندگی خصوصی مردم شدت گرفته و عدم امنیت مردم از دست عمال حکومت افزایش پیدا کرده است. فقر و تبعیض بیداد می کند و در شرایطی که درآمد نفت بیش از سه برابر شده است و حقوق کارمندان و کارگران باید لااقل به دو برابر افزایش بیابد، دولت و مجلس به باند بازی های جدید سیاسی مشغول هستند و دست روی دست گذاشته اند..
حوادث یک سال گذشته به روشنی نشان داد که امکان هیچ اصلاحی در راستای فرایند تحقق خواست تاریخی ملت ایران مبنی بر برقراری دموکراسی و دستیابی به توسعه و پیشرفت در چهارچوب قانون اساسی فعلی کشور وجود نداردو تعقیب سیاسی ناکارامد اصلاح از درون منجربه حاکمیت تمام عیار اقتدارگرایان و افزایش دخالت و اختیارات ولی فقیه شد. برگزاری یک انتخابات مخدوش دیگر ثابت کرد که انتخابات آزاد , موثرومنصفانه و مفید به حال ملک و ملت در داخل ساختار قدرت ممکن نمی باشد و از این رو, برگزاری یک همه پرسی با نظارت نهادهای بین المللی مسئول , خواستی منطقی و معقول از سوی ملت ایران است. اکنون دو صف روشن در کشور و درمیان نیروهای سیاسی , به وجود آمده است. در یک صف نیروهایی قرار گرفته اند که معتقدند صاحب واقعی کشور و صاحبخانه مملکت مردم هستند. برای حل تمام مشکلات تنها یک راه موجود است، پرسیدن از صاحبخانه و کسب تکلیف از ملت ایران. بنابر این خواهان تغییر قانون اساسی فعلی هستند و معتقدند نهاد حکومت باید مبتنی بردموکراسی , اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های الحاقی آن بوده و تنها و تنها مشروعیت خود را از رأی مردم کسب نماید. پایه های قدرت حکومت نباید در نهادهای غیر منتخب مثل نهادهای دینی یا موروثی یا امتیازات طبقاتی و اشرافی قرار داشته باشد. همچنین حکومت نباید در امر دین و ایمان مردم دخالت نماید و باید نسبت به باورهای مردم و امور خصوصی زندگی آنان کاملاً بی طرف باشد. در سوی دیگر صف کسانی قرار گرفته است که با حفظ چهارچوب قانون اساسی فعلی، پایه مشروعیت حکومت را در جایی غیر از رأی و خواست مردم قرار می دهند و دست حکومت رادر دخالت در امور خصوصی مردم از جمله دین و ایمان آنان باز می خواهند و از این رهگذر بیشترین صدمه را در درجه اول به خود دین وارد می کنند.و در صورت تعقیب راه آنان ,یعنی راهی که هم اینک پیموده می شود, بحران های درون و بیرون جامعه تشدید شده و کشور هر چه بیشتر در باتلاق خشونت و تباهی فرو می رود .
اما در این میان ,راه سومی وجود ندارد. آنان که در این میان مذبذب هستند و یکی برنعل و یکی بر میخ می کوبند وقت خود و ملت راتلف می کنند. دیر یا زود ناچار می شوند جای خود را در یکی از این دو صف تعیین نمایند.
این حجم عظیم استقبال و پشتیبانی و حرکت پس از انتشار یک فراخوان ساده برای امضای یک درخواست، حکایت از درستی هدف جنبش رفراندوم می کند. حرکت دموکراتیک و عیر خشونت آمیز و مبتنی بر مقاومت مدنی می تواند کشور را از وضع بحرانی و گذرگاه پر آشوب فعلی به وضع مطلوب از طریق برگزاری یک همه پرسی هدایت کند.این بهترین و کم هزینه ترین راه برای شکست بن بست کنونی و نجات کشور است .
جنبش رفراندوم در ابتدای راه خود قرار دارد. انتشار فراخوان تنها طرح بک گفتمان بوده است. بحث های به عمل آمده بر عمق و وسعت این گفتمان افزوده است. دوران جنینی جنبش سپری شده و همسویی میان مبارزان راه آزادی برقرار شده است. سازماندهی مناسب , حرکت هم جهت , ضرورت درک موقعیت حساس کنونی , پرهیز ازخواسته های فردی و خودمحورانه و شتابزدگی , اهمیت به کار جمعی و توافقات حداقلی و به تعلیق در آوردن تمایزات ایدئولوژیک ومعرفت شناسانه و دیدگاههای چپ و راست اقتصادی تا حصول موفقیت جنبش دموکراسی خواهی ، گامهای بعدی هستند که می توانند مقاومت مدنی مردم را برای تأمین خواست برگزاری همه پرسی محقق سازند و پشتوانه اجتماعی لازم را فراهم آورند .

