تبليغاتX
جوانان پیشگام ایران

جوانان پیشگام ایران

اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی

بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير در محكوميت حكم ظالمانه علي افشاري

هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد؛ اين حق شامل آزادي در داشتن عقايد بدون مداخله و مزاحمت و آزادي در طلب، كسب و نشر اطلاعات و افكار از طريق هر رسانه‌اي و بدون ملاحظات مرزي است. (ماده نوزدهم اعلاميه جهاني حقوق بشر)

الف: هر كس حق آزادي تجمع و تشكل مسالمت آميز را دارد (ماده بيستم اعلاميه جهاني حقوق بشر)

هر كس در تعيين حقوق و تكاليف خويش و هر گونه اتهام جزايي كه به او وارد شود حق دارد با مساوات كامل از دادرسي منصفانه و علني در دادگاه مستقل و بيطرف برخوردار ‌باشد. (ماده 10 اعلاميه جهاني حقوق بشر)

هيچ كس را نبايد تحت شكنجه يا رفتار يا كيفر ظالمانه، غيرانساني يا تحقيرآميز قرار داد.(ماده پنجم اعلاميه جهاني حقوق بشر)

روز گذشته اعلام حكمي سنگين و البته پرسابقه از سوي دستگاه قضايي براي مهندس علي افشاري، فعال سياسي و يكي از فعالين جنبش دانشجويي آزاديخواه ايران، موجي از خشم و نفرت را در جامعة دانشجويي ايران بوجود آورده و مسبب هر چه بيشتر نمايان شدن چهرة دروني، شاكلة متصلب حاكميت شده است.

اعلام محكوميت مهندس علي افشاري، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت به شش سال حبس تعزيري و پنج سال محروميت از حقوق اجتماعي انهم به دلايل و مستنداتي بي‌پايه و اساس و جرمهايي ساختگي و دروغين و تفسيري يكجانبه، يكطرفه و گروهي از قوانين نيم بند قضايي در ايران حقيقتي تلخ ولي ملموس از واقعيتهاي پنهان عرصة خودكامگي در كشورمان را برما مسلم كرد كه توضيحات ذيل روشن كنندة گوشه‌اي از آن است.

دستگاه قضايي قدرت حاكمة ايران در حالي دست به نبش قبر حقوقي زده است كه نظام جمهوري اسلامي از درون و بيرون با فشارهاي سنگيني روبه رو است.

هيأت به اصطلاح ديپلماتيك هسته‌اي ايران با ابتكاري بي بديل كشتي سرنوشت كشور را با سرعتي جنون‌آور به صخره‌هاي ستبر و هولناك شوري امنيت نزديك مي‌كند و دوستان دلال‌منش عرصة بين‌الملي

ايران هم منافع را در جاي ديگري يافته‌اند. عزت، اقتدار وسربلندي نظام مانده است و تك رأي كشوري با عدالتخواهي از جنس پوپوليستي. مسئولان بلندپايه سياسي دولت كه دم از الگوي بي‌نظير كره‌شمالي مي‌زنند، گرچه در نيمه راه سرنوشت اين كشور قحطي‌زدة ويران‌اند. عملاً قدم رد راه ايجاد خفقان سياسي و ساخت بافت اجتماعي‌اي از جنس رعب و وحشت گذاشته‌اند و مي‌خواهند اقتدار پوشالي و ضعف سياست خارجي خود را با عرض اندام در عرصه داخلي ارضاء كنند. پرده نشينان ديروز، كه شاهدان بازاري امروزند در اولين روزهاي مهرماه - بهار عرصة علم و دانش– به سراغ نماد جنبش دانشجويي آمده‌اند و مي‌خواهند تيشه را يكباره به ريشه بكوبند.

علي افشاري در حالي به جرم ابراز عقيده در تجمع انسداد سياسي كه در اسفند ماه سال 79 در پلی تکنيک تهران برگزار گرديد با حكمي جديد رو به رو گرديده كه قبلاً نيز با همين اتهام بيش از 400 روز را در زندان انفرادي به سر برده است. روند دادگاه علي‌افشاري نيز به مانند تمامي پرونده‌هاي قضايي در ايران با نقض پياپي منشور جهاني حقوق بشر به عنوان والاترين ميثاق جهاني، انساني واخلاقي ابناء بشر همراه بوده است كه موارد ذيل گوشه‌‌اي كوچك از آن است؛ مادة بيست: قسمت الف: هر كس حق آزادي تجمع و تشكل مسالمت آميز را دارد.

علي افشاري اين بار نيز به خاطر شركت در مراسمهای انجمن اسلامي پلي تكينك و دقتر تحكيم وحدت -كه يك تشكل مستقل، دانشجويي،‌پرسابقه، خشونت گريز و مدافع حقوق بشرو دموكراسي و ديده بان جامعه مدني است- به بيدادگاه قضايي روانه شده است و زندانهاي طويل‌المدت را به دليل اتهامات وارده به وي در غالب شخصيت حقوقي كه همان عضويت در شوراي مركزي انجمن اسلامي پلي‌‌تكنيك و عضويت در شوري مركزي دفتر تحكيم وحدت است متحمل شده است.

مادة نوزدهم: هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد؛ اين حق شامل آزادي در داشتن عقايد بدون مداخله و مزاحمت و آزادي در طلب، كسب و نشر اطلاعات و افكار از طريق هر رسانه‌‌اي و بدون ملاحظات مرزي است.

بر همگان روشن است كه علي‌افشاري نيز همچون همة زندانيان سياسي ايران نظير اكبرگنجي،‌ناصر زرافشان، عبدالفتاح سلطاني، عباس اميرانتظام و... تنها و تنها به جرم اظهار عقيده و بيان و نشر فكر و عقيدة خود در معرض تيغ عدالت گريز حكومت قرار گرفته است.

ماده پنجم: هيچ‌كس را نبايد تحت شكنجه يا رفتار يا كيفر ظالمانه غيرانساني يا تحقيرآميز قرار داد.

اسارت يك انسان در مكاني به ابعاد 2×2/1 متر به دور از اجتماع و ارتباطات جمعي و انساني، تحت فشارهاي روحي رواني و اعمال بي‌خوابي‌هاي طولاني و فشارهاي جسماني بر عليه وي عينيت كامل و بي شبه‌اي از بكارگيري شكنجه و لگدمال كردن حقوق اوليه انساني و اخلاقي توسط بيدادگاه قضايي حاكميت برعليه علي‌افشاري همچون همة زندانيان سياسي ديگر اين مرز و بوم استبداد زده است.

ماده دهم: هر كس در تعيين حقوق و تكاليف خويش و هر گونه اتهام جزايي كه به او وارد مي‌شود حق دارد با مساوات كامل از دادرسي منصفانه و علني در دادگاه مستقل و بيطرف برخوردار باشد.

بي‌اعتنايي و برخورد استهزاء آميز حاكميت با ضرورت انكار ناپذيري چون هيأت منصفه، بي‌ارزش انگاشتن خرد جمعي و قضاوت افكار عمومي درمورد مساله غير علني برگزار شدن بسياري از دادگاهها و جايگزينی مصلحت گروهي به جاي عدالت حقيقي در دادگاههاي پشت پرده، گواه كاملي است بر نقض گسترده حقوق بشر در ايران.

در پايان به ذكر اين مساله بسنده مي‌كنيم كه جنبش دانشجويي ايران به عنوان جرياني مستقل، آزاد، نقاد، مصالحه ناپذير و مدافع آزادي در چارچوب اخلاق حاصل از خرد جمعي وداراي انديشه‌‌ اي پويا، گسترده و محدوديت ناپذير است كه علي‌افشاري با تمام تلاشهاي خستگي ناپذير عقلاني و شجاعانة خود تنها گوشة روشني از آن است. بي خرداني كه مفهوم و انديشه های والای انسانی را وابسته به فرد مي‌دانند سخت در اشتباهند. انديشه هيچگاه زنداني جاهلان قداره‌ بند نمي‌شود.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 2:31  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

تحولات دفتر تحكيم وحدت در گفت و گو با عبدالله مومني

مشکل عمده، محدوديت هاست

محمد رضا خسروي

۵ مهر ۱۳۸۴

مشکل عمده، محدوديت هاست

عبدالله مومني، دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت – طيف علامه – هنوز هم همچون سال ۱۳۸۰ كه براي اولين بار به عضويت شوراي مركزي تحكيم انتخاب شد، سرشار از پويايي و نشاط است، به بهانه اعلام برگزاري نشست انتخاباتي دفتر تحكيم وحدت با او به گفت و گو نشسته‌ایم.

دليل عدم توافق فراكسيون ها براي برگزاري نشست انتخاباتي در ماه هاي اخير چه بود ؟
عمده ترين مشكلي كه دفتر تحكيم وحدت در ۲-۳ سال گذشته همواره با آن مواجه بوده، دشواري ها و محدوديت ها بر سر راه برگزاري نشست هاي دفتر تحكيم وحدت بوده است. عدم امكان برگزاري نشست هاي تحكيم موجب شده كه ميان انجمن ها و فعالين دانشجويي فاصله به وجود بيايد و در نتیجه به علت عدم شناخت صحيح، نداشتن ارتباط و تعامل نزديك بين انجمن ها، به نوعي زمينه هاي بدبيني و بعضاٌ بي اعتمادي بين اعضا فراهم آید. سابقاٌ دفتر تحكيم وحدت برمبناي اساسنامه و شرايطي كه فراهم مي شد همه ماهه اقدام به برگزاري نشست ماهيانه مي كرد. در آن نشست ها عمدتاٌ مسايل مختلف انجمن ها و مشكلات و چالش هاي پيش رو به بحث و تبادل نظر گذاشته مي شد و فعالين دانشجويي از مشكلات و موانع فعاليت هاي دانشجويي در سراسر كشور مطلع مي شدند. این امر باعث می شد يك هم كنشي و فعاليت جمعي مشترك، در راستاي دفاع از حقوق تضييع شده انجمن هايي كه به نوعي مورد اجحاف قرار مي گرفتند، صورت بپذيرد، و همين تلاش ها و اقدامات دسته جمعي، منجر به اتحاد و بازيابي اعتماد در داخل مجموعه شود.

در طول ساليان گذشته بود كه معمولاٌ اعضاي اتحاديه كمتر دور هم جمع مي شدند و گردهم آيي ها و بحث ها و تبادل افكار و آراء در دفتر تحكيم وحدت به دليل فشارهاي وارده از سوي حكومت به نوعي با پارادوكس هايي مواجه مي شد، تعامل مثبت و مناسب بين اعضا و ارتباط گيري بدنه دانشجويي با اعضاي كادر مركزي، به نوعي زمينه عدم شناخت را فراهم كرد. حاصل اين عدم شناخت، کم شدن اعتماد در داخل مجموعه بود. در كنار اين بايد اضافه كرد كه مجموعه تحكيم، كاملاٌ متكثر و متنوع است كو طيف هاي مختلف فكري ، سياسي و هويتي را در برمي گيرد، ولی به دليل اينكه تنها محمل فعاليت هاي اصلاح طلبانه است، دانشجويان با گرايش ها و سلايق مختلف سياسي و فكري و با رويكرد اعتراضي نسبت به حكومت در اين مجموعه فعاليت مي كنند. لازمه اين تكثر و حفظ پويايي به رسميت شناختن حقوق هويت هاي مختلف در درون مجموعه دفتر تحكيم است، و به نظر مي رسد كه رمز ماندگاري و پويايي دفتر تحكيم به عنوان اصلي ترين حركت دانشجويي طي جند سال گذشته هم همين تكثر و تنوع و به رسميت شناختن گرايش ها و سلايق مختلف – چه اكثريت و چه اقليت - بوده است.

