تبليغاتX
جوانان پیشگام ایران

جوانان پیشگام ایران

اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی

نیاز به تحول در اپوزيسیون، ده نقد بر نیروهای اپوزيسیون ایران و ده پیشنهاد، کاوه شيرزاد

بی اغراق عملکرد نیروهای اپوزوسیون در سالها و خصوصا ماههای گذشته رو به پیشرفت مستمر و دائم بوده ، چنانچه امروز به جرات می توان گفت بسیاری از تابوهای دست و پا گیر و مزاحم میان نیروهای اپوزوسیون در حال نابود شدن و از بین رفتن هست و شرایط به گونه ای پیش می رود که نیروهای غیردمکرات و خود محور رفته رفته در حال محو شدن و کمرنگ شدن هستند ، امروز دیگر غالب نیروهای اپوزوسیون نه تنها به این نتیجه رسیده اند که هیچ کدام به تنهائی نمی توانند محل تغییرات موثر در ایران واقع شوند بلکه به این نتیجه نیز رسیده اند که هیچ کدام از گروها و احزاب نمی توانند بر اساس شعارها و عملکردهای احساسی و عوامگرایانه خود وزنه ای موثر در تحولات سیاسی ایران باشند ، درست بر همین اساس است که غالب آنها با وجود مشکلات و موانع زیاد اراده خود را در جهت اتحاد و اتفاق نیروهای اپوزوسیون متمرکز کردند تا شاید از این رهگذر بتوانند قدمهایی هر چند کوچک در راه پیشرفت و ترقی میهنمان ایران بردارند ؛ با این همه نیروهای اپوزوسیون برای رسیدن به جایگاه ایده ال خود مسیری بس طولانی و دراز را در پیش دارند . با چنین مقدمه ای مقاله مذکور در ادامه به طرح ده نقد صریح و بی پرده و البته بی غرض و سازنده از عملکرد داخلی نیروهای اپوزوسیون ایران می پردازد تا به این امید که با انتقادهایی اینچنینی قدمهایی هر چند کوچک در جهت بهبودی و توانمندی این نیروها برداشته باشیم . ده نقد مذکور به قرار زیر است :

1 _ وجود تابوهای کاذب : شاید کاربرد چنین کلمه ای درست نباشد اما اپوزوسیون ایران مانند حشره ای که در یک تار عنکبوت اسیر شده توسط تابوها و ارزشهای تصنعی و کاذب زمین گیر و محدود شده ، هر چند بحث در این ارتباط می تواند بسیار پیچیده و برای بنده پر هزینه باشد ، اما به اختصار می توان گفت اساسا فرهنگ حاکم بر نیروهای اپوزسیون بر روی بیس و اساس درستی بنا نشده و همین امر باعث شده یک سری ارزشهای کاذب و یکسری پرستیژهای نادرست بر شخصیتها و گروههای سیاسی اپوزوسیون حاکم گردد ، به عنوان مثال فرهنگ مکروه بودن مذاکره با دولتهای خارجی برای دستیابی به اهداف سیاسی ، فرهنگ مکروه بودن هرگونه مذاکره یا معامله با جمهوری اسلامی و فرهنگ مکروه بودن هر گونه مذاکره با نیروهای مشروطه خواه در میان نیروهای جمهوری خواه ؛ در چنین فرهنگی هر شخص و گروهی که با کشورهای خارجی یا جمهوری اسلامی وارد مذاکره گردد خائن و یا جاسوس شمرده می شود و مطرود می گردد و هر کس و هر شخصی که لجاجت بیشتری برای عدم مذاکره با دولتهای خارجی ، جمهوری اسلامی و سلطنت طلبان نشان دهد پاک تر و درستکارتر به نظر می رسد ، این پرستیژی است که هر یک از فعالان سیاسی باید برای حفظ وجه خود آنرا حفظ کنند ( و گه گاهی هم برای تبرئه خود شعری درباره آن بگویند ) ؛ بالاخره فرهنگ سیاسی ما باید بپذیرد که هر حزب و هر گروه سیاسی می تواند با حفظ شرافت و اخلاق سیاسی با کشورهای مختلف دنیا و جمهوری اسلامی و یا حتی بزرگترین مخالفین خود وارد مذاکره و دیپلماسی گردد . در آفریقای جنوبی نلسون ماندلا رهبر فقید سیاه پوستان آفریقا با رژیم آپارتاید حاکم بر کشورش وارد مذاکره شد و زمینه را برای خروج و شکست کم هزینه و بی دردسر آنها فراهم کرد ، قطعا کاری که رهبر آفریقای جنوبی با دیپلماسی و رایزنی انجام داد شاید تنها با وقوع یک انقلاب پر خون می توانست به وقوع بپیوندد ، حرف اصلی این است که اگر رهبر آفریقای جنوبی نیز برای حفظ پرستیژ سیاسی خود از مذاکره با رژیم آپارتاید خودداری می کرد و اگر مردم آفریقا نیز ایشان را خائن تلقی می کردند و آن را طرد می نمودند هرگز چنین موفقیتی بدست نمی آمد ، در کوبا مخالفین فیدل کاسترو به محض اینکه آمریکا قسمتهایی از تحریمهای کشورش را علیه کوبا لغو کرد در همان کوبا روبروی دفتر حمایت از حقوق دولت آمریکا تجمع کردند و گفتند تا زمانی که وضعیت حقوق بشر درست نگردد نباید چنین تحریمهایی لغو گردد ، چنانچه می بیند در کوبا نیز مذاکره با یک کشور خارجی برای رسیدن به مطالبات عمومی مکروه نیست . موارد بی شماری از انواع فرهنگهای غلطی که در اپوزوسیون ایران وجود دارد و همچنین موارد نقض آن نیز در دست است که در این مقال نمی گنجد اما به اختصار می توان گفت باید تابوهای کاذب را شکست و هنجارهای نادرست را از بین برد .

2 _ دیپلماسی ضعیف : یکی از مشهودترین نقاط ضعف نیروهای اپوزوسیون ایران نبود دیپلماسی فعال و پر قدرت است ، متاسفانه اکثر نیروهای اپوزوسیون ایران با وجود پیشرفتهای شگرف در علوم رسانه ها و تکنولوژی ارتباطات هنوز هم با یکدیگر ارتباط کافی و مستمر ندارند ، اکثر این نیروها یا همدیگر را به خوبی نمی شناسند یا به خوبی از مواضع و پتانسیل های یکدیگر آگاه نیستند ، شاید به همین دلیل باشد که عرصه نیروهای اپوزوسیون پر از سوء تفاهمها و پیش داوریهای مستهلک کننده علیه یکدیگر است و شاید به همین دلیل باشد که سطح گفتمان نیروهای اپوزوسیون چنین پیش پا افتاده و ابتدایی باقی مانده است ، لازم به توضیح نیست که در اکثر کشورهای دنیا دیپلماسی فعال و مستمر بیش از نیمی از یک حرکت سیاسی را تشکیل می دهد و لازم به توضیح نیست که با قدرت فارق العاده دیپلماسی یا در اصطلاح فارسی آن ، رایزنی نه تنها می توان به بسیاری از پیش داوریها و سوء تفاهمهای موجود پایان داد بلکه می توان موفقیت های بسیار خوبی را از حرکتهای سیاسی سخت الوصول کسب کرد ، بگذارید به عنوان نمونه به فراخوان رفراندم اشاره کنم که اگر ماشین دیپلماسی صادر کنندگان فراخوان رفراندم قبل از انتشار فراخوان ، روشن و با احزاب و گروهها و رسانه های گروهی وارد مذاکره و رایزنی می شد تا نظر آنها را جلب کرده یا لااقل آنها را از پیش داوری و سوء تفاهمای احتمالی دور می کرد هرگز فراخوان رفراندم بر روری چهل هزار امضا متوقف نمی شد ، به نظر من تاریخ ایران همیشه به دیپلماسی فعال دشمنان خود باخته مثلا جنبش ملی کردن صنعت نفت با همه اقبالی که به آن شد شکست خورد چون انگلیسیها و آمریکاییها توانستند با دیپلماسی فعال نظر حامیان مصدق را یکی پس از دیگری برگردانند و ایشان را از حمایت های دوستان خود محروم سازند ، شاید اگر ماشین دیپلماسی مصدق فعال می شد و حمایت کاشانی و شاه یا حزب توده را جلب می کرد یا به عبارتی دیگر حمایت آنان را حفظ می کرد هرگز جنبش ملی کردن صنعت نفت با شکست مواجه نمی شد ، نمونه های تاریخی این مدعی زیاد هستند ، به عقیده من اگر همین امروز دیپلماسی نیروهای اپوزوسیون سه برابر وضع کنونی شود شاهد تغییرات شگرفی در عرصه نیروهای اپوزوسیون خواهیم بود .