به امید آن روز
علی افشاری، ناصر زرافشان، رضا دلبری، محسن سازگارا، اکبر عطری، محمد ملکی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 23:34  توسط جوانان پیشگام ایران   | 


                                             ﮔزارش مراسم روز دانشجو در ٢٠ آذر
                                                              الناز ناطقی

       روايتی از تجمع ٢٠ آذر ماه دانشجويان در دانشگاه تهران به مناسبت روز دانشجو

دانشجويان در بیانیه خود روز دانشجو را نماد آزاديخواهی و برابرطلبی دانستند و اعلام کردند که: «اين روز برای ما نه روز تقدير نظام از سرسپردگی دانشجو که روز بزرگداشت آزادی و آزاديخواهی است و هيچگاه زير پرچم ارتجاع و استبداد سر فرود نميآوريم»


هوای شهر هنوز خاکستری ست و دانشکده فنی دانشگاه تهران نيز همچنان به دليل کشته شدن سه تن دانشجويانش در سال ١٣٣٢ به هنگام ورود رييس جمهور وقت آمريکا به ايران توسط رژيم سفاک پهلوی، نمادی از جنبش دانشجويی است.
مراسم گراميداشت روز دانشجوی امسال، امروز يکشنبه ٢٠ آذر در حالی در برابر اين دانشکده برگزار شد که هيئت دولت در اقدامی عجيب به علت آلودگی هوا چهارشنبه گذشته (١٦ آذر) را تعطيل رسمی اعلام کرده بود. راس ساعت ١٢ برنامه توسط ٣٠ تا ٤٠ دانشجو که روی پله های دانشکده فنی نشسته بودند و پلاکاردهايی به رنگ قرمز و سفيد در دست داشتند، آغاز شد. روی پلاکاردها شعارهای زيادی مانند اين جملات به چشم ميخورد:


دانشجو دانشجو اتحاد اتحاد
دانشجو کارگر اتحاد اتحاد
زندان سياسی را ويران کنيم
تنها يک نژاد و آن نژاد انسانی
تشکلهای مستقل دانشجويی خواست دانشجويان
آزادی تشکلهای کارگری حق کارگران است
در راه رهايی چيزی جز زنجيرهايمان برای از دست دادن نداريم
ما از زندگی بد بيشتر از مرگ ميهراسيم
رهايی زن، رهايی جامعه
پوشش اجباری نه

زمانی که بر تعداد دانشجويان افزوده شد آنها با تشکيل حلقه انسانی سرودهای «يار دبستانی من» و «سر اومد زمستون» را سر دادند. عده ای ديگر از دانشجويان نيز با فاصله بيشتری ايستاده بودند و تنها تماشا ميکردند. سپس چندتن از دانشجويان با بالا رفتن از پله های دانشکده، از تمامی دانشجويان حتی کسانيکه جدا از بقيه و دورتر ايستاده بودند، برای شرکت در تريبون آزاد دعوت کردند. در اين تريبون آزاد کوتاه تنها چهار تن صحبت کردند.
سه تن از دانشجويان ضمن صحبتهای خود به مسائلی چون نظامی شدن فضای دانشگاه ها و حضور شبه نظاميان در دانشگاه، حمله وحشيانه به کردستان و وقايع مربوط به آن، نداشتن آزادی و امکانات مانند ديگر نهادهای دانشگاهی برای رساندن صدای خود به گوش ديگران و مسائلی از اين دست، مراتب اعتراض خود را اعلام کردند.
در خاتمه اين تريبون آزاد يکی ديگر از دانشجويان بيانيه ای را از طرف همه دانشجويان به مناسبت ١٦ آذر خواند. در بيانيه دانشجويان روز دانشجو را نماد آزاديخواهی و برابرطلبی دانستند و اعلام کردند که: «اين روز برای ما نه روز تقدير نظام از سرسپردگی دانشجو که روز بزرگداشت آزادی و آزاديخواهی است و هيچگاه زير پرچم ارتجاع و استبداد سر فرود نميآوريم».
در ادامه نيز خواستار برآورده شدن مطالبات دانشجويی بی هيچ قيد و شرطی شدند. از جمله اين خواستها ميتوان به موارد زير اشاره نمود:

١- کوتاه شدن دست نهادهای امنيتی و انضباطی از دانشگاه
٢- آزادی بيقيد و شرط تشکلهای دانشجويی، کارگری و NGO ها
٣- آزادی دانشجويان زندانی، همه نشريات توقيف شده و وبلاگنويسان دستگير شده
٤- رفع آپارتايد جنسی و تبعيض عليه زنان و همچنين رهايی زنان از آلام و مصائب گوناگون
٥- دفاع از مبارزات طبقه کارگر و تمامی اقشار جامعه اعم از معلمان، پرستاران، پزشکان و تمام زحمتکشان
٦- مجازات عاملان حملههای وحشيانه به کردستان، دفتر سنديکای شرکت واحد و کارهای پليسی از اين دست
٧- آزادی بی قيد و شرط فعالان کارگری چون برهان ديوارگر، محمود صالحی، محسن حکيمی، محمد عبدی و جلال حسينی
٨- مخالفت با نظاميگری هسته ای و تخريب محيط زيست با زباله های هسته ای
٩- مبارزه با انقياد فکری نهاد دانشگاه

پس از اين دانشجويان در حال خواندن سرودهای انترناسيوناليستی از دانشکده فنی به سمت دانشکده حقوق حرکت کردند و با سر دادن شعارهايی چون: «رييس انتصابی استعفا استعفا» و «استقلال دانشگاه خواست دانشجو» اعتراض خود را نسبت به اقدامات اخير صورت گرفته در سطح دانشگاهها بيان کردند. دانشجويان سعی داشتند که از کنار دانشکده حقوق خود را به سردر اصلی دانشگاه تهران برسانند که با ممانعت حراست دانشگاه رو به رو شدند و مسير خود را به سمت دانشکده هنرهای زيبا و دانشکده ادبيات و زبان فارسی تغيير دادند.
اين در حالی بود که جمعيت زيادی به نفرات آغازين اين برنامه پيوسته بود و گهگاه شعارهايی چون «دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد» که اغلب از تريبونهای منسوب به بسيج دانشگاهها شنيده ميشود، به گوش ميرسيد. دانشجويان بار ديگر خود را به دانشکده حقوق رساندند و با خواندن سرود «يار دبستانی من» و «سر اومد زمستون» خاتمه اين حرکت را اعلام کردند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بيانيه دانشجويان در تجمع روز ٢٠ آذر به مناسبت ١۶ اذر

 

متن بيانيه تجمع دانشجويان در دانشگاه تهران

١٦ آذر روز آزادی و ایستادگی در برابر استبداد و بی عدالتی است. امروز را با همه توان خود پاس میداریم. ما دانشجویان بعنوان بخشی از مردم ستم کشیده و همراه با تمامی ستم کشیدگان نظام سرمایه داری یکصدا، فریاد میزنیم که امکانات و ثروت و زر و نفت باید به صاحبان اصلی آن یعنی به همه مردم باز گردانده شود. ما در 16 آذر همراه با محرومان جامعه برای رفع فلاکت و بحران هم صدا میشویم. روز 16 آذر برای ما دانشجویان ، روز رهایی انسان از تمامی تقسیم بندیها و تبعیض های طبقاتی , جنسی و نژادی است و در شرایط اجتماعی ایران دانشجویان منادی خواست آزادی و برابری برای تمام جامعه هستند.

این روز نه تنها روز دانشجو بلکه روز تمامی آزادگان است و به نماد آزادی خواهی و برابری طلبی تبدیل گشته است. اکنون اعلام می داریم که این روز برای ما نه روز تقدیر نظام از سرسپردگی دانشجو که روز بزرگداشت آزادی و آزادیخواهی است و هیچگاه زیر پرچم ارتجاع و استبداد سر فرود نمی آوریم.