در حال حاضر مشكلي كه مجموعه دفتر تحكيم با آن مواجه است اين است كه به هر حال به دليل محدوديت ها و فشارهاي حكومت و به دليل مشكلاتي كه تحكيم براي فعاليت هاي مستقل دانشجويي در درون دانشگاه ها داشته و دارد، به نوعي روحيه تحول پذيري و درك متقابل در مجموعه پايين آمده و آستانه تحمل مجموعه به دليل همين فشارهاي بيروني و عدم امكان براي فعاليت هاي مستقل، كاهش يافته و موجب بروز بي اعتمادي هايي در مجموعه شده است. اما در حال حاضر، عليرغم اينكه بدبيني هايي وجود دارد و بي اعتمادي هايي كه ريشه در كنش و واكنش هاي گرايش هاي مختلف سياسي در درون تحكيم دارد، گفت و گو هاي مثبتي صورت گرفته، و خوشبختانه زمينه هاي لازم براي توافق و تفاهم به وجود آمده است. ما اميدواريم تعويق و تاخيري كه در ماه هاي اخير به دليل عدم اجماع و درك متقابل بين گرايشهاي مختلف موجود در دفتر تحكيم، در روند برگزاري نشست دفتر تحكيم وحدت به وجود آمده، طي روزهاي آينده حل شود و ما شاهد برگزاري نشستي با حضور حداكثري انجمن هاي عضو طيف علامه دفتر تحكيم وحدت باشيم.امیدواریم در نتيجه این نشست در يك فرآيند دموكراتيك شوراي مركزي انتخاب شود و سپس هم به جهت تشكيلاتي، دفتر تحكيم را بازسازي، و هم به جهت فكريف اين مجموعه را به سمت نوسازي فكري ببرد.

مشکلات در راه

شما در مورد مشكلاتي كه در راه برگزاري نشست از سوي حكومت برايتان به وجود آمد گفتيد، فكر نمي كنيد كه با توجه به شرايط موجود و تركيب جديد وزارت علوم اين مشكلات همچنان پابرجا خواهند ماند و نخواهيد توانست نشست انتخاباتي خود را در دانشگاه برگزار كنيد؟
در شرايط كنوني اولويت راهبردي دفتر تحكيم وحدت را برگزاري نشست تحكيم و فراهم نمودن زمينه برگزاري انتخابات شوراي مركزي قرار داده ايم و برگزاري نشست در مكان دانشگاهي اولويت دوم ما خواهد بود. گرچه ما معتقديم كه دفتر تحكيم وحدت بزرگترين تشكيلات دانشجويي كشور است و اصلي ترين حركت هاي دانشجويي نيز توسط تحكيم در سالهاي گذشته پي گرفته مي شد و این حق مسلم و بديهي دانشجويان عضو تحكيم است که باید توسط حكومت به رسميت شناخته شود. ما معتقديم دانشگاه خانه دانشجويان و دفتر تحكيم وحدت است و اگر قرار بر اين است كه نشست هاي تحكيم در دانشگاه برگزار نشود قاعدتاٌ نبايد شاهد برگزاري هيچ نشست و گرد هم آيي در درون دانشگاه ها باشيم. زيرا زماني كه يك تشكيلات دانشجويي كه از بالاترين پايگاه دانشجويي برخوردار است از حقوق اوليه و مسلم خود بي بهره باشد و امكانات لازم براي برگزاري نشستهاي درون تشكيلاتي در اختيارش قرار نگيرد، به مراتب اولي بايستي ديگر تشكلهايي كه اساساٌ با ذات و ماهيت دانشگاه كه روشنگري و نقادي مي باشد در تضاد هستند، امكاناتي در داخل دانشگاه داشته باشند.

ما امروز متاسفانه شاهدیم كه تشكل هايي كه كمترين قرابت و نزديكي را با دانشجويان و دانشگاه دارند، به راحتي از حق فعاليت آزاد برخوردارند و امكانات دولتي و تمامي لوازم براي برگزاري نشست ها و فعاليت هاي آنها فراهم است. در عوض محدوديت ها بيشتر متوجه دفتر تحكيم وحدت مي شود كه آن هم به دليل مشي نقادانه و اعتراضي در طول ساليان گذشته بوده كه موجب غضب حاكميت شده است. اكنون هم ما معتقديم كه اگر مجموعه دفتر تحكيم منسجم باشد و انجمن هاي اسلامي عضو اين اتحاديه بر سر برگزاري نشست انتخاباتي متفق القول باشند و اختلافات و مسايل حاشيه اي خود را كنار بگذارند و بر روي اصل برگزاري نشست توافق كنند، دفتر تحكيم وحدت اين توان را خواهد داشت كه در اين ايام كه شاهد حضور دانشجويان در دانشگاه هستيم، نشست خود را در دانشگاه برگزار كند. گر چه كه بر مبناي آيين نامه ها و مقررات فعاليت هاي دانشجويي، هيات نظارت و وزارت علوم، متصدي صدور مجوز هستند و قطعاٌ اين كار را نخواهند كرد، و احتمالا بيش از گذشته براي مجموعه محدوديت ايجاد خواهند كرد، ولي ما از طريق نافرماني مدني و مقاومت مدني مي توانيم بر روي حرف خود اصرار كرده و از اين طريق نشست خود را در دانشگاه برگزار كنيم. ليكن اگر براي دوستان همچنان اختلاف سلايق حائز اهميت باشد و بيشتر به دنبال پرداختن به مسايل حاشيه اي باشند تا مسايل اساسي و اصلي، كه همان برگزاري نشست و انتخابات شوراي مركزي است، طبيعتاٌ بايد وقت مان را صرف مسايل حاشيه اي كنيم و به دليل ضرورت زماني براي انتخابات، نشست را در بيرون از دانشگاه برگزار كنيم. ضمن آنکه ما معتقديم مشروعيت دفتر تحكيم و انجمن هاي اسلامي دانشجويان به بدنه دانشجويي بر مي گردد نه به مكان جغرافيايي كه نشست در آن برگزار مي شود. آنچه به ما مشروعيت مي دهد و حقانيت ما را ثابت مي كند، حضور انجمن هاي اسلامي دانشجوياني است كه به هر حال در داخل دانشگاه ها بدنه دانشجويي خود را نمايندگي مي كنند و در پي يك نشست، اعضاي شوراي مركزي خود را انتخاب مي كنند. به هر حال اميدواريم با اجماع نظري كه در خصوص برگزاري نشست در درون مجموعه وجود دارد ، مسايل و اختلافات و عدم درك متقابل به كنار زده شود و در روز هاي آينده نشستي را برگزار كنيم كه در نتيجه آن، دفاع از حق تضييع شده دانشجويان و مقابله باسلب حقوق اجتماعي و سياسي اين تشكل را به همراه داشته باشد.

يكي از انتقادات خيلي جدي كه مخالفان تحكيم به اتحاديه وارد مي كنند اين است كه روند برگزاري انتخابات در دفتر تحكيم وحدت، روندي دموكراتيك نيست. يعني در هر دوره برگزاري انتخابات، تركيب شوراي مركزي و نسبت حضور فراكسيون ها در شوراي مركزي با لابي و رايزني، از پيش تعيين مي شود. در اين مورد توضيح مي دهيد؟
اين بحث بيشتر از سوي جرياناتي مطرح مي شود كه وضعيت موجود در تحكيم را نمي پسندند و به نوعي مي توان گفت منتقدان حركت هاي دفتر تحكيم وحدت در ساليان گذشته بوده اند. معمولاٌ در ايام برگزاري انتخابات دفتر تحكيم، گفت و گوها و رايزني هايي پيرامون وزن فراكسيون ها و طيف هاي مختلف در مجموعه دفتر تحكيم صورت مي گيرد و بر اساس وزن و خاستگاه اجتماعي فراكسيون هاي مختلف يا انجمن هاي عضو اتحاديه، توافقاتي پيرامون برگزاري انتخابات صورت مي گيرد كه در اين توافقات هم حقوق اكثريت لحاظ مي شود و هم حقوق اقليت به رسميت شناخته مي شود. من فكر نمي كنم رايزني و گفت و گو پيرامون به رسميت شناختن حقوق اكثريت و اقليت و توافق بين اعضاي فراكسيون ها و اعضاي دفتر تحكيم كه خودشان مشروعيت دهنده انتخابات تحكيم هستند، منافي با قواعد دموكراتيك باشد. از اين جهت معتقدم این حركت هانه تنها در منافات با قواعد دموكراتيك نيست، كه خود تقويت كننده اصول دموكراتيك هم هست.به هر حال هر انتخاباتی تحت فرآيندي دموكراتيك و در نتيجه گفت و گوها و تعامل بين فراكسيون هاي مختلف و در نتيجه رضايت اكثريت اعضا حاصل مي شود.این بحث ها به نظر من به مجموعه آسيب وارد مي كند و مجوجب تضعیف آن می شود،ولي نهايتاٌ انتخابات ادوار گذشته تحكيم،بيشتر بر اساس اجماع اعضاي انجمن هاي عضو اتحاديه بوده و اكثريت اعضا طي قواعد دموكراتيك به اين نتيجه مي رسيدند كه چه کسانی را برای عضویت در شوراي مركزي انتخاب كنند.

توافق بين فراکسيون ها

به نظر شما با توافقي كه ميان دو فراكسيون حاصل شده، آيا در نشست 7 و 8 مهر ماه انتخابات برگزار خواهد شد يا باز هم شاهد اين خواهیم بود كه يك فراكسيون به وعده هايش پايبند نمي ماند؟
ما به دليل اينكه در آستانه بازگشايي دانشگاه ها هستيم و معتقديم كه بايستي يك شوراي مركزي شكل بگيرد كه با انگيزه بيشتر و با رغبت فراوان تري تصدي فعاليت در شوراي مركزي تحكيم را بپذيرد، و همچنین با توجه به اینکه معتقديم در شرايط کنونی كشور، باید باز تعريفی از فعاليت ها و اهداف و استراتژي های تحكيم صورت بگيرد كه متناسب با شرايط باشد، اقدام به اعلام برگزاري نشست انتخاباتي در تاريخ 7 و 8 مهرماه کرديم و اميدواريم كه تا زمان برگزاري نشست، توافق های لازم هم به عمل آید. در غير اين صورت ما خود را به لحاظ تشكيلاتي موظف به برگزاري نشست می دانیم، گرچه ممكن است در نتيجه برگزاري اين نشست و برگزاري انتخابات در آن، بخش اندكي از مجموعه ناخرسند باشند. ولي ما به اين دليل كه برگزاري نشست را در اين مقطع به لحاظ زماني داراي اهميت استراتژيك مي دانيم، ناگزيريم شرايط را به سمتي پيش ببريم كه مجموعه برای برگزاري انتخابات در اولين فرصت ممكن متقاعد شود.

با توجه شرايط سياسي موجود در كشور و رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد و تركيب جديد و تقريباٌ ناشناخته وزارت خانه های علوم و بهداشت، شما آينده تحكيم را چگونه مي بينيد؟ آيا تحكيم خواهد توانست به دوران طلائي گذشته نه چندان دور خود برگردد؟
به نظر من اگر مجموعه فعالين دانشجويي كه در انجمن هاي اسلامي فعاليت مي كنند، انسجام لازم را داشته باشند و اختلافاتي كه در طول چند سال گذشته منشا نزاع بوده كنار بگذارند، و به مسايل اساسي و دغدغه هاي اصلي مجموعه پرداخته شود، با توجه به اينكه مشي تحكيم هم نقد و دوري از قدرت هم است، این امکان و ظرفیت وجود دارد که تحکیم خود را بازیابی بکند. توجه داشته باشیم که حاكميت موجود يكدست شده و از هيچ گونه اعمال فشار و ايجاد محدوديت براي دفتر تحكيم وحدت كوتاهي نخواهد كرد.

