گفتگوئي با نسترن بهکيش از فعالين جنبش چپ در ايران: درخصوص (( سازمان مخفي جوانان مسلح چريک هاي فدائي خلق ايران))
مهران: با سلام به نسترن عزيزدر صورت تمايل مختصري دربا ره خودت برايمان بگو.
نسترن: با درود به تمامي مبارزين راه سوسياليزم وآزادي. همانطور که مي داني من از سال 61تا69در شهرستان زنداني بودم و انتخاب نام مستعار نسترن بهکيش تلفيقي از نام عزيزان فدائي نسترن (نفيسه ناصري، نسترن کارگري) و اشرف بهکيش است.
مهران: اخيرا" وبلاگي در اينترنت به نام «سازمان مخفي جوانان مسلح چريک هاي فدائي خلق ايران» تشکيل شده است. لطفاً نظر خود در خصوص اين جريان وانعکاس وجودي آن در ايران را براي ما بيان کنيد.
نسترن : متاسفانه ما توانائي استفاده مستمر از اينترنت را نداريم. چرا که تمامي سيستم اينترنتي تحت کنترل بخش امنيتي مخابرات قرار دارد و از اين رو ناچار هستيم براي زمان کوتاهي و در مکانهاي ويژه اي از اين امکانات استفاده کنيم. با شرح مفصلي که يکي از دوستان در اين خصوص به ما داده از کم وکيف اين مسئله مطلع شديم و با کوشش تعدادي از رفقا تقريبا" اين جريان را ريشه يابي کرديم .
در اينجا لازم مي دانم شرح مختصري در خصوص علت بوجود آمدن اين جريان بدهم. حدود چند سالي است که تعدادي از نيروهاي سياسي ( بعضي از زندانيان سابق و تعدادي از نيروهاي جوان) فعاليت خود را به اشکال مختلف شکل داده اند و گاهنامه اي به نام « پيام پيشرو» را نيز جهت افشاگري و به عنوان ارگان خود منتشر مي کردند. مشکلات مالي و امکاناتي و شرايط ويژه امنيتي باعث محدوديت هاي فراواني براي اين جمع بوده و هست. ولي بايد در نظر گرفت با سخت تر شرايط مبارزه شيوه مبارزه هم پيچيده تر مي شود. از اين رو من فکر مي کنم ما در کارمان موفق بوده ايم و تلاشمان بر اين است تا ضمن اين که فعاليت خود را گسترده تر مي کنيم نيروهاي خود را نيز حفظ کنيم و درصد ضربه پذيري را به حداقل برسانيم.
مهران: آيا امکان اين وجود دارد که مختصري در مورد فعاليت هاي خود توضيح دهيد؟
نسترن: براي پاسخ به سئوال اصلي، من مجبورم تا حدي که از لحاظ امنيتي امکان دارد به اين سئوال جواب بدهم .
من از نقش ويژه اي که در فعاليتهاي دانشجوئي، معلمين، پرستاران و حرکات اجتماعي و کارگري تا به حال داشته ايم بايد ياد کنم. فعاليت هاي ما عبارتند از: برگزاري سالگرد ها ومراسم ويژه، پخش اعلاميه ها و تر اکتهاي افشاگرانه بويژه در رابطه با ار گانهاي سرکوب سيستم سرمايه داري حاکم وستادها و نهادهاي غارتگر اقتصادي رژيم مخصوصا" ستاد اجرائي فرمان امام، آموزش و پرورش وغيره مي باشد. تمام اين مسائل از نظر من باعث اين گرديده تا بخش امنيتي رژيم در کنار تلاش براي شناسائي و دستگيري دست اندرکاران پيام پيشرو با راه انداختن اين سايت (سازمان مخفي جوانان مسلح چريک فدائي ) وبا استفاده از بلندگوهاي تبليغي، دو کار موازي را در پيش بگيردو. اولا" نيروهاي جواني که قصد مبارزه را دارند به دام بياندازد (البته در صورتي که شک برانگيز بر خورد نمي کرد)، دوما" با همين شيوه شک برانگيز خود باعث اين گردد که عدم اعتماد واطمينان را بين نيروهاي جوان برانگيزد. حتما" شما بهتر از ما مطلع هستيد که اين موازي سازي و راه اندازي اين «جريانات ويژه» خط کلي نظام پس از « همايش نيروهاي امنيتي خود تحت عنوان همايش کوثر» است. از اين رو عناصر دست چندم ومخفي خود را مامور اين کار نموده است. با تلاش و پيگيري فراوان، اين جريان کاملا" شناسائي شده و ما وظيفه خود مي دانيم به بيان اسامي اين افراد و نقش آنها بپردازيم .