3 _ حرکت در تاریکی و ابهام : بسیار تعجب انگیز است که نیروهای اپوزوسیون ایران سالها از استقرار یک حکومت سکولار در آینده ایران صحبت می کنند اما کم و کیف یک نظام سکولار را مشخص نمی کنند ، نمی گویند در حکومت سکولار جایگاه روحانیت کجاست ? حجاب زنان چه می شود ? مساجد چه وضعیتی پیدا می کنند و جایگاه سکس کجا می رود یا عده ای دیگر از نیروهای اپوزوسیون از استقرار یک نظام پادشاهی یا جمهوری حمایت می کنند ولی هیچگاه نمی گویند کم و کیف این نظامها چیست و چه ویژگیهایی دارد ؟ نظام پادشاهی که یک سر آن از سوئد گذشته و سر دیگر آن به اسپانیا و پادشاهان فیل سوار ختم می شود و نظام جمهوری که یک سر آن از حکومت صدام و جمهوری اسلامی گذشته و سر دیگر آن تا مهد تمدن و فرهنگ فرانسه پیش می رود ، معلوم نیست که بالاخره این احزاب و گروهها در آخر مردم را به چه جایگاهی بشارت می دهند و با مشکلات پیش رو چه می کنند ، باور کنید هنوز بسیاری از مردم فرق یک حکومت سکولار غیر دینی را با یک حکومت کمونیستی ضد دینی نمی دانند و نه تنها مردم بلکه بسیاری از نیروهای مجرب سیاسی هم نمی توانند تصور کنند بجز مدل پادشاهی قبل از حکومت اسلامی مدل دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشد که با دمکراسی و مردم سالاری فاصله ای نداشته باشد . مثال در این ارتباط بسیار زیاد است اما در چنین فضای مبهمی چه انتظاری است تا حرکتهای سیاسی مورد استقبال عموم مردم قرار گیرد ، بدون تعارف عرض کنم که تا بحال هیچ بهشتی و هیچ چشم اندازی از آینده و نحوه دسترسی به آن ، به مردم نشان داده نشده که مردم پشت آن به حرکت در آیند و برای آن هزینه پرداخت کنند . آنچه که تا بحال در میان اپوزوسیون بوده تنها در چند کلمه خلاصه می شود 1 ) جمهوری اسلامی بد است ، 2) ایران آینده باید سکولار باشد 3) حکومت آینده باید بر مبنی رعایت اعلامیه حقوق بشر باشد 4) تغییر باید به روش مسالمت آمیز باشد ، البته من با هیچکدام از این توافقها مخالفتی ندارم اما این تنها حرفهایی است که نیروهای اپوزوسیون سالهاست روی آن مانور می دهند و هیچگاه جزئیات این خواسته ها و جزئیات نحوه دستیابی به آنها را مشخص نکردند و هیچگاه پا را فراتر از این مضامین نگذاشتند بهرحال باید بدانیم هر یک از واژه ها می توانند از کران تا کران تعریف و تفسیر شود و همان بلایی را به سرمان بیاورند که در سالهای 57 به سرمان آوردند ، به عقیده من حزب و گروه سیاسی باید به کلیه جزئیات و نکات مبهم یک حرکت سیاسی پاسخ گوید ، کلی گوئی ، ابهام کاری و حرکت در سایه و تاریکی هیچ پتانسیلی از مردم را وادار به حرکت نخواهد کرد ، بیراهه نگفتیم اگر مردم با وضع موجود متصور شوند که پشت این ادعاهها و خواسته های اپوزوسیون هیچ برنامه و هیچ راهکار خردمندانه ای وجود ندارد که البته متاسفانه هم چندان وجود ندارد .

حال سوال این است که چه باید کرد ؟ پاسخ خلاصه این است که نیروهای اپوزوسیون باید به دو سوال عمده پاسخ گویند . یک : بعد از جمهوری اسلامی خواستار استقرار چه نوع حکومتی و با چه ویژگیهایی هستند . دو : چه مکارنیزم و چه مسیری را برای جایگزینی حکومت آینده به جای حکومت فعلی تعریف یا پیشنهاد می کنند . در پاسخ به سوال اول بهترین جواب و بهترین پیشنهاد این است که احزاب و گروهها منظور از حکومت ایده ال خود را در قالب یک قانون اساسی برای حکومت آینده ایران بیان کنند و با ترسیم جزئیات مورد نظر در این قانون اساسی و نحوه توجیحات و تفسیرهای خود آب پاکی را روی دست مردم ایران ریخته و آنها را از تشکیک و تردید نسبت به سوء استفاده های احتمالی آینده در بیاورند و نهایتا آنها را ترغیب به یک حرکت ملی کنند و پاسخ به سوال دوم در یک کلام اتحاد است و تشکیل یک شورای رهبری و توافق برای پیمودن یک مسیر مشترک برای گذار به یک حکومت مردمی و دمکراتیک .


4 _ نبود نیروهای حرفه ای و متخصص : کار سیاسی یک کار حرفه ای و تخصصی است ، نمی توان به کار سیاسی به عنوان یک کار دسته دوم یا یک کار دسته چندم نگاه کرد ، متاسفانه اکثر نیروهای اپوزوسیون ایران یا در وقت اضافه خود مشغول به کار سیاسی هستند که در اینصورت اساسا وقت کافی برای پرداختن به موضوعات سیاسی ندارند یا اساسا به کارهای سیاسی به عنوان یک حرفه و تخصص نگاه نمی کنند که در اینصورت تعدای از آنها تنها از روی تفنن و بیکاری به کار سیاسی مشغول هستند ، در چنین حالتی اکثر نیروهای اپوزوسیون یا از مسائل روز سیاسی بی خبر هستند و یا خود را متعهد به پیشبرد حرکتهای سیاسی نمی دانند ، شاید به همین دلیل باشد که مواضع آنان بسیار کلی و سطحی نگرانه و گهگاهی بسیار غیر متعهدانه باشد ، به عقیده من مفهومی ندارد یک فعال سیاسی روزی کمتر از ده ساعت فعالیت سیاسی تخصصی داشته باشد ، بهرحال یک فعال سیاسی می باید حداقل روزی چهار ساعت مطالعه داشته و از کلیه خبرها و مقالات روز مطلع گردد و ساعتهای دیگری را اختصاص به تبادل نظر با دوستان و احزاب دیگر نماید و از برنامه ریزی و سازماندهی نیز قافل نگردد . متاسفانه در نبود کادر حرفه ای و تخصصی گاها فعالیت احزاب و گروهها برای مدتها متوقف می شود و این کار باعث توقف یا عقبگرد آنها می گردد ، به عقیده من فرهنگ سیاسی ما مردم ایران باید بپذیرد که بهرحال کار سیاسی یک کار و پیشه حرفه ای و تخصصی است و کسی که کار سیاسی می کند احتیاج به حقوق و تامین مالی و زندگی دارد ، باید بپذیریم بجای اینکه هر کدام از ما بخواهیم تک تک وارد گود شویم و در وقت اضافه خود یا از روی تفنن و بیکاری بر تحولات سیاسی تاثیر گذار باشیم می توانیم از افراد خردمند و کارکشته حمایت کنیم تا آنها بجای ما تاثیر گذار باشند ، به عبارتی دیگر باید بپذیریم بجای اینکه هر یک از ما فرمانروایان بی کفایت دنیای سیاست باشیم می توانیم سربازانی کارکشته برای دنیای سیاست باشیم . به این ترتیب تامین مالی افراد توانمند سیاسی و به تبع آن انتظار ارائه یک کار تخصصی و حرفه ای از آنها و ارائه یک کار تخصصی و حرفه ای از طرف نیروهای سیاسی می تواند حلقه های گم شده نبود یک کادر حرفه ای و تخصصی در نیروهای اپوزوسیون ایران باشد . ( ادامه دارد )