درست است که دفتر تحكيم از تحقق خواسته هاي خود از مجراي قانوني و از طريق حاكميت موجود نا اميد است،اما همه بايد تلاش كنند و به تقويت اتحاديه بپردازند . با تقويت ساز و كارهاي درون تشكيلاتي كه منجر به فراگير شدن گستره تشكيلاتي تحكيم هم مي شود، اين مجموعه می تواند دور از قدرت و نا اميد از حاكميت موجود، ضمن بازيابي خود، افق روشني هم براي راهي كه پيش رو دارد، ترسيم كند. تحکیم بر مبناي بازتعريفي كه از استراتژي هاي خود به وجود مي آورد و بر اساس ارتباطي كه مي تواند با بدنه دانشجويي خود برقرار كند و همچنین اعتمادي كه مي تواند در نتيجه پرداختن به دغدغه هاي اصلي دانشجويان، به دست آورد، اين امكان را خواهد داشت كه با درايت و تدبير - در حال حاضر لازمه فعاليت سياسي عقلانيت است - حركت و در دور آينده نقش آفريني كند. در غير اين صورت اگر براي تحكيم، اختلافات و تفرقه هاي دروني اصل باشد و به انسجام و تقويت روابط تشكيلاتي نپردازد و به فكر بازيابي اعتماد و اتحاد دانشجويي نباشد، طبيعتاٌ حكومت هم نيازي نمي بيند كه هزينه مقابله با اين تشكل را بپردازد و خود به خود، تحكيم از درون مضمحل خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 2:14  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

علي افشاري: نقش تحكيم درآينده تربيت نيروهاي نوانديش است؛ دفتر تحكيم مي‌‏تواند پارلمان دانشجويي را رهبري كند، ايلنا

تهران- خبرگزاري كار ايران

جنبش دانشجويي ايران مانند هر خرده جنبش ديگر با تغيير در عرصه سياست، تغيير كرده است، البته تحول در اين جريان همواره برتمام خرده جنبش‌‏هاي ديگر تأثير گذاشته است.

بر اين اساس خبرگزاري كار ايران "ايلنا"، قصد دارد با بازخواني تحولات به وجود آمده در مهمترين تشكل فعال اين جريان يعني دفتر تحكيم وحدت، عوامل تغييرات بوجود آمده در اين تشكل دانشجويي را در 27 سال پس از پيروزي انقلاب شناسايي كند.
علي افشاري؛ عضو شوراي مركزي دفترتحكيم وحدت و از فعالان دانشجويي دهه اخير به بازنگري و تحليل رفتار سياسي اين تشكل دانشجويي پرداخته است.

متن گفت‌‏وگوي ميثم احمديان، خبرنگار" ايلنا" با علي افشاري در پي مي‌‏آيد:

ايلنا: دفتر تحكيم وحدت به عنوان پيش‌‏تاز جريان دانشجويي در اين 27 سال پس از انقلاب ايران، با ايجاد تغيير در عرصه سياسي دچار تغيير شده است، در ابتداي گفت‌‏وگو در باره سير اين تغييرات توضيح بدهيد؟
افشاري: بازخواني سير تحولي دفتر تحكيم وحدت يكي از مباحث بسيار مهم در شرايط كنوني جامعه است و شناخت درست و صحيح از موقعيت جنبش دانشجويي و بازخواني تجارب دفتر تحكيم وحدت و سير تحولات آن ضروري به نظر مي‌‏رسد. تحولات در دفتر تحكيم وحدت را مي‌‏توان به دو قسمت كلي يعني؛ قبل و بعد از سال 1368، ( از ابتداي انقلاب تا سال 68) و از سال 68 تا حال حاضر تقسيم‌‏بندي كرد. البته اين دو دوره تفاوت‌‏هاي جدي با يكديگر دارند، تفاوت‌‏ها‌ ‏آن‌‏قدر زياد است كه شايد هيچ نوع پيوستگي بين اين دو دوره ديده نشود و مشكل بتوانيم بين اين دو دوره پيوستگي را ببينيم.
ايلنا:
دفتر تحكيم وحدت هيچگاه از انجمن‌‏هاي اسلامي‌‏دانشجويان جدا نبوده است، پايه‌‏گذاري اين اتحاديه همين انجمن‌‏هاي اسلامي بودند، ابتدا كمي درمورد چگونگي فعاليت اين تشكل دانشجويي توضيح بدهيد؟
افشاري: ريشه‌‏ فعاليت انجمن‌‏هاي اسلامي دانشجويان به دوران قبل از انقلاب اسلامي برمي‌‏گردد. اين تشكل در دوران قبل از پيروزي انقلاب به همت مهندس بازرگان گرايش‌‏هاي نوگراي مذهبي را در دانشگاه راه‌‏اندازي كرد، البته در ابتدا فعاليت اين تشكل سبقه فرهنگي داشت و محور فعاليت و نقطه عظمت فعاليت اين تشكل، آشتي بين "سنت و تجديد" و "دين و علم" بود، اما بعدها انجمن‌‏هاي اسلامي مانند ساير جريان‌‏ها و جنبش‌‏هاي اجتماعي درگير فعاليت سياسي شدند و تا بهمن 57 رويكردي انقلابي پيدا كرد.
ايلنا: چگونه پس از انقلاب اسلامي ايران از اتحاد انجمن‌‏هاي اسلامي‌‏دانشجويان دفتر تحكيم وحدت شكل گرفت؟
افشاري: پس از پيروزي انقلاب اسلامي دسته‌‏بندي‌‏ها و طيف‌‏هاي مختلفي در سطح جامعه پديد آمد، در آن مقطع يك طيف از فعالين مذهبي وقت در دانشگاه‌‏ها، حول برنامه‌‏ها و انديشه‌‏هاي بنيان‌‏گذار جمهوري اسلامي جمع شدند و "اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان (دفتر تحكيم وحدت)" را به عنوان پاسدار و مروج انديشه‌‏هاي خط امامي تشكل دادند. در آن زمان ميان نيروهاي خط امام با ليبرال‌‏ها, دگرانديش‌‏ها و نيروهاي چپ تقابل وجود داشت و دفتر تحكيم وحدت در آن مقطع جانب نيروهاي خط امام را گرفت. در آن زمان با توجه به تغييراتي كه در ساختار قدرت بوجود آمد، دفتر تحكيم وحدت جانب دولت را گرفت و در آن مقطع نقش نيروهاي حزب الهي را بر عهده داشت. در سال 1360 با توجه به انقلاب فرهنگي در سطح دانشگاه‌‏ها مجموعه دفتر تحكيم وحدت به نوعي مجري اين طرح در داخل دانشگاه‌‏ها شد. در آن زمان تشكل‌‏هاي مخالف مرامنامه دفتر تحكيم وحدت از دانشگاه‌‏ها به نوعي اخراج شدند و از آن زمان تا سال 68 ما شاهد يك دوره تك‌‏صدايي در دانشگاه‌‏ها بوديم.

ايلنا: ويژگي اين اتحاديه تازه تأسيس در سطح دانشگاه‌‏ها چه بود و در ابتدا توسط چه كساني اتحاديه انجمن‌‏هاي اسلامي دانشجويان تشكيل شد؟
افشاري: آن دوران، دفتر تحكيم وحدت شايد به ظاهر رهبري جريان دانشجويي را برعهده داشت، ولي عملكرد او ويژگي‌‏هاي جنبش دانشجويي را نداشت. جنبش دانشجويي اساساً يك جنبش اجتماعي است و اين جنبش به عنوان يك حركت جمعي در خارج از نهادهاي موجود عمل مي‌‏كنند و اين در حالي بود كه دفتر تحكيم وحدت و انجمن‌‏هاي اسلامي دهه 60 جزئي از نهادهاي موجود بودند و به نوعي نمايندگي دولت در داخل دانشگاه‌‏ها را بر عهده داشتند و بسياري از كار ويژه‌‏هاي دولت را در داخل دانشگاه‌‏ها انجام مي‌‏دادند و رسماً وظيفه بازتوليد ايدئولوژي و رفتار سياسي حكومت در داخل دانشگاه‌‏ها را بر عهده داشتند. آن دوران، دوران تك‌‏تشكلي در دانشگاه‌‏ها بود و مجموعه نيروهاي مدافع حاكميت در داخل انجمن‌‏هاي اسلامي فعاليت داشتند. در اين دوره محل و جايگاهي براي فعاليت‌‏هاي غير رسمي دگرانديشانه در دانشگاه‌‏ها وجود نداشتند.
دفتر تحكيم وحدت توسط 50 تشكل انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه‌‏هاي سراسر كشور تشكيل شد. حبيب بي‌‏طرف , محسن ميردامادي, عباس عبدي, وفا تابش, شمس وهابي, ابراهيم اصغرزاده, بهزاديان از فعالين و موسسين اصلي دفتر تحكيم وحدت بودند. البته بايد به اين نكته اشاره كنم كه بر خلاف تصور برخي‌‏ها كه مي‌‏گويند آقاي احمدي‌‏نژاد نيز در تشكيل اين اتحاديه كمك كرده است، بايد گفت وي به هيچ وجه در تشكيل دفتر تحكيم وحدت نقش نداشته است.
ايلنا:
از همان ابتداي فعاليت وجهه سياسي نسبت به وجهه فرهنگي دفتر تحكيم وحدت برتري داشت و به عنوان يك تشكل سياسي دانشجويي معرفي شد برخورد اين تشكل با ديگر گروههاي سياسي ديگر چگونه بود؟
افشاري: در آن مقطع مجموعه تحكيم وحدت در بلوك چپ قدرت قرار داشت. در آن زمان مجمع روحانيون مبارز رهبري بلوك چپ قدرت را بر عهده گرفته بود، آنها معتقد بودند كه بلوك چپ قدرت مبلغ واقعي و اصلي خط امام است و با همين انديشه، بلوك چپ توانستند در مجلس سوم پيروز شود. در آن زمان هم ابراهيم اصغرزاده, بهزاديان و حبيب بي‌‏طرف به عنوان نماينده دفتر تحكيم وحدت در مجلس سوم كه در دست جناح چپ بود، حضور داشتند.

ايلنا: پس از پايان دهه 60 به ناگهان در دفتر تحكيم وحدت دگرديسي بوجود مي‌‏آيد، دلايل اين امر چيست؟
افشاري: در سال 68 پس از رحلت حضرت امام (ره) تغييرات اساسي در ساختار سياسي كشور بوجود آمد و به طبع آن مجموعه دفتر تحكيم وحدت هم دچار دگرديسي شد. در آن زمان بخش راست قدرت، بر عرصه سياسي كشور مسلط شد و با اتفاقاتي كه در مجلس چهارم افتاد، جريان چپ از صحنه قدرت بيرون رانده شد و تمامي پست‌‏ها از اين جريان گرفته شد. مجموع دفتر تحكيم وحدت در اين زمان به نفع جريان چپ موضع‌‏گيري كرد.
ايلنا: با توجه به آنكه دفتر تحكيم وحدت در قبل از رحلت امام(ره) در بلوك چپ قرار داشت و پس از رحلت امام(ره) عرصه سياسي كشور در دست جريان راست قرار گرفت، برخورد اين جريان با اين تشكل چگونه بود؟

افشاري: جريان راست در ابتدا سعي كرد تشكل‌‏هاي موازي را مقابل مجموعه دفتر تحكيم وحدت شكل بدهند. مجموعه گروه طبرزدي مجموعه‌‏اي موازي را تحت عنوان "انجمن‌‏هاي اسلامي دانشجويان و فارغ التحصيلان و موسسات آموزش عالي" تشكيل داد. اين مجموعه گرايش راست بسيار تند داشتند، به طور مثال براي اولين بار لفظ "امام خامنه‌‏اي" از سوي اين گروه مطرح شد. تشكل‌‏هاي ديگري مانند بسيج دانشجويي و جامعه اسلامي دانشجويان تشكيل شد و جريان راست بروي اين تشكل‌‏ها سرمايه‌‏گذاري كرد، ولي زماني كه از اين روند نتيجه نگرفتند، با مجموعه دفتر تحكيم وحدت برخورد كردند. ساختمان تحكيم و آن جايگاهي كه دفتر تحكيم وحدت تا آن روز داشت را گرفتند. در آن دوران برخوردهاي امنيتي با انجمن‌‏هاي اسلامي دانشجويان صورت گرفت و برخي از فعالين اين مجموعه بازداشت شدند.
در ادامه برخورد با تحكيم با پايان يافتن كار مجلس سوم، ابراهيم اصغرزاده و صالح‌‏آباي كه از افراد مورد حمايت مجموعه تحكيم بودند، بازداشت شدند.