 ما جهانی عاری از استثمار طبقاتی، ظلم سیاسی و تبعیض جنسی را خواستاریم، برای آن مبارزه می کنیم و خود را هم سنگر با تمامی انسانهای زحمت کش جامعه، طبقه کارگر جهانی، و آزاده گان می دانیم. و جز این مبارزه هر نسخه سازشکارانه دیگری همچون فدرالیسم، رفرمیسم، تکیه به تفاوت های نژادی، و حمله خارجی راه نجات نیست و چیزی جز بازتولید ارتجاع و استبداد را در پی ندارد. تنها یک آلترناتیو وجود دارد و آن رجوع به انسان و انسانیت است. پس در همین راستا ما انجام مطالبات خویش را بی هیچ قید و شرطی خواستاریم:

١- کوتاه شدن دست تمامی نهاد های امنیتی و انضباطی از دانشگاه خواست فوری و بدون قید و شرط ماست.

٢- آزادی همه زندانیان دانشجو ، همه نشریات توقیف شده ، وبلاگ نویسان دستگیرشده، و همه دانشجویانی که محرومیت های متفاوتی را متحمل شده اند، ایشان باید فوری و بدون قید و شرط آزاد شوند و به آنها غرامت پرداخت شود. در سال گذشته تا امروز بیش از 300 مورد اتفاق افتاده است.

٣- آزادی بی قید و شرط تشکلهای کارگری، دانشجویی، و NGOهای مستقل، آزادی بیان و عقیده باید به رسمیت شناخته شود و هیچ کس با هیچ بهانه ای حق محدود کردن آن را ندارد.

٤- آپارتاید جنسی و تبعیض علیه زنان محکوم است و رهایی زنان از آلام و مصائب گوناگون خواست تمام جامعه است.

٥- رکن جامعه ما بر پایه سرمایه و سود آن بنا شده است و فقر، استثمار، فحشا، اعتیاد و ... از پیامدهای آن است. ما از مبارزه طبقه کارگر اعم از کارگران بیکار، کارگران شرکت واحد، نفت ، ایران خودرو و کارخانجات نساجی دفاع کرده و دوشادوش آنان برای ساختن جامعه ای که اساس آن انسان و انسانیت و دفاع از معیشت شریف ترین انسانهای این جامعه است تلاش خواهیم نمود. ضمنا از مبارزات تمامی اقشار اعم از معلمان، پرستاران، پزشکان و تمامی زحمت کشان جامعه دفاع می نماییم.

٦- حمله وحشیانه به کردستان، حمله به دفتر سندیکای شرکت واحد و کارهای پلیسی از این دست محکوم است و فورا عاملان آن باید مجازات شوند.

٧- احکام دادگاه سقز علیه فعالین کارگری (برهان دیوارگر- محمود صالحی- محسن حکیمی- محمد عبدی و جلال حسینی) محکوم است و خواستار آزادی بی قید و شرط آنان هستیم. این فعالین کارگری تنها برای خواستهای بر حقشان مبارزه کرده اند و جرمی جز برگزاری اول ماه مه ندارند. جنبش دانشجویی حمایت همه جانبه خود را از ایشان اعلام می دارد.

٨- مساله هسته ای بر اثر تبلیغات رسانه ای تبدیل به یک مساله ملی در کشورها شده است. اما ماهیت و سرشت این مساله، پوشش دادن برای سلاحهای هسته ای در درجه اول و دفن زباله های هسته ای در مناطق محروم در درجه دوم است. ما با نظامی گری هسته ای و تخریب زیست محیط با زباله های هسته ای مخالفیم و خواستار جهانی عاری از فعالیت های مخرب هسته ای هستیم.

٩- انقیاد فکری نهاد دانشگاه که متشکل از شکل رابطه استاد و دانشجو، بدیهیات علمی، متد تحقیق، شیوه های فردگرایانه پژوهش و تخصصی شده دانش آکادمیک و ... را نمی پذیریم و برای تحول ساختاری آن مبارزه

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 1:24  توسط جوانان پیشگام ایران   |