به امید ایرانی آزاد و مدرن

کاوه شیرزاد سخنگوی حزب دمکرات ایران

kavehshirzad@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 3:16  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

بیانیه شماره دو جمعی از دانشجویان پیرامون فراخوان احزاب  سیاسی به ائتلاف در یک جبهه فراگیر

 

 اعضای محترم شورای مرکزی ؛

 

 اتحاد جمهوری خواهان ایران ، حزب مشروطه ایران  ،  سازمان فدائیان خلق ( اکثریت ) ، جبهه ملی ایران ، حزب ملت ایران ، حزب دموکرات کردستان ایران ،سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران ،سازمان راه کارگر، حزب دموکراتیک مردم ایران ،سازمان جمهوری خواهان ملی ایران ، جبهه دموکراتیک ملی ایران ،حزب کار ایران ، سازمان مشروطه خواهان ، حزب دموکرات ایران،حزب ایران ،حزب کومله ایران ، حزب پان ایرانیست ، جمهوری خواهان لائیک، سازمان اتحاد فدائیان کمونیست ،جبهه دموکراتیک ایران ، جبهه متحد بلوچستان و ديگر احزاب، گروهها و شخصيت هاي سياسي دموکرات جمهوری خواه و مشروطه خواه مدافع آزادي ، دمكراسي و حقوق بشر در داخل و خارج از کشور

 

 

 

بدنبال نامه پیشین این جمع و استماع نظر و استقبال قابل تحسین شماری از مخاطبان و پس از تشکر و سپاس از تمامی احزاب و کوشندگان سیاسی ای که دعوت به اتحاد را برای اجماع و ائتلاف بین نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی پذیرفته اند و با ابراز تاسف از عدم همراهی گروههایی که همچنان راه مبارزه را در استقلال نظر و تکروی مناسب می دانند ، مراتب اعلام آمادگی خویش را برای برگزاری جلسات هماهنگی در جهت تشکیل شورای ائتلاف اپوزیسیون اعلام نموده و برنامه عملیاتی سازی طرح مذکور را در صورت تمایل مخاطبان اعلام خواهیم نمود .

 

 مبارزان راه آزادی !

 

 دیر زمانی است که بزنگاههای تاریخ ایران بدون تصمیم سازی های سرنوشت ساز همواره در جهت تخریب منافع مردم و سرزمین ایران به هرز میرود و چرخه استبداد دگر باره به چرخش در میاید. لطماتی که در کوتاه زمان و بدون هزینه های بعدی قابل جبران نیست.

اکنون نیز بار دیگر مردم ایران درلحظه های دگرگونی تغییر سرنوشت قرار دارند، آنجا که دیگر تعلل، خود ناباوری، بی خردی، نا پیوستگی و غرور بی جای "من"  محوری باید به کناری نهاده شود و درسهای آموخته شده به محک آزمایش در آید. این فرصتهایی است که هرگز قدر آن دانسته نشده  و اکنون نیز در دسترس همه ایرانیان و نهادهای اپوزیسیون  رژیم جمهوری ولایت فقیه قرار دارد.

 

 هموطنان!

 

 ما مطمئن هستیم در این لحظات تاریخی و سرنوشت ساز برای ایران و منطقه  نگاه تمام ملتهای دنیا به ما  خیره شده است. به ما دانشجویان، به شما شخصیتها، احزاب، سازمانها و گروههای سیاسی و فرهنگی مدافع مردم و کشور ایران. به اساتید دانشگاهها، به معلمان و دانش آموزان، به کارمندان، کارگران و کشاورزان ، بازاریان، به نیروهای نظامی مردمی ، که چگونه و با کدام معیار و منطق آزادی را برای خودمان طلب خواهیم کرد آیا برای طلب این حق دست بسوی دیگران دراز می کنیم و یا خود دست به کار خواهیم شد ، ما در مرحله آزمونی تاریخی قرار گرفته ایم . آزمونی که مسئولیت ونتیجه آن بیش از آنکه متوجه حکام بی کفایت جمهوری اسلامی باشد، متوجه پیشروان و مدعیان دفاع از حقوق مردم و سرزمین ایران است.

 

اکنون با عنایت به موارد پیش گفته شده ذکر چند نکته را در این میان لازم دانسته که وظیفه خود می دانیم  به اطلاع احزاب و سازمانهای اپوزیسیون ایران و ملت ایران برسانیم :

 

 الف –نامه پیشین خطاب به کوشندگان سیاسی و احزاب اپوزیسیون ایرانی گرچه بنام این جمع دانشجویی بوده اما حرفی است از سر درد که از سوی تمام  ملت ایران عملا ابراز میشود. اینکه:

 

1- اپوزیسیون ایران در طی این بیست و شش سال گذشته چه باز نگری عمیقی نسبت به عملکرد خود داشته است؟

 

2-  عملکرد اپوزیسیون ایران چه نتیجه مثبت و قابل لمسی را تا کنون در بر داشته وکدام گام بلند در جهت مبارزه عملی و عینی مناسب برداشته شده است.

 

3- تکروی در مبارزه چه بصورت فردی، حزبی و سازمانی در شرایط کنونی  صرفا مبین عدم شناخت کافی از شرایط کنونی است ، آنگونه که نتایج حاصله از انقلاب 57 ناشی از عدم شناخت از شرایط و حرکتهای معکوس آن سال بوده است.                                                                                                                        

این نمونه سوالاتی است که از سوی  آحاد ملت ایران همواره تکرار میشود.

 

 پس بار دیگر تمامی احزاب و سازمانهای اپوزیسیون را به دقت و تامل و تفکر نسبت به آنچه تا کنون انجام داده اند و آینده پیشرویشان دعوت می نمائیم ، بی گمان اگر راه گذشته صحیح و مثمر ثمر بوده است دیگر امروز ما نباید شاهد نظامی دیکتاتور در ایران بوده باشیم ! صادقانه باید اشعار داریم این مسئله نه به وجود اقتدار و مشروعیت و مقبولیت جمهوری اسلامی که به ضعف نگرش ، برنامه ریزی و بی همیتی و سرانجام  اعمال اپوزیسیون ایران برمی گردد.