ايلنا: با توجه به برخوردي كه با اعضاي دفتر تحكيم وحدت صورت گرفته بود، برخورد اين تشكل با شرايط جديد چه بود؟
افشاري: در آن مقطع مجموعه تحكيم عملاً حالت حكومتي سابق خود را از دست داد، فعاليت در انجمن‌‏هاي اسلامي ديگر مصونيت نداشت و حتي ممكن بود هزينه‌‏هايي را هم در بر داشته باشد. به دليل اتفاقاتي كه از سال 68 به بعد رخ داده بود، تحكيم از حالت مدافع مطلق حاكميت به رويكرد انتقادي تغيير موضع داد و انتقاد خود را بيشتر متوجه بخش جناح راست حاكميت كرد، البته اين امر براي تحكيم وحدت هزينه‌‏هاي زياي داشت. البته در آن مقطع بخشي از انجمن‌‏هاي اسلامي به جريان راست حاكميت مي‌‏پيوندد، ولي اكثريت تحكيم منتقد باقي مي‌‏ماند.
ايلنا: پيوستن گروهي از اعضاي دفتر تحكيم وحدت به جريان راست چه تأثيري در رونند فعاليت‌‏هاي اين تشكل گذاشت؟
افشاري: سال 68 تا 73 ، سال‌‏هاي ركود تحكيم است. در اين سال‌‏ها تحكيم عملاً هيچ نشست رسمي نداشت، البته تنها اختلاف‌‏هاي داخل دفتر تحكيم وحدت موجب اين ركود نشده بود، بلكه سياست‌‏هاي دولت، مهمترين عامل ركود در اين مجموعه بود، عملكرد غلط، كار را به آنجا كشاند كه رهبري نسبت به وضعيت سياسي دانشگاه‌‏ها موضع انتقادي گرفت و عملاً در يك سخنراني گفتتند كه "بشكند دستهايي كه دانشگاهها را غير سياسي كرد". با اين رويكرد جديد رهبري، فضايي فراهم شد تا مجموعه تحكيم تلاش و تحرك مجددي پيدا كند، در سال 73 پس از دو سال، نشست دفتر رسمي شد و تحكيم از حالت ركود خارج شد.

ايلنا: آيا ركود در دفتر تحكيم وحدت در سال‌‏هاي 68 تا 73 تنها به دليل فشارهاي حاكميت بود يا خود اعضاي دفتر تحكيم وحدت نتوانستند خود را با شرايط جديد وفق دهند، در ضمن به افرادي فعال اين دوره نيز اشاره كنيد؟
افشاري:
هم فشار حكومت وجود داشت و هم اعضاي عضو اتحاديه با شرايط جدي روبرو بودند كه نمي‌‏دانستند با اين شرايط چه برخوردي داشته باشند. تا آن زمان دفتر تحكيم وحدت مجموعه‌‏اي از دل حكومت و ابزار دولت در داخل دانشگاه‌‏ها بود. بخشي از اين مجوعه قصد داشتند نقش سابق خود را در دانشگاه‌‏ها ايفا كند و بخشي ديگر در جست‌‏وجوي راه تازه براي فعاليت بودند، اما دليل اصلي روكود در سالهاي 68 تا 73 در دفتر تحكيم وحدت بيشتر نتيجه عملكرد و سردرگمي اعضاي آن زمان اين مجموعه بود.
علي شكوري‌‏راد, داوود سليماني, سعيد شيركوند, سيد شمس‌‏الدين سياسي‌‏راد, علي باقري, علي‌‏رضا بابايي از چهره‌‏هاي فعال اين دوران بودند كه از سال آخر حيات امام(ره) تا پايان سال 73 يعني؛ دوران ركود دفتر تحكيم وحدت فعاليت مي‌‏كردند.

ايلنا: به غير از تغييراتي كه در عرصه فعاليت جريان دانشجويي به دليل تأكيد مقام معظم رهبري مبني بر فعاليتهاي سياسي دانشجويان در سطح دانشگاهها، چه عوامل ديگري موجب شد تا دفتر تحكيم وحدت از حالت ركود خود خارج شود؟
افشاري: به غير از بوجود آمدن فضاي جديد بعد از سال 73، عامل مهم ديگري كه در شرايط جديد تحكيم نقش داشت، حضور جريان روشنفكري در داخل دانشگاه‌‏ها بود. دفتر تحكيم تحكيم وحدت تا قبل از اين جريان از ايدئولوژي اسلام فقاهتي با گرايش چپ حمايت مي‌‏كرد، ولي از دهه 70 به بعد بطور مشخص طرف‌‏دار روشنفكري ديني شد. به طور مثال دكتر سروش موج جديدي را وارد انجمن‌‏هاي اسلامي كرد كه اين موج از دانشگاه اميركبير آغاز شد. تا آن زمان دو جريان چپ و راست در دفتر تحكيم وحدت حضور داشتند، عده‌‏اي گرايش به جناج چپ و عده‌‏اي گرايش به جناح راست حاكميت داشتند، ولي از آن زمان به بعد جريان سومي بوجود آمد كه مدافع جريان روشنفكري ديني بود. همين جريان جديد نطفه اوليه فراكسيون مدرن را در دفتر تحكيم رقم زد. فراكسيون مدرن در آن زمان در اقليت محض بود ولي به مرور زمان بخش مسلط مجموعه تحكيم شد. بخش گرايش راست بعدها با حمايت حاكميت و بخشي از احزاب در قالب تحكيم شيراز مشغول به فعاليت شد و جريان چپ سنتي نيز پس از مدتي به تحكيم شيراز پيوست و مابقي بدنه تحكيم در قالب نيروهاي سمپات جبهه مشاركت يا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نيز در دفتر تحكيم وحدت فعاليت مي‌‏كردند.
ايلنا: پس از سال 73 گفتمان دفتر تحكيم وحدت تغيير مي‌‏يابد، در خصوص اين تغيير گفتمان توضيح بدهيد؟

افشاري: در آن مقطع در ميان اعضاي دفتر تحكيم وحدت يك گسست معرفتي و جامعه شناختي بوجود آمد، اگر چه اين مجموعه به لحاظ سازماني, تشكيلاتي و مرامنامه‌‏اي در تمام اين سال‌‏ها يكسويه بوده است، اما به لحاظ ماهيت عملكرد دچار دگرديسي اساسي شده است و جايگاه خود را از پوزسيون به اپوزسيون به مرور زمان ارتقاء مي‌‏دهد. در ابتداي سال‌‏هاي دهه 70 دفتر تحكيم وحدت در حالي كه نسبت به وضعيت موجود انتقاد داشت ولي از كليت ساختار نظام دفاع مي‌‏كرد. پس از چند سال تحكيم به سمت انتقاد صرف و در حال حاضر مخالف ساختار بخش مسلط است. در آن سال‌‏ها گفتمان حاكم بر انجمن‌‏هاي اسلامي عوض مي‌‏شود. در آن سال‌‏ها گفتمان روشنفكري، جايگزين گفتمان سنت‌‏گرايي, دموكراسي‌‏خواهي جايگزين حكومت ديني و تجدد و مدرنيته جايگزين اسلام فقاهتي تغيير شكل مي‌‏دهد. طرفداران اسلام فقاهتي به سمت سكولاريسم تغيير موضع مي‌‏دهند و گفتمان آزادي و عدالت را از منظر روشنفكري مورد بررسي قرار مي‌‏دهد.
ايلنا: آيا اين دگرديسي فقط شامل نسل جديد اعضاي دفتر تحكيم وحدت مي‌‏شد يا نه؟ افراد گذشته نيز دچار دگرديسي شده‌‏اند؟
افشاري:
اين دگرديسي تنها شامل نسل جديد اعضاي دفتر تحكيم وحدت نبود، بسياري از موسسين و شكل دهندگان و فعالين دهه شصت دفتر تحكيم وحدت نيز دچار اين دگرديسي شده بودند. همين افراد در شكل‌‏گيري وضعيت كنوني دفتر تحكيم موثر بودند.
ايلنا: در خصوص اين دوره بيشتر توضيح دهيد؟

افشاري: از سال 73 به بعد دفتر تحكيم وحدت با رويكرد جديدي شروع به فعاليت كرد. مبناي معرفتي فعاليت خود را آراء دكتر سروش قرار داده بود. برخي از اعضاي آن زمان اين مجموعه معتقد بودند كه انجمن‌‏هاي اسلامي دانشجويان بايد به فضاي قبل از انقلاب فرهنگي باز گردند و بايد مشروعيت خود را دانشجويان بگيرند. در آن مقطع گرايش راست تكليفش مشخص بود و گرايش چپ سنتي هم معتقد بود كه انحراف از انديشه‌‏هاي امام باعث تمام مشكلات جامعه شده است. آنها معتقد بودند اگر جريان راست سنتي كنار برود، مشكلات حل مي‌‏شود.
ايلنا: در مورد خصوصيت‌‏هاي مجموعه جديد دفتر تحكيم وحدت توضيح بدهيد؟
افشاري:
مجموعه جديد، مدرنيته و تجدد را به عنوان پايگاه معرفت شناسي خودش قبول كرده است. اين مجموعه به تمام جريان‌‏هاي سياسي نگاه انتقادي داشته و معتقد بود كه خط قرمزها بايد در عرصه سياست شكسته شود. تمام نيروهايي كه در داخل كشور التزام عملي به قانون اساسي دارند، بايد بر اساس آزادي بيان اظهار عقيده ‏كنند. مجموعه جديد معتقد بود؛ شكستن خط قرمز به معني فراهم كردن محيطي مناسب براي سخنراني افرادي كه تا آن زمان اجازه سخنراني نداشتند، تحكيم در آن زمان از نيروهايي كه يك دهه از دانشگاهها بيرون رفته بودند جهت سخنراني دعوت مي‌‏كردند، اين گروه كه پايه گذار اصلي فراكسيون مدرن در دفتر تحكيم وحدت بودند و معتقد بودند كه تحكيم بايد در راستاي اهداف جامعه مدني فعاليت كند.
ايلنا:
اين نوع نگاه جديد در دفتر تحكيم وحدت باعث اختلاف در اين مجموعه نشده است؟
افشاري: رويكرد جديد باعث برخي اختلافات شده است. برخي از افراد در همان مقطع معتقد بودن انجمن اسلامي نبايد از عناصر مطرود امام(ره) براي سخنراني دعوت كند و به آنها تريبون بدهد. اين افراد معتقد بودند كه تحكيم بايد بر اصول ايدئولوژيك خود تكيه كند و در چارچوب ايدئولوژي خود عمل كند و نبايد تريبون جريانات خارج از اين چارچوب باشد. در آن مقطع اختلاف نظرهاي زيادي در ميان اعضاي انجمن‌‏هاي اسلامي دانشگاه‌‏ها وجود داشت و برخي جريانات مانند روزنامه كيهان به اين اختلافات و منازعات دامن مي‌‏زدند.