 

 ب – متاسفانه آن دسته از مبارزانی که درخواست ما را یا نپذیرفتند و یا به سکوت از آن گذر کردند به زعم ما و تمامی شاهدان صادق و بی طرف   از میان همان اپوزيسيون پوسيده اي هستند که از هر دو جریان سلطنت طلب و جمهوری خواه   برخواسته اند و همچنان اصرار بر انفکاک در عمل دارند این دوستان ، بر این نکته توجه داشته باشند که ائتلاف امری اجتناب ناپذیر ، بدیهی و عاقبت الامر انجام شدنی است ولو با حضور نيروهاي جوان! پس بیش از این با زمان سوزی فرصت حیات را به جمهوری ولی فقیه نداده . و مستدعی است تا بار دیگر بر عقاید و نظرات خویش مروری نمایند ، چراکه تجربه نشان داده است نه تنها این دوستان بر اصل ائتلاف کلان مبارزان بر ضد جمهوری اسلامی اعتقاد نداشته اند بلکه هنوز در اردوگاه سیاسی خویش نیز نتوانسته اند به اجماعی مناسب برسند ! امروزه ما چند سازمان و گروه سیاسی ای سراغ داریم که به عنوان مثال دارای گرایشات چپ ، جمهوری خواهانه ، و یا سلطنت طلبانه داشته می باشند و گرچه در ظاهر در یک صف قرار داشته اما در عمل و بر ضد یکدیگر می باشند ؟

 

پ – بار دیگر و در خاتمه مجددا یاد آور می شویم که همچنان آمادگی آنرا داشته تا نسبت به برگزاری جلسات تبادل نظر و هماهنگی بین احزاب و سازمانهای سیاسی اپوزیسیون ایران به جهت برقراری ائتلافی فراگیر بین نیروهای مخالف جمهوری اسلامی  اقدام نموده .

 

در پایان برای تمامی مخالفان این نظام دیکتاتوری چه آنانی که این فراخوان را پذیرا شدند  و چه آنانی که ما را مردود دانسته اند آرزوی توفیق و پیروزی در راه مشترکمان که همانا سرنگونی این نظام غیر مردمی می باشد داشته و داریم .

 

پاینده ایران زنده باد دگر اندیش من !

 

دانشجویان ایرانی طرفدار صلح و دوستی

 

امیر آسمانی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه پاریس

ستاره نامدار – استاد، دانشگاه هنر هانوور

بهادر صالحی – دانشجوی دانشگاه خلیج فارس

بابک افشاری – دانشجوی دکترا، دانشگاه علوم پزشکی ایران

هدیه رادمهر – دانشجوی دانشگاه قاضی ترکیه

غلامرضا متین پارسا – دانشجوی دانشگاه علوم اجتماعی مسکو

امیر فرشاد ابراهیمی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه تکنیکی خاور میانه

سامان دادمان – دانشجوی دانشگاه  فرایه برلین

طاهره خرم – دانشجوی دکترا ، دانشگاه هومبوله برلین

 

محمود میرهاشمی – دانشجوی دانشگاه پونه هند

سارا موسوی خوئینی ها – دانشجوی دانشگاه  پراگ

احمدرضا موتمن- دانشجوی دانشگاه لاوال كانادا

میثم ابراهیمی – دانشجوی دانشگاه بنتو بلاروس

راحله کشتگر – دانشجوی دکترا ، دانشگاه تشینیه برلین

شیرین صالحی – دانشجوی دانشگاه آنکارا

هاله بهرامی – دانشجوی دانشگاه نیویورک

امیرحسین نادران – دانشجوی دانشگاه  بنگلور هندوستان

هما شکوهی -  دانشجوی دانشگاه کرج

معصومه حسینی – دانشجوی دانشگاه سامسون ترکیه

نوید رستمی – دانشجوی کالج اسپرینگ هیل آمریکا

مهرداد روحانی – دانشجوی دانشگاه مریلند

ژاکلین رادمهر – دانشجوی دانشگاه فرایه برلین

کاوه شیرزاد – دانشجوی

نازی صبا – دانشجوی دانشگاه واترلو آمریکا

مراد میر باقری – دانشجوی دانشگاه تکنیکی استانبول

ملک پاشا بهادری – دانشجوی دانشگاه چانکایا ترکیه

سید بهرام موسوی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه پاریس

نغمه ابتکار – دانشجوی دکترا ، دانشگاه علوم سیاسی رم

بهادر کریمی – دانشجو دکترا ، دانشگاه ام. آی.تی آمریکا

سجاد نیکخواه – دانشجوی دانشگاه کلمبیا

آیدین قره اوغلو – دانشجوی دکترا ،دانشگاه فاتیح ترکیه

آرش آزاد – دانشجوی دانشگاه مشهد

کامبیز شجاعی نژاد – دانشجوی دانشگاه کلمبیا

مهدی تاجیک – دانشجوی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی

نازیلا فتحی – دانشجوی دکترا، دانشگاه واترلو کانادا

محمود میرهاشمی – دانشجوی دانشگاه پونه هند

نسرین پورکریمی – دانشجوی کالج اسپرینگ هیل آمریکا

مهشاد بنی اعتماد – دانشجوی دکترا، دانشگاه تربیت مدرس تهران

ایرج نگاران – دانشجوی دکترا، دانشگاه قاضی ترکیه

فرهاد صالحی – دانشجوی دانشگاه سایمون فریزر کانادا

مریم غلامی- دانشجوی دکترا، موسسه سلطنتی تکنولوژی سوئد

عبدالله حیاتی – دانشجوی دانشگاه اگه ترکیه

محمود ابراهیمی – دانشجوی دکترا، دانشگاه استانبول

رامین جهانگیر خانی – دانشجوی دانشگاه سامسون ترکیه

نازی آذرنیا – دانشجوی دانشگاه استنفورد

مصطفی اسلامی – دانشجوی دانشگاه هاروارد

آرام دیل مقانی – دانشجوی دانشگاه قاضی ترکیه

نسترن موسویان – دانشجوی موسسه علوم و تحقیقات خاک برزیل

سمیه رازگردانی – دانشجوی دانشگاه بیلکنت ترکیه

هاله ملاشریفی – دانشجوی دکترا، دانشگاه زمین شناسی توکیو

نازنین مشیری – دانشجوی دکترا، دانشگاه تربیت مدرس تهران

محبوبه گلمرادی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه پونه هند

محسن گل محمدی – دانشجوی دانشگاه هوا فضا استرالیا

آیدین اعتماد راد – دانشجوی دانشگاه پاریس

مژگان برزگر – دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی تهران

محبوبه واشقانی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه تکنیکی خاورمیانه

مریم رادش – دانشجوی دانشگاه هوادریا مالزی

بهرام پایا – دانشجوی موسسه تخصصی ماتسوشیتا توکیو

 

بابک صفاری نژاد – دانشجو دکترا ، دانشگاه هاروارد

محسن عطاران – دانشجوی دانشگاه آمریکن فورد شارجه

کامران سرابان – دانشجوی دانشگاه آک دنیز ترکیه

ماژان سهرابیان – دانشجوی دانشگاه صنعتی بروکسل

مسیحا ملک محمدی – دانشجوی دانشگاه تهران

سهیلا منظوریان – استاد کالج ال سی ای لندن

پویا حیدرزاده – دانشجوی دانشگاه بنتو بلاروس

محسن چاووشیان – دانشجوی دانشگاه بیلکنت ترکیه

غلامرضا بختیار – دانشجوی دکترا ، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی

مسعود پارسایی – دانشجوی دانشگاه بتن توکیو

 ناهید برادران عطار – دانشجوی دانشگاه تشینیه برلین

مهرشاد دهقان – دانشجوی کالج سلطنتی لندن

محمود کاشانی راد – دانشجوی پسا دکترا ، دانشگاه بروکسل

ماژان قوکاسیان – دانشجوی دانشگاه سن خوزه

ساناز میراوغلو – دانشجوی دانشگاه سلجوق ترکیه

مرتضی کامرانیان – دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف

ساناز دریانی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه جراح پاشا ترکیه

غلامرضا صادقی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه علوم پزشکی ایران

مریم فولاد وند – دانشجوی دانشگاه تکنیکی خاورمیانه

شاهد شاملو – دانشجوی دانشگاه علم و صنعت تهران

مسعود ملیح – دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک مینسک

مهسا برزو – دانشجوی دکترا ، دانشگاه تشینیه برلین

فریبرز کاظمی – دانشجوی دانشگاه دوکوز ایلول ترکیه

مهستی ابراهیمی – دانشجوی دانشگاه هاروارد

امیر شکورزاده – دانشجوی دانشگاه حاجت تپه ترکیه

محسن میرهاشمی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه تهران

عباس اردکانی – دانشجوی دانشگاه امریکن فورد شارجه

لیلا طاهری – دانشجوی دانشگاه سیوانکاشی توکیو

غلامعباس تیموری – دانشجوی دانشگاه سلجوق ترکیه

نیما بارز – دانشجوی دکترا دانشگاه باکو

سجاد ابراهیمی- دانشجوی دانشگاه علوم اجتماعی کووالامپور

چیستا جهانگیری – دانشجوی دکترا، دانشگاه پلی تکنیک تهران

جواد حمیدی – دانشجوی دانشگاه فرایه برلین

خدیجه مظاهری- دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی (تهران مرکز)

هایده برزگر – دانشجوی کالج ال سی ای لندن

ماندانا ضرابی – دانشجوی دکترا دانشگاه پونه هند

امیرعباس لواسانی – دانشجوی دانشگاه علوم پزشگی شهید بهشتی

یلدا خدایاری – دانشجوی دکترا، دانشگاه تربیت مدرس تهران

تیمورطبرزدی- دانشجوی دانشگاه تهران

بنیامین فشمی – دانشجوی دکترا، دانشگاه جراح پاشا ترکیه

مریم عطا خرمی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه وریژه آمستردام

عباس شکوهی – دانشجوی دانشگاه تربیت معلم تهران

یاسر شاه ویسی – دانشجوی دانشگاه تشینیه برلین

امیر حسین شکوهی – دانشجوی دانشگاه یورک کانادا

مهتا صالحی – دانشجوی دانشگاه ام ای تی

حسن زاهدی – دانشجوی دانشگاه کلمبیا آمریکا

سحر موسوی نسب – دانشجوی دکترا ، دانشگاه جان هاپ کینگ

ناهید عبدالهی راد – دانشجوی دانشگاه علم و صنعت تهران

مهرشاد ابراهیمی – دانشجوی دانشگاه چانکایا ترکیه

 

اردلان کاردان – دانشجوی دانشگاه الکساندر هومبوله آلمان

مازیار نانبده – دانشجوی دکترا دانشگاه تکنیکی استانبول

صدف ابراهیمی – دانشجوی کالج ام بی ال  انگلستان

برزو شکوهمند – دانشجوی دکترا ، دانشگاه مانهایم آلمان

داود کاویانی – دانشجوی دانشگاه صلح و توسعه سوئد

مسعود مجیری – دانشجوی دکترا، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

حمیدرضا ظریفی نیا – دانش آموخته دانشگاه تهران

محمد حسین جاویدی – دانش آموخته پزشکی دانشگاه شیراز

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 3:7  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

عبداله مومنى / ”کارشکنی‌ها و       محدودیتهای بیشتر برای فعالیت‌های دانشجویی
عبداله مومنى: سیاست کلی وزارت علوم همین ‌است که در راستای خواست محافل امنیتی و قضایی قدم بردارد
عبداله مومنى: سیاست کلی وزارت علوم همین ‌است که در راستای خواست محافل امنیتی و قضایی قدم بردارد
مديريت دانشگاه صنعتى اميركبير يا همان پلى‌تكنيك تهران، سخنرانى‌هاى برنامه‌ريزى‌شده از سوى انجمن اسلامى اين دانشگاه را لغو كرد. اين سخنرانی‌ها قرار بود كه عمدتا از سوى نوانديشان دينى و يا نيروهاى اصلاح‌طلب ايراد شود. در واكنش به لغو اين برنامه‌ها از سوى مديريت دانشگاه، انجمن اسلامى دانشگاه صنعتى اميركبير طى بيانيه‌اى شديداللحن اعتراض خود را از اين مسئله ابراز نمود. در رابطه با علل لغو اين برنامه‌ها، و سياستهاى جديد مديريت دانشگاهها، عبداله مومنى دبير سابق تشكيلات «دفتر تحكيم وحدت» و از فعالان دانشجويى به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.


مصاحبه گر: بهنام باوندپور

دویچه وله: آقای عبداله مومنی، به نظر شما مدیریت دانشگاه پلی تکنیک برای لغو سخنرانی‌هایی که از سوی انجمن اسلامی این دانشگاه سازماندهی شده بوده، تحت فشار خاصی بوده و یا اینکه خودسرانه دست به اینکار زده است؟

عبداله مومنی:  بعد از روی کارآمدن دولت جدید و تغییرات اساسی که در ساختار وزارتخانه‌ها صورت گرفت، روند اداره‌ی مدیریت کشور به سمتی رفت که یک نوع همسویی و همدلی با دیگر ارکان حاکمیت که در اختیار نهادهای انحصارطلب بودند را بوجود آورد و عملا بعد از روی کارآمدن دولت جدید دانشگاهها، همسو با دیگر نهادهای وابسته به محافل اقتدارگرا در داخل دانشگاه يعنى نهاد نمايندگى ولى‌ فقيه در داخل دانشگاه و کمیته‌های انضباطی و حراست دانشگاهها وارد عمل شد و عرصه را برای فعالیت‌های دانشجویی مستقل تنگ‌تر و محدودتر کرد. اگر در گذشته ما شاهد کارشکنی برخی از نهادها بودیم، در حال حاضر تمامی نهادها و مجموعه‌های تصمیم گیرنده داخل دانشگاهها یکدست و همسو برانجمن‌ها و فعالین مستقل دانشجویی این محدوده را تحمیل می‌کنند. از این جهت، مسئله‌ای که در داخل دانشگاه پلی تکنیک تهران اتفاق افتاده، یعنی لغو برنامه‌های نوگرایان دینی که در شب‌های احیا توسط فعالین انجمن اسلامی برگزار می‌شده است،‌ به نظر می‌رسد که مسئله‌ای نباشد که غیرقابل پیش‌بینی بوده باشد یا اینکه در بین دانشگاههای کشور مسئله‌ای بسیار نادر و کم نظیری بوده باشد. ما در طول ۳ـ۲ ماه گذشته، یعنی ازمهر تا کنون، شاهد بودیم که بهرحال خیلی از فعالیت‌های دانشجویی لغو شده و اساسا از برگزاری برنامه‌های موسوم به ضیافت افطاری توسط انجمن‌های دانشجویی وابسته به تحکیم ممانعت بعمل آورده‌اند. و اساسا مجموعه‌ی جدید و تیم جدیدی که در وزارت علوم روی کار آمده است، رویکردش اینست که اجازه‌ی ظهور و بروز تحرکات دانشجویی را به فعالان مستقل دانشجویی ندهد. از این جهت من معتقد هستم که سیاست کلی وزارت علوم همین ‌است که در راستای خواست همان محافل امنیتی و قضایی قدم بردارد. و اگر ما تا دیروز شاهد دولت سایه‌ای بودیم در داخل دانشگاه بنام نهاد نمایندگی، اکنون عملا این دولت سایه آشکار شده است و جنبه‌ی آشکار آن مدیران و تصمیم گیران داخل دانشگاه هستند که عمدتا از نیروهای موسوم به بسیج دانشجويی در داخل دانشگاه هستند و اغلب انتخاب‌های وزیر نشانه را به سمت افرادی برده‌اند که بهرحال در طول چند سال گذشته نیروهای وابسته به حلقه‌های حاکمیت در داخل دانشگاه و نیروهای مدافع حرکت‌های خشونت‌طلبانه در داخل دانشگاه‌ها بوده‌اند. طبیعی ست که افرادی با چنین ويژگی‌هایی که وابسته به محافل شبه نظامی در داخل دانشگاه هستند و در مدیریت دانشگاه قرار می‌گیرند، بایستی که ما انتظار چنین عملکردی را از آنها داشته باشیم.

دویچه وله: آقای مومنی، ممکن است بفرمایید که نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها چه موقعی تشکیل شده، از چه زمانی به شکل کنونی آن فعال شده و چه اهدافی را دنبال می‌کرده یا می‌کند؟

عبداله مومنی: نهادهای نمایندگی رهبری از زمان قائم مقامی حضرت آیت‌اله العظمی منتظری تشکیل شده‌اند و عملا فعالیت آنها و جانبداری آنها از سالهای پیش از دوم خرداد کاملا وارد خط و خط بازی‌های جناحی شده و در دانشگاهها هم از تشکل‌های دانشجویی وابسته به محافل محافظه‌کار، نظیر بسیج دانشجویی و جامعه‌ی اسلامی، دفاع می‌کردند و در مقابل آن انجمن‌های اسلامی دانشجویی را تضیعف می‌کردند. ولی در سالهای پس از دوم خرداد نهادهای نمایندگی ولی فقیه بهمراه نیروهای حراستی و امنیتی در داخل دانشگاه نقش فعالتر و پررنگتری بخودشان گرفتند و عملا وارد کارشکنی و درگیری و نزاع با انجمن‌های اسلامی دانشجویی شدند. من فکر می‌کنم در روزهای آتی و در ماه‌های پیش رو قطعا این فشارها و این جانبداری‌ها بیشتر خواهد شد، با توجه به اینکه نیروهایی که در دانشگاهها بعنوان مدیر انتخاب شده‌اند، قبل از هرچیز ابراز وفاداری خودشان به نهاد نمایندگی در داخل دانشگاه و همسویی و همفکری خودشان را با این نهاد در داخل دانشگاه اعلام کرده‌اند و عملا نهادهای نمایندگی ولی فقیه در داخل دانشگاه براحتی در داخل دانشگاه می‌توانند یکه تاز باشند و تصمیم‌گیر و مدیر نهایی و مرجع نهایی تصمیم‌گیر اینها خواهند بود. از این جهت من بعد نقش این نهادها پررنگتر خواهد بود و هرچقدر هم اختیارات و نقش شان پررنگتر باشد، قطعا شاهد کارشکنی‌ها و محدودیت‌های بیشتری برای فعالیت‌های دانشجویی در داخل دانشگاه خواهیم بود.

دویچه وله: آقای مومنی، آیا اطلاعی دارید که مدیریت دانشگاه برای لغو برنامه‌هایی که صحبت‌شان شد چه دلایلی را مطرح کرده‌اند؟

عبداله مومنی: در حد اطلاعی که من دارم سخنان و موضوع صحبت آقای آغاجری در شب اول احیا مدنظر قرار گرفته بود و براین اساس برنامه را برای شب‌های بعد، که آقای اشکوری و آقای دکتر پیمان بودند، لغو کردند. اما آن چیزی که به نظر من قابل باور هست این است که بهرحال به همین راحتی اجازه نخواهند داد که فعالان دانشجویی نیروهای همفکر و همسو با خودش را به داخل دانشگاهها بیاورند و امکان گفتگو و برقراری ارتباط با دانشجویان را برای آنها فراهم کنند. من مسئله را فراتر از حساسیت نسبت به محتوای سخنرانی شخصی می‌دانم، بلکه این را دارای پیامی می‌دانم. و پیام این محدودیت‌ها و کارشکنی‌ها و لغو برنامه‌ها این است که می‌خواهند با اینگونه کارها و با اینگونه حرکت‌های خشن و محدودکننده‌ی حقوق شهروندی و حق فعالیت آزاد تشکل‌های دانشگاهی دانشگاه را نسبت به پیگیری امور سیاسی خودش ناامید کنند و عرصه ی دانشگاه عرصه‌ای باشد که تاخت و تاز نیروهای امنیتی و نیروهای همسو با حاکمیت را بهمراه داشته باشد، تا اینکه مجالی برای نیروهای دمکراسی خواه باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 20:17  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

نامه بیش از ۷۰ دانشجوی ایرانی خطاب به احزاب و فعالان اپوزیسیون ایران

اعضای محترم شورای مرکزی؛
اتحاد جمهوری خواهان ، حزب مشروطه، سازمان فدائیان خلق (اکثریت)، جبهه ملی ایران، حزب ملت ایران، حزب دموکرات کردستان ایران، سازمان مشروطه خواهان، حزب پان ایرانیست، جمهوری خواهان لائیک

کوشندگان سیاسی محترم آقایان و خانم ها:
دکتر ابوالحسن بنی صدر، مهدی خانبابا تهرانی، رضا پهلوی، عباس امیرانتظام، دکتر حسین باقرزاده، مهندس حشمت الله طبرزدی، مهرانگیز کار، نیره توحیدی

با تقدیم احترام و سلام

نزدیک به سه دهه است که از حاکمیت جمهوری اسلامی و برپایی حکومتی دینی در ایران ما می گذرد. در این مدت نظام دینی و تمامیت خواه رویکردهای گوناگونی را آزموده است ، برقراری دولت ارعاب و خشونت ، دولتی میانه رو و اصلاح طلب و اینک دولتی بسته و امنیتی.

هشت سال پیش آموزه ها و ذائقه اصلاح طلبی در میان دولت و دانشجویان و مردم گفتمان رایج شد ، و امید در داخل و خارج کشور جان گرفت که با ترمیم این نظام دست کم به بخشی از مطالبات مدنی و سیاسی ملت پاسخ داده شود ، اما تجربه هشت ساله خاتمی نشان داد که چهار ستون نظام جمهوری اسلامی به دلایل کاملا تمامیت خواهانه نه تنها در پی پاسخگویی به مطالبات ملی نیست، بلکه از تحمل اصلاح طلبان حکومتی نیز روی گردان است . اندیشه اصلاحات نیز با همهء تلاش های جسورانهء اصلاح طلبان داخلی سترون مانده است و تلی از ترور و تهدید و بازداشت و سکوت بر جای گذاشته ! طوری که بسیاری از نقش آفرینان این حرکت، راه چاره را در خارج از چارچوب ها می جویند و گهگاه به همین دلیل سلامت را در خارج از مرزها می یابند .

شکست نهایی سیاست اصلاحات در ایران با پیروزی دولت حاکم آغاز شد که ادعای مهروزی دارد اما در نهان و پنهان ، کاری نمی کند جز کینه ورزی و آشکارا دست به ارعاب و فشار می زند، با پیامدهای بی شماری مثل نا امنی سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی تا آنجا که شائبه دخالت نیروهای نظامی بیگانه را قوت می بخشد .