ايلنا: درباره فعاليت جريان مدرن و همچنين چگونگي برخورد اين جريان با ديگر گرايش‌‏هاي دفتر تحكيم وحدت توضيح دهيد؟
افشاري:
براي مثال اين جريان كه در ابتدا از دانشگاه اميركبير آغاز به كار كرده بود، براي اولين بار انتخابات باز در انجمن اسلامي دانشجويان برگزار كرد. در اين انتخابات تمام دانشجويان توانستند در فرآيند تصميم‌‏سازي انجمن‌‏ دخالت داشته باشند. در آن مقطع فضاي سنگيني بر جامعه به خصوص دانشگاه‌‏ها حاكم بود، به همين جهت جريان مدرن با نيروهاي چپ سنتي ائتلاف كردند، البته در آن زمان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي, انجمن اسلامي مدرسين و جامعه پزشكي؛ گروه‌‏هايي بودند كه با دفترتحكيم وحدت ارتباط داشتند و خود اين ارتباط موجب پيوندي ميان ائتلاف جريان چپ سنتي و جريان مدرن دفتر تحكيم وحدت شده بودند و اين گروه‌‏ها بر ائتلاف ميان اين دو جريان تأكيد داشتند. اوج فعاليت دفتر تحكيم وحدت بين سال‌‏هاي 73 تا 75 بود. در سال 73 پس از آنكه مجلس طرح خصوصي‌‏سازي دانشگاه‌‏ها را تصويب كرد، انجمن‌‏هاي اسلامي نسبت به اين امر اعتراضات زيادي كردند و اين حركت نقطه عطف حركت‌‏هاي افراطي بعدي شد. در آن زمان براي اولين بار در دانشگاه‌‏ها تريبون آزاد برگزار شد. اين اقدام‌‏هاي سراسري باعث شد كه مجلس اين طرح را پس بگيرد و اين پيروزي بزرگي براي دانشجويان بشمار مي‌‏آمد. در سال 74 سخنراني دكتر سروش در دانشگاه تهران با حمله گروه‌‏هاي فشار بهم خورد و باعث اعتراض و موضع‌‏گيري تند دفتر تحكيم وحدت نسبت به اين امر شد و دانشجويان نيز از اين اعتراضات استقبال خوبي كردند،‌‏ البته در همان مقطع در دانشگاه تهران به دليل اختلافاتي كه بين اين انجمن با مجموعه تحكيم بود، اين اعتراضات به نتيجه نرسيد، چون بر خلاف انتظار در همان مقطع عده‌‏اي به "حسين الله‌‏كرم" نيز براي سخنراني تريبون دادند، تا او نيز نظرات خود را بگويد، مجموعه اين حركت‌‏ها باعث شد تا دفتر تحكيم وحدت كه در دهه 60 ميان دانشجيان وجه خوبي نداشت باشد، وجهه مناسبي كسب كند.
ايلنا: آيا برخوردي در آن مقطع با مجموعه دفتر تحكيم وحدت صورت گرفت؟
افشاري: در سال 75 مجموعه‌‏هاي امنيتي با تحكيم به خصوص با انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير برخورد كرند، ولي اين برخوردها اثري در كار اين مجموعه نداشت و مجموعه دفتر تحكيم وحدت با دلگرمي بيشتري به سمت حركت‌‏هاي راديكالي به پيش مي‌‏رفتند.

ايلنا: فعالان بين سال‌‏هاي 73 تا 76 در دفتر دفتر تحكيم وحدت چه كساني بوده‌‏اند‌‏؟
افشاري: فاطمه حقيقت‌‏جو, علي باقري, معين, سيدسراج‌‏الديني ميردامادي, ميثم سعيدي, مجيد فراهاني, علي توكلي، سيدعلي هاشمي‌‏نسب و فاضل ابيات از فعالين دفتر تحكيم وحدت در آن مقطع بودند، ، ولي فاضل ابيات فعال‌‏ترين عضو دفتر تحكيم وحدت در آن سال‌‏ها بود، شايد بتوانيم او را پدر فراكسيون مدرن دفتر تحكيم وحدت بناميم، من خودم سال 75 وارد تحكيم شده‌‏ام.
ايلنا: با تمام اختلافاتي كه در ميان مجموعه دفتر تحكيم وحدت بين اين سال‌‏ها وجود داشت، ولي در سال 76 اين اختلاف‌‏ها كنار گذاشته شده بود و براي انتخابات رياست جمهوري فعاليت گسترده‌‏اي از سوي دفتر تحكيم وحدت صورت گرفت، كسي نمي‌‏تواند نقش دفتر تحكيم وحدت را در بوجود آوردن دوم خرداد ناديده بگيرد، در خصوص فعاليت اين مجموعه در آن مقطع توضيح دهيد؟
افشاري: در سال 76 نيروهاي چپ سنتي و مدرن دفتر تحكيم وحدت به طور جدي وارد فعاليت‌‏هاي انتخاباتي شدند. در ابتدا از ميرحسين موسوي براي كانديداتوري رياست جمهوري حمايت شد، البته در آن موقع تمامي گروه‌‏هاي چپ بر روي آقاي ميرحسن موسوي اجماع داشتند، ولي زماني كه مهندس موسوي وارد عرصه انتخابات نشد، اختلافات ميان جريان چپ براي حمايت از يك كانديدا به وجود آمد. گرايش طيف مدرن دفتر تحكيم وحدت در انتخابات از خاتمي حمايت كرد و جناح چپ سنتي تحكيم به سمت محتشمي‌‏پور و بهزاد نبوي گرايش داشتند، جناح راست مجموعه قائل به شركت در انتخابات نبود، ولي در پشت پرده با آقاي ري‌‏شهري گفت‌‏وگوهايي را انجام داده بود، در نهايت مجموعه دفتر تحكيم وحدت در انتخابات دوم خرداد برروي كانديداتوري خاتمي اجماع كرد، فعاليت دفتر تحكيم وحدت در آن مقطع زماني مهمترين عامل پيروزي خاتمي در دوم خرداد 76 بود.
ايلنا:
پس از پيروزي اصلاح‌‏طلبان در دوم خرداد 76، رويكرد دفتر تحكيم وحدت در قبال وضعيت موجود چه بود؟
افشاري: با حادثه دوم خرداد دفتر تحكيم وحدت در سطح عمومي ارتقاء پيدا كرد و تحكيم به طور جدي وارد عرصه كلان سياسي و اجتماعي جامعه شد و به عنوان بزرگترين و متشكل‌‏ترين پايگاه حامي خاتمي شروع به فعاليت كرد. در اين دوره فراكسيون مدرن دفتر تحكيم وحدت رشد پيدا كرده بود و نماينده جريان دانشجويي در سطح دانشگاه‌‏ها شد و عملاً نقش حافظ دولت و فضاسازي براي حركت رو به جلو براي اصلاحات در پيش‌‏گرفت. نقش طيف راست مجموعه تحكيم در آن مقطع زماني ضعيف شده بود. تحكيم در اين سال‌‏ها فضاي بسته آزادي بيان را شكست و خط قرمزهاي داخل دانشگاه را توسعه داد. به طور مثال در آن زمان نيروهاي ملي-مذهبي جزو خط قرمزي‌‏هاي حاكميت بودند و دفتر تحكيم از آنها جهت سخنراني دعوت مي‌‏كرد. حتي مرز خودي و غير خودي كه نيروهايي مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي قائل به اين امر بودند را، شكست. مجموعه دفتر تحكيم وحدت در همان زمان دست به افشاگري‌‏هاي مختلف در خصوص عملكرد حاكميت زد. به طور مثال پس از قتل‌‏هاي زنجيره‌‏اي قبل از آنكه دولت اين موضوع را اعلام كند، تحكيم دست به افشاگري‌‏هاي سازمان دهي شده در اين خصوص زد و به طور مشخص انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير در اين خصوص ميتينگ اعتراضي گذاشت. در آن زمان شعار "فشار از پايين و چانه زني از بالا" مطرح بود و تحكيم در اين سال‌‏ها نقش توليد فشار را در جامعه ايفا مي‌‏كرد، البته در زمان حادثه 18 تير لطمات زيادي به بدنه جريان دانشجويي وارد شد و بعد از آن حادثه فضاي نشاط و سرزندگي داخل دانشگاه‌‏ها كمتر شد. مجموعه تحكيم وحدت در ادامه استراتژي اصلاح از درون تا انتخابات مجلس ششم اين روند را ادامه داد و معتقد بود براي ادامه روند اصلاحات بايد بخش مخالف جريان اصلاحات كنار گذاشته شود، به همين جهت به طور فعال وارد انتخابات مجلس ششم شد و در آن انتخابات ليستي نيز براي شركت در انتخابات ارايه داد.

ايلنا:پس از انتخابات مجلس ششم، شاهد تغييرات اساسي در نگرش دفتر تحكيم وحدت نسبت به وضعيت جريان‌‏هاي سياسي هستيم، دليل اين امر چه بود؟
افشاري: پس از انتخابات مجلس ششم و پذيرش حكم حكومتي توسط نمايندگان مجلس، فضاي جديدي داخل تحكيم وحدت بوجود آمد. مجموعه عملكرد دولت و تمكيني كه مجلس ششم مقابل حكم حكومتي كرد و همچنين تصميم نمايندگان مجلس براي ادامه فعاليت خود در ساختار حكومت باعث شد كه بخشي از دفتر تحكيم وحدت به اين نتيجه برسند كه ديگر در چارچوب اصلاحات دوم خردادي امكان فعاليت وجود ندارد و نمي‌‏توان در اين ساختار به مطالبات و خواسته‌‏هاي دانشجويان پاسخ داد. به همين جهت بحث "عبور از خاتمي" را مطرح كردند. اين بخش تحكيم كه اين طرح را ارائه داده بود، عملاً به دنبال برنامه‌‏اي جديدي براي پيشبرد اصلاحات بود و "استراتژي مقاومت مدني" در برابر "استراتژي آرامش فعال" نيروهاي جبهه مشاركت مطرح كرد.

ايلنا: به نظر مي رسد از اين زمان اختلافات دفتر تحكيم وحدت بالا مي‌‏گيرد؟
افشاري: از اين زمان مجموعه تحكيم به دو دسته تقسيم مي‌‏شود، عده‌‏اي معتقد به فعاليت در چارچوب جبهه دوم خرداد بودند و مي‌‏گفتند كه نبايد از خاتمي انتقاد كرد. در مقابل اين افراد؛ عده‌‏اي ديگر معتقد بودند كه مجموعه تحكيم نبايد خود را به جبهه دوم خرداد محدود كند و بايد به دنبال رويكرد جديدي در جبهه اصلاحات باشد و بر نقد همه جانبه ساختار قدرت بپردازد. مجموعه اختلاف اين دو ديدگاه باعث عميق‌‏تر شدن شكاف در دفتر تحكيم وحدت شد.
ايلنا:
البته اين اختلافات در حالي رخ داده بود كه بخشي از اعضاي دفتر تحكيم وحدت به عنوان نماينده در مجلس ششم حضور داشتند؟
افشاري: يكي از عوارض انتخابات مجلس ششم و انتخابات اولين دوره شوراها اين بود كه برخي از اعضاي دفتر تحكيم وحدت، نماينده مجلس ششم و شوراهاي شهر شدند. اين امر باعث ايجاد منازعات جديد ميان اعضاي دفتر تحكيم وحدت شد. در آن زمان بحث استفاده از امتيازات قدرت توسط برخي از اعضاي تحكيم، عنوان شد و اين سوال بوجود آمد كه "آيا كاركرد دفتر تحكيم وحدت به عنوان بخشي از جريان دانشجويي كاركردي حزبي است؟، آيا جريان دانشجويي مي‌‏تواند شريك قدرت شود و در ساختار قدرت قرار بگيرد؟ و بر اساس خواست ساختار قدرت عمل كند؟ يا اينكه وظيفه مجموعه تحكيم نقد ساختار قدرت است و نبايد وارد قدرت شود؟ حضور آن عده‌‏اي كه وارد ساختار قدرت شدند و امتيازاتي از اين ساختار گرفته بودند، باعث ناراحتي برخي از اعضاي دفتر تحكيم شد وفكر مي‌‏كردند كلاه سرشان رفته و از اين قافله عقب ماندن.
بخش ديگر دفتر تحكيم معتقد به برخورد انتقادي با كليت ساختار قدرت بود و اينكه در چارچوب اين ساختار جايي براي امتياز گرفتن از قدرت باقي نمي‌‏ماند، اين بخش نسبت به افرادي كه وارد ساختار قدرت شده بودند به واكنش پرداختند. اين ديدگاه مخالفاني نيز داشت، مخالفان اين ديدگاه مي‌‏گفتند كه تحكيم از چارچوب گذشته خود خارج شده است، آنها كه خود را نيروهاي ارزشي تحكيم معرفي كرده بودند به روند جديد دفتر تحكيم معترض شدند. تفاوت اين بخش سنتي با مدرن به قدري زياد بود كه اعضاي اين دو گروه از نظر ظاهري و پوشش لباس نيز با همديگر فرق داشتند، اين اختلافات جديد باعث شد كه شكاف ميان دفتر تحكيم وحدت شدت پيدا كند. مجموع اين اختلافات باعث شد نشست تحكيم در زمان برگزار نشود، البته اين بار نه به خاطر عوامل خارجي، بلكه به دليل اختلافهاي بين اعضاي دفتر تحكيم وحدت اين نشست برگزار نشد.