تلاش احزاب و مخالفان برون مرزی حکومت اسلامی در طول دهه های گذشته نه بی مایه بوده است و نه پر ثمر . نکات روشنی را می توان در این تلاش ها یافت که بر اثر تکروی و یا نداشتن هماهنگی به هنگام و مناسب ، به فراموشی سپرده شده و یا بی ضمانت اجرایی بر زمین مانده. یکی از موارد شاخص، فراخوان رفراندوم است که با توجه به اقبال عمومی مخالفان حکومت، می توانست تبدیل به گفتمان غالب گردد اما هر چند که مشهور ترین تلاش مدنی آزادیخواهانه و فراگیر حیات نظام دینی است ، متاسفانه به دلیل محکم نبودن ستون های اصلی حرکت ، رفته رفته در هیج رها می شود .

ما امضا کنندگان زیر ، نه داعیه تشکیل گروه و نهاد و حزب سیاسی جدیدی را داریم که بحمدالله در این روز ها به وفور یافت می شود ، و نه ادعای ارائه شعار و دکترین جدیدی را ! تنها و تنها کلام ما با شما این است که تا به کی تکروی و تلاش های پراکنده با برد محدود ؟ آیا اینک هنگام آن نرسیده است که با ایجاد نهاد و شورایی تلاش ها را در یک بستر جاری کنید ؟ آیا هنوز این باور در اذهانتان شکل نگرفته است که نبود یک شورا و یا پارلمانی از نیروها و سازمانهای اپوزیسیون مانع جدی بر سر راه پیروزی است؟


ما به عنوان بخش بسیار کوچکی از ایرانیان آزادیخواه امروز از شما سئوال می کنیم آیا تا بحال به تشکیل چنین شورایی اندیشیده اید؟ و اگر اندیشیده اید ، کدام گام را برای عملی شدن آن بر داشته اید ؟
نشانه های میدانی نمودن این گام ها کدامست ؟
این پرسش و درخواست را ما بر حسب وظیفه ملی از محضرتان نمودیم و به انتظار پاسخ و یا جامه عمل پوشاندن به آن می مانیم !
برای فرد فرد شما آرزوی پیروزی و بهروزی در مسیری که پیش رویتان قرار گرفته را داریم .

با احترام و سپاس پیشاپیش از توجه تان به این پرسش .

پاینده ایران !

امیر آسمانی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه پاریس
ستاره نامدار – استاد، دانشگاه هنر هانوور
بهادر صالحی – دانشجوی دانشگاه خلیج فارس
بابک افشاری – دانشجوی دکترا، دانشگاه علوم پزشکی ایران
غلامرضا متین پارسا – دانشجوی دانشگاه علوم اجتماعی مسکو
امیر فرشاد ابراهیمی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه تکنیکی خاور میانه
سامان دادمان – دانشجوی دانشگاه فرایه برلین
طاهره خرم – دانشجوی دکترا ، دانشگاه هومبوله برلین
سارا موسوی خوئینی ها – دانشجوی دانشگاه پراگ
احمدرضا موتمن- دانشجوی دانشگاه لاوال كانادا
میثم ابراهیمی – دانشجوی دانشگاه بنتو بلاروس
راحله کشتگر – دانشجوی دکترا ، دانشگاه تشینیه برلین
هاله بهرامی – دانشجوی دانشگاه نیویورک
امیرحسین نادران – دانشجوی دانشگاه بنگلور هندوستان
معصومه حسینی – دانشجوی دانشگاه سامسون ترکیه
نوید رستمی – دانشجوی کالج اسپرینگ هیل آمریکا
مهرداد روحانی – دانشجوی دانشگاه مریلند
ژاکلین رادمهر – دانشجوی دانشگاه فرایه برلین
مراد میر باقری – دانشجوی دانشگاه تکنیکی استانبول
ملک پاشا بهادری – دانشجوی دانشگاه چانکایا ترکیه
سید بهرام موسوی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه پاریس
نغمه ابتکار – دانشجوی دکترا ، دانشگاه علوم سیاسی رم
بهادر کریمی – دانشجو دکترا ، دانشگاه ام. آی.تی آمریکا
سجاد نیکخواه – دانشجوی دانشگاه کلمبیا
آیدین قره اوغلو – دانشجوی دکترا ،دانشگاه فاتیح ترکیه
کامبیز شجاعی نژاد – دانشجوی دانشگاه کلمبیا
مهدی تاجیک – دانشجوی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی
نازیلا فتحی – دانشجوی دکترا، دانشگاه واترلو کانادا
نسرین پورکریمی – دانشجوی کالج اسپرینگ هیل آمریکا
مهشاد بنی اعتماد – دانشجوی دکترا، دانشگاه تربیت مدرس تهران
ایرج نگاران – دانشجوی دکترا، دانشگاه قاضی ترکیه
فرهاد صالحی – دانشجوی دانشگاه سایمون فریزر کانادا
مریم غلامی- دانشجوی دکترا، موسسه سلطنتی تکنولوژی سوئد
عبدالله حیاتی – دانشجوی دانشگاه اگه ترکیه
محمود ابراهیمی – دانشجوی دکترا، دانشگاه استانبول
رامین جهانگیر خانی – دانشجوی دانشگاه سامسون ترکیه
نازی آذرنیا – دانشجوی دانشگاه استنفورد
مصطفی اسلامی – دانشجوی دانشگاه هاروارد
آرام دیل مقانی – دانشجوی دانشگاه قاضی ترکیه
نسترن موسویان – دانشجوی موسسه علوم و تحقیقات خاک برزیل
سمیه رازگردانی – دانشجوی دانشگاه بیلکنت ترکیه
هاله ملاشریفی – دانشجوی دکترا، دانشگاه زمین شناسی توکیو
نازنین مشیری – دانشجوی دکترا، دانشگاه تربیت مدرس تهران
محبوبه گلمرادی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه پونه هند
محسن گل محمدی – دانشجوی دانشگاه هوا فضا استرالیا
آیدین اعتماد راد – دانشجوی دانشگاه پاریس
مژگان برزگر – دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی تهران
محبوبه واشقانی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه تکنیکی خاورمیانه
مریم رادش – دانشجوی دانشگاه هوادریا مالزی
بهرام پایا – دانشجوی موسسه تخصصی ماتسوشیتا توکیو
بابک صفاری نژاد – دانشجو دکترا ، دانشگاه هاروارد
محسن عطاران – دانشجوی دانشگاه آمریکن فورد شارجه
کامران سرابان – دانشجوی دانشگاه آک دنیز ترکیه
ماژان سهرابیان – دانشجوی دانشگاه صنعتی بروکسل
مسیحا ملک محمدی – دانشجوی دانشگاه تهران
سهیلا منظوریان – استاد کالج ال سی ای لندن
پویا حیدرزاده – دانشجوی دانشگاه بنتو بلاروس
محسن چاووشیان – دانشجوی دانشگاه بیلکنت ترکیه
غلامرضا بختیار – دانشجوی دکترا ، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی
مسعود پارسایی – دانشجوی دانشگاه بتن توکیو
ناهید برادران عطار – دانشجوی دانشگاه تشینیه برلین
مهرشاد دهقان – دانشجوی کالج سلطنتی لندن
محمود کاشانی راد – دانشجوی پسا دکترا ، دانشگاه بروکسل
ماژان قوکاسیان – دانشجوی دانشگاه سن خوزه
ساناز میراوغلو – دانشجوی دانشگاه سلجوق ترکیه
مرتضی کامرانیان – دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف
ساناز دریانی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه جراح پاشا ترکیه
غلامرضا صادقی – دانشجوی دکترا ، دانشگاه علوم پزشکی ایران
مریم فولاد وند – دانشجوی دانشگاه تکنیکی خاورمیانه
شاهد شاملو – دانشجوی دانشگاه علم و صنعت تهران
مسعود ملیح – دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک مینسک
مهسا برزو – دانشجوی دکترا ، دانشگاه تشینیه برلین
فریبرز کاظمی – دانشجوی دانشگاه دوکوز ایلول ترکیه
مهستی ابراهیمی – دانشجوی دانشگاه هاروارد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اميرفرشاد ابراهيمي بيش از 70 فعال دانشجوئی در داخل و خارج از کشور، از مخالفان حکومت خواستند اختلافات درونی خود را کنار بگذارند
بيش از 70 دانشجوي ايراني در دانشگاه هاي ايران و جهان، در نامه اي خطاب به احزاب و فعالان سياسي و اپوزيسيون در داخل و خارج خواستند با كنار گذاشتن اختلافات خطي، با ايجاد يك ائتلاف همه جانبه، تلاش ها را در يك بستر واحد جاري كنند. اميرفرشاد ابراهيمي دانشجوي دكترا در دانشگاه تكنيكي خاورميانه و از امضا كنندگان اين نامه در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: اين دانشجويان هر كدام داراي گرايش هاي مختلف سياسي هستند و پيش از اين نيز يك نامه براي آزادي اكبر گنجي به كوفي عنان نوشتند و همچنين در روز جهاني هشتم مارس تجمعي اعتراض آميز را در برلين ترتيب دادند. آقاي ابراهيمي مي گويد: در نامه اخير خطاب به اپوزيسيون خارج از كشور و همچنين نيروهايي كه مخالف وضع موجود در ايران هستند، خواسته اي را مطرح كرديم نه به عنوان يك تشكل سياسي كه همه ملت و مخالفين جمهوري اسلامي از اين خط و خط بازي و تشكيل سازمان و گروه خسته شدند و ثمره اين همه مبارزات را انتظار دارند.

بيش از 70 دانشجوي ايراني در دانشگاه هاي ايران و سراسر جهان، در نامه اي كه به احزاب و فعالان سياسي و اپوزيسيون ايران در درون و بيرون از ايران نوشته اند، از آنان خواستند با كنار گذاشتن آنچه آنان اختلافات گروهي و خطي توصيف كردند، با ايجاد يك ائتلاف همه جانبه، تلاش ها را در يك بستر واحد جاري كنند. اين نامه خطاب به گروه هايي چون اتحاد جمهوري خواهان، حزب مشروطه، جبهه ملي ايران، حزب ملت ايران، سازمان فداييان خلق ايران اكثريت، حزب دموكرات كردستان، حزب پانيرانيسم، جمهوري خواهان لائيك، سازمان مشروطه خواهان و به افرادي چون ابوالحسن بني صدر، مهدي خان بابا تهراني، رضا پهلوي، عباس اميرانتظام، حشمت الله طبرزدي، حسين باقرزاده، مهرانگيز كار و نيره توحيدي نوشته شده است. اميرفرشاد ابراهيمي دانشجوي دكترا در دانشگاه تكنيكي خاورميانه كه از امضا كنندگان اين نامه است به نازي عظيما از راديو فردا مي گويد: اين دانشجويان چگونه از سراسر جهان يكديگر را يافته و اين نامه را نوشتند.

اميرفرشاد ابراهيمي: اين دانشجويان هر كدام داراي گرايش هاي مختلف سياسي هستند، از چپ گرفته تا راست، از سلطنت طلب گرفته تا جمهوري خواه، منتها در يك هدف با همديگر متحد شدند و الان قريب به چهار ماه است كه توانستند همديگر را از طريق اينترنت پيدا كنند و جلسات اينترنتي دارند.

نازي عظيما (راديو فردا): يعني شما اين گردآوري امضا و پيدا كردن همديگر را از طريق اينترنت انجام داديد؟

اميرفرشاد ابراهيمي: بله، كلا از ابتداي امر به همت چند تن از دوستان يك اتاق پال تاكي راه افتاد و آنجا رفته همديگر را پيدا كردند. مثلا از زماني كه اين بيانيه چاپ شد، آخرين تعدادي كه اين گروه داشت، 76 نفر بود و دوستان با ايميل اين نامه را به همه دوستان ديگرشان مي فرستند و تعداد آخرين كساني كه درخواست كردند با ما همكاري داشته باشند از بين دانشجويان داخل كشور و همچنين خارج از كشور، فكر مي كنم قريب به 100 نفر شده باشد.

ن . ع: اين نامه اولين كاري است كه اينها انجام مي دهند يا پيش از اين هم اقداماتي كردند؟

اميرفرشاد ابراهيمي: در رابطه با وضعيت اكبر گنجي، اينها دو نامه نوشتند، يكي به رئيس سازمان ملل آقاي كوفي عنان و درخواست اقدام كرده بودند كه آقاي كوفي عنان هم جواب داد و گفت: به زودي تصميمي در اين زمينه گرفته مي شود و همراه با ديگر تلاش ها منتج به آن سخنان و نظر آقاي عنان شد كه از جمهوري اسلامي آزادي اكبر گنجي را خواستار شد. و تجمعي را نيز در برلين ترتيب دادند در روز جهاني هشتم مارس و به دو قضيه اعتراض كردند: يكي عدم رعايت حقوق زنان در ايران و ديگري خواستار توجه بيشتر جهانيان به قتل زيبا كاظمي در ايران شدند. اما اين نامه اخيري كه منتشر شده كه خطاب به اپوزيسيون خارج از كشور و همچنين نيروهايي كه مخالف وضع موجود در ايران هستند، افرادي مانند آقاي اميرانتظام، طبرزدي و آن بخشي از جبهه ملي و نيروهاي ملي مذهبي كه داخل كشور هستند، خواسته اي را مطرح كرده بودند، آن هم نه به عنوان يك تشكل سياسي و نه به عنوان يك گروه جديد كه در خود آن نامه هم عنوان شده كه همه ملت و مخالفين جمهوري اسلامي از اين خط و خط بازي و تشكيل سازمان و گروه خسته شدند و ثمره اين همه مبارزات را انتظار دارند. 27 سال اپوزيسيون خارج از كشور فعاليت كرده، اما به دليل اين كه اينها نتوانستند از يك وزن سياسي و اجتماعي سنگين برخوردار باشند و به آن وحدت كلمه خاص نرسيدند و آن هدف اصلي كه مبارزه با ديكتاتوري موجود است در ايران فراموش شده، اينها دعوت كردند به يك اجماع و يك وفاق.

ن . ع: با توجه به اين سوابقي كه وجود داشته، شما چه راه حلي داريد؟

اميرفرشاد ابراهيمي: اينها هر كدامشان متعلق به يك گروه سياسي هستند كه به آن اعتقاد دارند. همزمان با صدور اين نامه مشغول رايزني هم شدند با احزاب و گروه هايي كه به آن تعلق فكري دارند. ولي متاسفانه براي مرحله اجرا با مشكل مواجه شديم. برخي مشكلات، مشكلاتي است كه بايد خيلي روي آنها كار گروهي شود و حل شود. به هر جهت ائتلاف هميشه لازمه يك سري عقب نشيني هايي دارد كه براي پيشروي به جلو خيلي مفيدتر مي شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 5:28  توسط جوانان پیشگام ایران   |