ايلنا: رويكرد حاكميت و احزاب و گروههاي سياسي به شرايط جديد دفتر دفتر تحكيم وحدت چه بود؟
افشاري: با شرايط جديد در دفتر تحكيم وحدت، عناصر نفوذي وارد تحكيم شده بودند. اين عناصر نفوذي در ابتدا چراغ خاموش وارد مجموعه مي‌‏شدند و حتي مواضع راديكال هم مي‌‏گرفتند و بعد در زمان مقتضي شكافهاي موجود را تشديد مي‌‏كردند. اختلافات گذشته در دفتر تحكيم وحدت به دليل تكثرگرايي اين تشكل وجود داشت و معمولاً اين اختلافها قابل حل بود، ولي اين افراد اين اختلافها را به سمت تضاد آشتي‌‏ناپذير سوق مي‌‏دادند. در آن مقطع نيز نيروهاي راست تحكيم به اين اختلافات دامن مي‌‏زدند. مجموعه اين اختلافات و اقدامات مقدمات انشقاق در تحكيم را فراهم كرد. احزاب سياسي هم كه در انتخابات مجلس ششم همراهي جنبش دانشجويي را به همراه داشت، پس از رسيدن به قدرت همسويي تحكيم براي آنها مهم نبود، اين گروهها نيز در تصميم‌‏گيريهاي دفتر تحكيم وحدت دخالت مي‌‏كردند و دخالت احزاب باعث تشديد اختلافات در تحكيم شد. البته من نقش نيروهاي امنيتي را در اين انشقاق پررنگ‌‏تر مي‌‏دانم. دفتر تحكيم وحدت شيراز به كمك همين عوامل شكل گرفت.

ايلنا: در مورد اختلافهاي جديد در دفتر تحكيم وحدت كه منجر به استعفاء يكي از اعضاي شوراي مركزي شد توضيح بدهيد؟
افشاري: البته اختلاف نظر هميشه وجود داشته است و اين اختلاف نظر نقطه قوت تحكيم است، ولي مشكل جديد تحكيم بازتوليد همان مشكل قبلي است، يعني دو نگاه متفاوت به تحكيم وجود دارد، يك نگاه معتقد است كه تحكيم بايد در حوزه جامعه مدني فعاليت كند و نگاه ديگر معتقد است نقطه قدرت تحكيم همسويي با ساختار قدرت است، اين افراد اگرچه جزء اكثريت در دفتر تحكيم وحدت نيستند و از سهم ناچيزي در دفتر تحكيم برخوردارند، ولي به دليل پيوند آنها با ساختار قدرت خواهان سهم برابر در مجموعه هستند، اين عده حاضر نيستند اقدامات دموكراتيك را بپذيرند، نگاه اين افراد با نگاه اكثريت تحكيم همسويي نداشت به طور مثال آقاي مومني نگاهش با ديگر اعضاي شوراي مركزي سنخيت نداشته است و چون انتظارات مورد نظر او در دفتر تحكيم برآورده نشد از دفتر تحكيم استعفا داد، ولي به هر جهت دفتر تحكيم وحدت در اين دوره از انسجام بهتري نسبت به گذشته برخوردار است.
ايلنا: براي آخرين سوال آينده تحكيم را چگونه توصيف مي‌‏كنيد و به نظر شما تحكيم به كجا مي‌‏رود؟
افشاري: به طور قطع تحكيم ديگر نمي‌‏تواند ايفاگر نقش كنوني خودش باشد, به نظر مي‌‏رسد در آينده نقش رهبري جنبش دانشجويي به نهادي متناسب با ويژگي‌‏هاي شرايط فعلي جامعه منتقل شود. تحكيم به نقطه عظمت خود در دهه 20 باز خواهد گشت و در نقش يك تشكل فرهنگي، نيروهاي دانشجويي مسلمان نوگرا و نوانديش را تربيت خواهد كرد و رهبري حوزه‌‏هاي سياسي و صنفي توسط نهادي همانند پارلمان دانشجويي كه زماني در قالب تحكيم دموكراسي مطرح شده بود، قرار خواهد گرفت. البته اين امكان نيز وجود دارد كه تحكيم دچار تغيير بنيادي شود و رهبري پارلمان دانشجويي را بر عهده بگيرد ولي به نظر من امكان تحقق گزينه اول بيشتر است. در پايان اميدوارم با انتخاب شورايي جوان در دفتر تحكيم وحدت تلاشهاي گذشته دفتر تحكيم وحدت به ثمر برسد و ما شاهد روند مولد و رو به رشد جريان دانشجويي باشيم.


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 3:0  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

                                               علی افشاری محکوم شد
                                    شش سال حبس تعزيری، پنج سال محروميت از حقوق اجتماعی

عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، به استناد ماده‌ی ششصد و ده، به پنج سال حبس تعزيری به خاطر اجتماع و تبانی و به جهت تبليغ عليه نظام به استناد ماده‌ی پانصد به يك سال حبس تعزيری، همچنين مستندا به مواد هفده و نوزده قانون مجازات اسلامی به پنج سال محروميت از حقوق اجتماعی محكوم شده است
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

دوشنبه ۴ مهر ١٣٨۴ – ٢۶ سپتامبر ٢٠٠۵


ايسنا: «علی افشاری» به شش سال حبس تعزيری و پنج سال محروميت از حقوق اجتماعی محكوم شد.
افشاری به خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) گفت كه حكم دادگاه بر مبنای اتهام اجتماع و تبانی با ساير گروه‌ها و افراد از جمله ملی مذهبي‌ها، انجام اقدامات و تبليغ عليه نظام به نفع گروه‌های بيگانه بوده است.
وی افزود: به استناد ماده‌ی ششصد و ده، به پنج سال حبس تعزيری به خاطر اجتماع و تبانی و به جهت تبليغ عليه نظام به استناد ماده‌ی پانصد به يك سال حبس تعزيری محكوم شدم. همچنين مستندا به مواد هفده و نوزده قانون مجازات اسلامی به پنج سال محروميت از حقوق اجتماعی نيز محكوم شدم.
اين عضو شورای مركزی طيف علامه‌ی دفتر تحكيم وحدت با بيان اين‌كه مدت يك سال بازداشت موقت وی نيز در اين شش سال حبس تعزيری لحاظ می‌شود، گفت: در مهلت مقرر – بيست روز آينده - نسبت به حكم صادره اعتراض می‌كنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 0:31  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

بيانيه دفتر تحكيم وحدت به مناسبت آغاز سال تحصيلی جديد

 

دفتر تحكيم نقش ديده بانی جامعه مدنی را برای خود برگزيده است .. ديده بان جامعه مدنی شعارهای و برنامه هايی كه در دوران انتخابات داده می شود را پيگيری می كند تا اجازه بازی با كلمات را به حاكميت ندهد و از شعارپراكنی های بيش از پيش و بدون پشتوانه حاكميت جلوگيری كند. تحقق عدالت را از احمدی نژاد طلب كند تا وی را از ابزار عوام پسند شعار عدالت كه هيچ پشتوانه تئوريك و نظری ندارد و هيچ نمود عينی در جامعه نيافته است، خلع سلاح كند. و به مردم نشان دهد كه بزرگترين بی عدالتی قدرت مطلقه و غير پاسخگو است كه فرصت های برابر از بين می برد و تبعيض را در جامعه نهادينه می كند
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

دوشنبه ۴ مهر ١٣٨۴ – ٢۶ سپتامبر ٢٠٠۵


مهر ماه كه می آيد، شادی و نشاط ايران را فرا می گيرد. همزمان با فصل خزان و بازگشايی دانشگاهها عرصه علم و انديشه رونق يافته، جامعه پوياتر و فعال تر از قبل می شود. از اين رو هر چه دانشگاه در عرصه علم، فرهنگ و انديشه كوشا و موثرتر عمل كند، جامعه نيز سرزنده تر خواهد بود. در كشورهای در حال گذار به توسعه و دموكراسي، دانشگاه نقش ويژه ای پيدا می كند. در شرايط فعلی كه حاكميت بيش از پيش از مردم دور شده است، همه اميدها و نگاهها برای توسعه همه جانبه و دموكراتيك به دانشگاه دوخته شده است. تلاش برای رسيدن به ايرانی آزاد، پيشرفته و دموكراتيك در سايه ی دانشگاهی است كه فرهنگ نقاد و دموكراتيك در آن نهادينه شده باشد و از طرفی آزادی های آكادميك در آن به رسميت شناخته شود. دانشگاهی كه همراه با توسعه علمی و صنعتي، ترويج و تقويت انديشه آزاد و دموكراتيك را بر عهده دارد.
امسال در حالی دانشگاهها گشوده می شود كه همچون سالهای گذشته، تابستانی پر از محنت و رنج نبود آزادی و حقوق بشر را از سر گذرانديم و مخالفان آزادی همچون روال گذشته خود، تعطيلی دانشگاهها را غنيمت شمرده و چراغ كور سوی آزادی و حقوق بشر را خاموش كردند. جمعی از نخبگان، روشنفكران، فعالان دانشجويي، مدني، مطبوعاتی و گاركری كشور مورد ستم قرار گرفتند و حقوق فردی، اجتماعی و سياسی شان توسط حاكميت پايمال شد و با نامهربانی های بسياری مواجه شدند.

دفتر تحكيم وحدت آغاز سال جديد تحصيلی را به همه دانشجويان و دانشگاهيان تبريك گفته، سالی سرشار از موفقيت برای كاروان علم و انديشه كشور آرزو می كند و ذكر مسائلی كه دانشگاهها و كشور در سال جديد با آن روبرويند را لازم ميداند. مسائلی كه با بی درايتی و يكه تازی حاكمان ايران بحران های زيادی را در عرصه داخلی و بين المللی برای ميهنمان پديد آورده است. وظيفه دانشجويان و دانشگاهيان است كه با قرار گرفتن در جايگاه ديده بان جامعه مدنی نسبت به اين مسائل حساس باشند. از منافع ملت دفاع كنند. چراغ اميد را در ميان مردم روشن نگه دارند و مانعی در برابر بی تدبيری ها، تركتازی ها و عقده گشايی های حاكمان شوند و كشور را از قرار گرفتن در ورطه نيستی نجات دهند.

1- در تابستان امسال انتخابات نهمين دوره رياست جمهوری در شرايطی غير آزاد، غير دموكراتيك و ناعادلانه برگزار شد و احمدی نژاد، افراطی ترين كانديدای موجود مولود انتخابات شد و دولت اصلاحات خاتمی به دولت اسلامگرای احمدی نژاد تحويل داده شد تا حاكميت كاملا يكدست شود. اولين اقدام احمدی نژاد، معرفی كابينه ای با سوابق امنيتی و نظامی بود كه از عزم جدی وی و اطرافيانش برای بستن فضای سياسی و فرهنگی خبر می داد. احمدی نژاد كه تلاش زيادی می كند خود را همانند رجايی جلوه دهد به سياق وی بی تجربه ترين مديران را برای كابينه خود انتخاب كرد. از اين رو دولت جديد كه ظاهرا مشخصه ذاتی اش بحران آفرينی در داخل و خارج از كشور است، مشكلات فراوانی را برای مردم و به خصوص طبقه متوسط جديد به وجود خواهد آورد. احمدی نژاد كه سرداری از سپاه وزير فرهنگش است، دولت را متولی و سكاندار فرهنگ كشور می داند و ديدگاهش هدايت جريان های فرهنگی كشور است. از اين رو مهترين معضل جامعه ايران به خصوص طبقه متوسط جديد، فشار فرهنگی و اجتماعی است كه اين دولت بر آنها تحميل خواهد كرد. در چنين شرايطی دانشگاهها نيز از سرهنگی های فرهنگی بی نصيب نخواهند ماند و مديران وی در وزارت علوم می خواهند سبك و شيوه زندگی و روابط فردی را نيز به قانون درآورند تا بتوانند هدايت دانشگاه را بر عهده بگيرند. اينها به دنبال آنند كه علاوه بر حجاب، نوع لباس و نحوه پوشش را تعيين كنند و به دنبال طرح مضحك لباس ملی هستند تا از اين راه با پوشاندن يونيفورم بر تن جامعه، كشور را به پادگانی بزرگ تبديل كنند. در اين شرايط وظيفه جنبش دانشجويی دوچندان می شود. تشكل های سياسي، صنفی و فرهنگی دانشجويی با همراهی دانشجويان بايد در برابر تركتازی ها در عرصه فرهنگی كشور مقاومت كنند و مانع فشار بر فضای فرهنگی و اجتماعی كشور شوند. بايد دانشگاه را از حملات سياسی و فرهنگی كه سرمايه های معنوی آن را بر باد می دهد، مصون نگه داشت و آن را همانند دژی مستحكم در برابر آزادی ستيزان حفظ كرد. خواسته های صنفی و فرهنگی دانشجويان، می تواند عامل انسجام و همكاری تشكل های دانشجويی باشد. تشكل های دانشجويی با آگاهی بخشی به دانشجويان می توانند آنها را از حقوقشان مطلع كنند تا نسبت به مشكلات جامعه و دانشگاه حساس تر از گذشته باشند. انسجام جامعه دانشجويی و تلاش دسته جمعی شان برای دفاع از آزاديهای مدنی و اجتماعی مانع مستحكم در برابر اقتدارگرايان برای تحقق برنامه های تاريك انديشان خواهد بود.

2- حاكميت ايران به واسطه نگاه ايدئولوژيك و پرخاشجويانه اش باعث انزوای سياسی و اقتصادی ايران شده است و هرروز اين وضعيت تشديد می شود. با روی كار آمدن احمدی نژاد، بحران های جهانی ايران بيشتر از گذشته شده است. سخنرانی احمدی نژاد با حمله به همه كشورهای صنعتی و قدرتمند دنيا از اصولی در سياست خارجی نام برد كه نشان از بی اطلاعی كامل وی از سياست خارجی بود. دولت جديد در اولين رويارويی با جامعه جهانی در سازمان ملل متحد، چهره ای تهاجمی به جهانيان عرضه كرد و تنش های بيشتری را ميان خود و كشورهای صنعتی جهان به وجود آورد. غافل از آنكه اين بحران آفرينی ها و تنش زايی ها در عرصه بين المللی منافع ملت و سرمايه های كشور را بر باد می دهد و باعث می شود تصويری متخاصم و پرخاشگر حتی از مردم ايران به جهان عرضه كند. طرح ابتكاری احمدی نژاد برای مساله هسته ای ايران كه از دو ماه قبل به آن می باليد تنها نتيجه ای كه داشت كمك به اتخاذ تصميم مشترك و فوری اتحاديه اروپا و امريكا عليه ايران بود. قطعنامه پايانی آخرين نشست شورای حكام عليه ايران، حاصل اين رفتار حاكمان ايران بود.
امروز مساله هسته ای ايران به مهمترين معضل بين المللی ايران تبديل شده است. حاكمان ايران با دركی نادرست از شرايط داخلی و بين الملي، متوهمانه به تشديد بحران ها دامن می زنند و منافع ملت و كشور را در پای سياستهای غلطشان پايمال می كنند. مهمترين مساله تامين كننده منافع ملت، سود و زيان اقتصادی است. با توجه به شكاف عميق ميان ايران و كشورهای بزرگ صنعتی در مورد مسائل حقوق بشر، تروريسم و انرژی هسته ای لاجرم ايران به سمت كشورهايی همانند چين، روسيه و تا حدودی هند رفته است تا با دادن امتيازهای ويژه اقتصادی و در نتيجه فداكردن مصالح و منافع ملت در پای مسائل ايدئولوژيك حاكميت، از حمايت آنها برخوردار شود و چين و روسيه و هند كه صرفا بر پايه منافع اقتصادی كشورشان حامی ضعيف ايران شده اند، در اثر فشارهای بيشتر قيمتشان بالاتر می رود.
مساله ديگر نزديك شدن پرونده ايران به شورای امنيت است كه تحريم هايی را برای ايران در پی خواهد داشت. اين تحريم ها فشار زيادی به جامعه ايران و طبقه متوسط ايران وارد می كند. دولت ايران برای همراه كردن مردم با خود و تقسيم مشكلاتش با جامعه، از طرفی به ناسيوناليسم كاذب و دروغين روی می آورد و از طرف ديگر با ايجاد جو سركوب به نام منافع ملی و انرژی هسته ای هر صدای مخالفی را خاموش خواهد كرد، نمونه اش عبدالفتاح سلطانی وكيل شجاع بسياری از پرونده های حقوق بشری است، كه به بهانه واهی جاسوسی هسته ای چند ماهی است به حبس كشيده شده است بی آنكه دليلی و سندی بر مدعاشان ارائه كنند.
طرفه آنكه استفاده از انرژی هسته ای با اين روش، نه تنها نفعی برايمان ندارد بلكه حقوق و منافع ملت به روشهای گوناگون پايمال می شود. از اين رو وظيفه جنبش دانشجويی است كه نسبت به اين مسائل حساس باشد و جامعه را از بروز مصائب و مشكلاتی كه در انتظارش است آگاه كند و با وجود هزينه های بسياری كه در اين راه خواهد پرداخت، لحظه ای در دفاع از منافع مردم غفلت نكند و اجازه ندهد كه منافع ملت بازيچه ماجراجويی ها در عرصه خارجی شود.

حقوق بشر مهترين مساله داخلی ايران است. چالش اصلی فعالان مدنی و سياسی ايران با حاكميت، قوانين و رفتار های ضد حقوق بشری حكومت است. فقط در تابستانی كه پشت سر گذرانديم می توان ليست بلند بالايی از نقض حقوق بشر توسط حاكميت و دستگاه قضايی را برشمرد كه هر روز بر تعداد آن افزوده می شود:
اكبر گنجي، روشنفكر آزاديخواه و روزنامه نگار شجاع كشورمان برای دفاع از آزادی انديشه و بيان و برخورداری از آزادی های مدنی و اجتماعی به مدت 70 روز در اعتصاب غذا بود و با مرگ دست و پنجه نرم می كرد اما مسوولان قضايی ايران حاضر نشدند حتی حقوق يك بيمار و يا زندانی عادی را برای وی به رسميت بشناسند و اكنون 21 روز است كه وی را از بيمارستان به زندان برگردانده اند بدون آنكه مكان نگهداری وی مشخص باشد. همسر و فرزندانش نسبت به سلامتی و جان وی به شدت دلنگرانند و تلاششان برای اطلاع يافتن از وضعيت گنجی بی نتيجه مانده است. عبدالفتاح سلطاني، وكيل شجاع دانشجويان و از مدافعان جدی حقوق بشر، ماههاست كه به بهانه های واهی توسط قوه قضاييه بازداشت شده است و قوه قضاييه بدون ارائه سند و دليل قانوني، آزادی وی را سلب كرده است.
علی افشاري، عضو شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت و از چهره های شناخته شده سياسی و دانشگاهی كشور كه برای چندمين پرونده قضايی اش به دادگاه احضار شده بود، در نامه سرگشاده ای به رياست قوه قضاييه، پرده از جنايات و شكنجه های روا داشته در دوران بازداشت انفرادی خود برداشت. وی تنها خواسته به حقش از رييس قوه قضاييه برگزاری دادگاه به صورت علنی و با حضور هيات منصفه بود تا لااقل افكار عمومی از پرونده وی اطلاع يابند. اما اين خواسته نيز بی پاسخ ماند و وی در دادگاهی غيرعلنی ترجيح داد كه دفاع نكند و اكنون منتظر حكم دادگاه است. امير بلالی از اعضای سابق دفتر تحكيم وحدت و فعال جنبش دانشجويی به جرم فعاليت در دفتر تحكيم پس از تحمل يكماه حبس انفرادی در سال 80، اكنون به يكسال حبس تعزيری محكوم شده است. 11 دانشجو و فعال دانشجويی عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شهركرد، به تحمل حكم غير انسانی شلاق محكوم شده اند تا سطح درك فرهنگی قوه قضاييه در مواجه با يكی از بخش های فرهنگی كشور به نمايش گذاشته شود. محمد علی عبادی از اعضای انجمن دانشگاه تربيت معلم تهران و عضو سابق دفتر تحكيم به علت سازماندهی و شركت در تجمعات دانشجويی به 6 ماه زندان محكوم شد و هم اكنون دوران حبس خود را طی می كند. مسعود باستاني، روزنامه نگار در زندان اراك دوران حبس خود را طی می كند.
ناصر زرافشان، وكيل قتل های زنجيره ای برای استفاده از حق مرخصی استعلاجی مجبور شد بيش از 20 روز اعتصاب غذا كند و با مرگ دست و پنجه نرم كند تا از حق مداوا برخوردار شود. محسن سازگارا فعال سياسی كشورمان كه در سال 81 بيش از اين چند ماه در انفرادی دادگاه انقلاب بود و با اعتصاب غذای 32 خود تا آستانه مرگ پيش رفت، به علت نوشتن نامه انتقاد آميز به رهبری به صورت غيابی به تحمل 6 سال حبس محكوم شد. حشمت الله طبرزدی از فعالان سياسی كشور به جرم دفاع از آزادی و دموكراسی به 14 سال حبس محكوم شد و هم اكنون دوران محكوميت خود را سپری می كند. الهه كولايي، نماينده مجلس ششم به علت اظهار عقيده و انجام وظيفه نمايندگی در دفاع از حقوق ملت غير قانونی به دادگاه احضار شده است تا حاكميت ثابت كند برای رسيدن به مقاصدش و افزايش حيطه اقتدارش هيچ حدومررزی را به رسميت نمی شناسد و حتی قانون اساسی خود را نيز زير پا می گذارد.
مناطق كردنشين كشور تابستان با رنج و مشقتی را سپری كردند. بی تدبيری حاكميت در مواجه با استانهای كردنشين كشور، فجايع دلخراشی را به وجود آورد. تعدادی از هموطنانمان كشته شدند و حتی اعتراض های مدنی ومسالمت آميز مردم كرد، سركوب شد. جمع زيادی از مردم عادی بازداشت شدند كه در ميان آنها بسياری از فعالان مدنی و مطبوعاتی كرد نيز وجود داشتند. خانم رويا طلوعی از فعالان مدنی و مدافع حقوق زنان چند ماهی است كه بازداشت شده است و در ميان زندانيان عادی نگهداری می شود. وی كه هميشه بر مشی مسالمت آميز برای فعاليت مدنی و اجتماعی و دفاع از حقوق زنان تاكيد داشته است، به بهانه های واهی بازداشت شده و پس از تحمل چند ماه حبس و چشم انتظاری خانواده، تاكنون زمينه آزادی و يا تبديل قرار وی به وثيقه فراهم نشده است. به فعالان كارگری اجازه تشكيل سنديكاهايی كه از حقوق صنفی شان دفاع كند داده نمی شود و سنديكاهای كارگری برای فعاليت خود مشكلات فراوانی را متحمل می شوند. با شورای مركزی سنديكای اتوبوسرانی كه اقدامی مدنی روشن كردن چراغ های اتوبوس در روز را برای اعتراض به عدم دريافت حقوقشان سازماندهی كرده بودند، برخورد شد. منصور اصانلو رييس سنديكا و ديگر اعضای شورای مركزی بازداشت شدند.
موارد برشمرده شده خلاصه ای از نقض حقوق بشر توسط حاكميت در تابستان امسال بود كه نشان می دهد وضع حقوق بشر در ايران رو به وخامت بيشتری خواهد رفت. تشكل ها، احزاب، افراد و نهادهای حامی دموكراسي، آزادی و حقوق بشر تحت فشار بسياری قرار دارند. در اين شرايط وظيفه انسانی و ميهنی جنبش دانشجويی و دانشجويان است كه دانشگاه را كانون دفاع از حقوق بشر نگاه دارند و دانشگاه را سد مستحكمی در برابر آزادی ستيزان كنند.

دفتر تحكيم نقش ديده بانی جامعه مدنی را برای خود برگزيده است. ديده بان جامعه مدنی همانند ديده بانی كه مشرف به صحنه است و امكان نظارت و مراقبت همه جانبه برايش فراهم است عمل می كند. ديده بان مشرف به صحنه نقش نظارت و نقد عملكرد، رويكردها و نگرش های فعالان عرصه سياسی و اجتماعی اعم از پوزيسيون و اپوزيسيون را بر عهده دارد و برای حفظ و تقويت جامعه مدنی تلاش می كند. لازمه اين جايگاه نقد رفتارها و نگرش های ناصوابی است كه مانعی در راه پيشرفت و توسعه دموكراتيك كشور است. ديده بان جامعه مدنی برای تقويت بنيان ها و نگرش هايی كه منجر به قدرت يافتن جامعه مدنی در برابر قدرت می شود، می كوشد و همزمان نقش آگاهی بخشی و چراغ هشدار به جامعه را بر عهده دارد.
دفتر تحكيم وحدت به منظور ايفای نقش ديده بان جامعه مدني، دانشجويان را مخاطب خاص خود می داند و آنها را به وظيفه شان در قبال سرنوشت خود و كشورشان آگاه می كند. با حضور فعال و پررنگ دانشجويان در عرصه های فرهنگی و سياسی كشور امكان جلوگيری و كاهش بحران های ناشی از بی تدبيری حاكمان فراهم می شود. انجمن های اسلامی دانشجويان و تشكل های دانشجويی بدون نياز به مجوز هيات های نظارت می توانند صحن مركزی دانشگاهشان را به كانون تبادل افكار دانشجويان و محل فعاليت عرصه عمومی تبديل كنند. تشكل های دانشجويی می توانند ساعتی مشترك در تمام طول سال دانشجويان را به صحن مركزی فراخوانند تا در مورد مشكلات و مسائلی كه دانشگاه يا جامعه با آن روبروست به بحث بنشينند و راهكار بينديشند. آينده شغلی و اشتغال جوانان، فقر، فساد اجتماعي، پوشش های اجباري، حقوق بشر، آزادی های اجتماعی و فرهنگی و بحران سياسی ايران در عرصه بين المللی مسائلی است كه دانشگاه و جامعه به صورت روزمره با آن دست و پنجه نرم می كنند.
از طرفی ديده بان جامعه مدنی شعارهای و برنامه هايی كه در دوران انتخابات داده می شود را پيگيری می كند تا اجازه بازی با كلمات را به حاكميت ندهد و از شعارپراكنی های بيش از پيش و بدون پشتوانه حاكميت جلوگيری كند. تحقق عدالت را از احمدی نژاد طلب كند تا وی را از ابزار عوام پسند شعار عدالت كه هيچ پشتوانه تئوريك و نظری ندارد و هيچ نمود عينی در جامعه نيافته است، خلع سلاح كند. و به مردم نشان دهد كه بزرگترين بی عدالتی قدرت مطلقه و غير پاسخگو است كه فرصت های برابر از بين می برد و تبعيض را در جامعه نهادينه می كند.
با ايفای نقش صحيح ديده بانی جامعه مدنی می توان چراغ اميد را در ميان مردم روشن نگاه داشت و پايان فشار اجتماعی و اقتصادی را به آنها نويد داد.

برای رسيدن به ايرانی آزاد، دموكراتيك و توسعه يافته تلاش می كنيم و چراغ اميد را روشن نگه می داريم.


شورای مركز ی دفتر تحكيم وحدت
2/7/84

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 20:30  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

بيانيه به مناسبت آغاز سال تحصيلی

جبهه متحد دانشجویی
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

يکشنبه ٣ مهر ١٣٨۴ – ٢۵ سپتامبر ٢٠٠۵


نسیم ماه مهر نوید بخش آغاز شورآفرینی دیگر در دانشگاه؛ شهر علم و آگاهی و سنگر آزادی و عدالتجویی است. باز هم گام در کلاسهای درس می نهیم درحالیکه جای خالی شماری از همکلاسی ها که نه بلکه استادان و آموزندگان درس زندگی مان بس محسوس و ملموس است. همانان که تنها به جرم نوشتن و فاش گویی هم اکنون در پس میله های تحجر و جهل و جور به بند آمده اند. دانشجوی امروز همانگونه که با جدیت لازم به پیمودن پلکان دانش اهتمام می ورزد چشمان همیشه بیداراو لحظه ای از حوادث و رویدادهایی که دراین ایام سرنوشت ملت و کشورش را رقم می زند غافل نیست. اکنون که حاکمیت با پروژه یکدست سازی ؛ دیگر بهانه ای درخصوص اراثه مدینه فاضله خود ندارد باید دید چه برنامه زمانبندی شده برای کاهش فاصله وحشتناک طبقاتی و زدودن سایه سیاه فقر ازجامعه مستقر برجغرافیای ثروت دارد.باید دید آیا حاکمان به همان اندازه که دغدغه اتمی شدن دارند درفکر رهایی توده ها ازغل و زنجیر فقر؛ بیکاری؛ تورم و فساد ناشی ازآن هستند یا فصل این شعارهانیز با سپری شدن انتخابات بسر می رسد. همچنین به منظور اتمام حجتی دیگر برای ثبت در تاریخ وحافظه آنانی که هنوز برطبل تهی روشنفکری دینی می نوازند و برغم باورمان مبنی براینکه جزساختارسکولارراه روشن دیگری درچشم اندازآینده میهن هویدا نیست ما مترصدیم تا بار دیگرمیزان مراعات حقوق انسانها و برخورداری شهروندان از حقوق خود در آزادی احزاب ؛ مطبوعات و راههای کسب آگاهی و اطلاعات وبیان آزادانه عقاید درحاکمیتی که مدعی دین مداری است را محک زنیم.
درهمین راستا بر این نکته مصریم که کلیه دانشجویان و جوانانی که دراین چند ساله بویژه از فاجعه 18 تیرو بخون کشیدن کوی دانشگاه درسال 78 تا کنون درزندان و حبس بسر می برند می بایست ازبند رها گردیده و ما درآغاز این سال تحصیلی اعلام می کنیم که ازهیچ کوشش سازنده دراین مهم دریغ نخواهیم نمود.
باتوجه به گذشته غیرقابل دفاع حکومت دربرابر حرکتهای دانشجویی اکنون یکی ازنخستین گامهابرای اثبات حسن نیت خود را انحلال نهادهای غیر مسوول که دانشگاه را با حجره ها یا پادگانها ومحاکم اشتباه گرفته و عدم اخلال در فعالیت کلیه گروههای دانشجویی درمحیط دانشگاهها می دانیم. درهمین فرصت لازم می دانیم از حق طبیعی دفتر تحکیم وحدت دربرگزاری نشست سالانه خود درمحیط دانشگاه دفاع نموده باتاکید بر این مهم که تحرکاتی که درصدد است محیط دانشگاه را ازحساسیت نسبت به رخدادهای جامعه دور سازد محکوم و درتضاد با منافع ملی می شماریم.
جبهه متحد دانشجویی ضمن آرزوی سرفرازی دانشجویان این آینده سازان میهن درسنگر علم و آگاهی ازتشکلهای دانشجویی می خواهد با فروکاستن ازاختلافات سلیقگی درراه همگرایی گامهای عملی را سرعت بخشیده و این تشکل به نوبه خود آماده هرگونه همکاری و هماهنگی دراین مهم است . همچنین این جبهه درصدد است تا درفرصتهای آتی پیشنهادات خود را دراین رابطه تقدیم تشکلهای برخاسته ازبطن دانشجویان نماید.

زنده باد آزادی – گسسته باد زنجیر استبداد
3 مهر1384

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 20:28  توسط جوانان پیشگام ایران   | 

در اعتراض به رای ديوان عالی اداری
اعتصاب سراسری دانشجويان داروسازی کشور

• در اعتراض به صدور رأی ديوان عالی اداری مبنی بر صدور مجوز تاسيسن داروخانه به افراد غيرداروساز، از ديروز همزمان با آغاز سال تحصيلی دانشجويان داروسازی کشور در يک حرکت سراسری از حضور در کلاسهای درس خودداری کرده و در دانشکده های خود دست به تحصن زدند
• بر روی پلاکاردها در دانشکده داروسازی شيراز شعارهايی چون: «بی اعتبار نمودن حرفه داروسازی، بی انگيزه کردن دانشجويان و به خطر انداختن سلامت بيماران» و «ناديده انگاشتن علم و تخصص تا به کی» و «بنويسيم و بخوانيم: علم بهتر از ثروت است اما بهتر آن است که بدانيم ثروت برتر از علم است.» به چشم می خورد

 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

يکشنبه ٣ مهر ١٣٨۴ – ٢۵ سپتامبر ٢٠٠۵


در اعتراض به صدور رأی ديوان عالی اداری مبنی بر صدور مجوز تاسيسن داروخانه به افراد غيرداروساز، از ديروز همزمان با آغاز سال تحصيلی دانشجويان داروسازی کشور در يک حرکت سراسری از حضور در کلاسهای درس خودداری کرده و در دانشکده های خود دست به تحصن زدند.
خبرگزاری دانشجويان ايران از شيراز گزارش داد: دانشجويان داروسازی شيراز هم در اعتراض به اعطای مجوز تاسيس داروخانه به غيرداروساز کلاس نرفتند.
دانشجويان دانشکده داروسازی شيراز در دومين روز آغاز سال تحصيلی دانشگاهها در اعتراض به رأی ديوان عدالت اداری مبنی بر صدور مجوز تأسيس داروخانه به افراد غير داروساز، از حضور در کلاسهای درس خودداری کردند.
مسعود خيراتی از دانشجويان داروسازی شيراز در گفتگو با ايسنا، با انتقاد از اعطای مجوز تاسيس داروخانه به غيرداروساز، گفت: در کشور ما به دليل عدم توجه کافی به حرفه داروسازی و عدم شناخت و درک صحيح از اين حرفه، داروسازی از جايگاه حقيقی و مطلوب خود بسيار دور مانده و صدور و اجرای اين حکم موجب بی اعتباری اين رشته خواهد شد.
خيراتی ادامه داد: علاوه بر اين در صورتی که داروساز به حقوق بگير يک سرمايه دار تبديل شود، سلامت بيماران به طور جدی با مخاطره مواجه خواهد شد.
وی گفت: در اعتراض با صدور اين رأی از ديروز همزمان با آغاز سال تحصيلی دانشجويان داروسازی کشور در يک حرکت سراسری از حضور در کلاسهای درس خودداری کرده و در دانشکده های خود دست به تحصن زدند.
اين دانشجويان داروسازی اضافه کرد: خواست ما دانشجويان اين است که يک بار برای هميشه راه بر افراد فاقد صلاحيت تخصصی و علمی لازم بسته شود و لذا ما دانشجويان تنها راه باقی مانده را اصلاح قانون مصوب سال هزار و سيصد و چهل و چهار در مجلس شورای اسلامی می دانيم.
محمد مهدی مجاهديان از دانشجويان دانشکده داروسازی شيراز نيز به ايسنا گفت: در جلسه ای که با حضور نمايندگان دانشجويان دانشکده های داروسازی برگزار گرديد، مقرر شد دانشجويان از ابتدای سال تحصيلی از حضور در کلاسهای درس خودداری نمايند و پيگيری های خود را تا حصول نتيجه رضايت بخش ادامه دهند.
وی ادامه داد: اين حرکت به صورت يک حرکت صنفی کشوری و خودجوش از ديروز در تمامی دانشکده های داروسازی کشور آغاز شده است.
مجاهديان يادآور شد: خواست ديگر ما دانشجويان اين است که تا زمان اصلاح قانون هزار و سيصد و چهل و چهار حکم ديوان عدالت اداری توسط رييس قوه قضائيه معلق شود.
بر روی برخی از پلاکاردها و پارچه نوشته های نصب شده در دانشکده داروسازی شيراز شعارهايی چون: « بی اعتبار نمودن حرفه داروسازي، بی انگيزه کردن دانشجويان و به خطر انداختن سلامت بيماران » و « ناديده انگاشتن علم و تخصص تا به کی » و «بنويسيم و بخوانيم: علم بهتر از ثروت است اما بهتر آن است که بدانيم ثروت برتر از علم است.» به چشم می خورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 20:18  توسط جوانان پیشگام ایران   |