1- مسئول اين پروژه ( سايت و وبلاگ معرفي شده در بالا) شخصي بنام «غلامحسين اسلامي فرد» است. او چندين سال مسئول بخش خبر صدا و سيما بوده و در حال حاضر هم معاونت خبرگزاري جمهوري اسلامي را به عهده دارد و يکي از عناصر بسيار نزديک به احمدي نژاد و از کانديداهاي احتمالي براي تصدي پست وزارت است.
2- «حجت الله رستمي» يکي از عناصر پر نفوذ وشناخته نشده وزارت اطلاعات که ظاهرا" در بخش فرهنگي وزارت اطلاعات کار مي کند.
3- «شعبانعلي رستمي»: يکي از عناصر رده بالاي اطلاعات و امنيت ارتش که نقش فعالي در دستگيري عناصر و نيروهاي مبارزدر دهه 60داشته و همچنان دارد .
4- «ع–قاسمي» از عناصر اطلاعات وامنيت مخابرات ايران به همراه برادرش که چندي مسئوليت بخش تعاوني مسکن سپاه پاسداران در شهريار را بعهده داشت و بخاطر کلاه برداري به بخش ديگري منتقل شد.
عناصر فوق درکنار بخش هاي شناخته نشده اين ارگان در تلاش هستند اين پروژه را پيش ببرند که خوشبختانه نقشه آنها نقش بر آب شده است.
مهران : تا آنجائي که من اطلاع دارم اين وبلاگ از اواخر سال گذشته ( دقيقا" ) از اوائل دي ماه 1383فعال شده و اخيرا" هم ظاهرا" پس از چند بار هک شدن غير فعال شده است. شما فکر مي کنيد چرا؟
نسترن: درست مدتي پس از اينکه ما به خاطر شرايط ويژه امنيتي وحفظ نيرو فعاليت خود را قطع کرديم اين حرکت شروع شد. من احتمال مي دهم يکي از عوامل اين قضيه ناکام ماندن آنها در رد يابي بچه هاي «پيام پيشرو» باشد .
با تشکر از نسترن عزيز که اين اطلاعات ذيقيمت را در اختيار ما قرار داد و با آرزوي موفقيت و رفقايش.
21مردادماه 1384
http://www.dialogt.org
چرا معاونین سابق مرتضوی ترور می شوند؟!
سرنخ ها در دست دادستان
احمد زاهدی لنگرودی
حضور محمود احمدی نژاد در پست ریاست جمهوری نظام، جمهوری اسلامی را به چالش بزرگی با غرب می کشاند و کشانده است که عمده مسالۀ آن در بعد سیاست های خارجی، مسالۀ اتمی و در بعد داخلی، حقوق بشر و وضعیت زندانیان سیاسی است. جمهوری اسلامی برای تثبیت خویش و رفع تردید ها و بازخواست های بین المللی، نیاز به نمایش مراعات حقوق بشر و پیاده سازی عدالت و قانون و احترام به آزادی بیان در درون کشور دارد. این روزها اما مسئلۀ اعتصاب غذای دلیرانۀ گنجی و زندانیان سیاسی چون ناصر زرافشان، محمدی، ملی مذهبی ها و ... و همین طور توقیف فله ای مطبوعات و مهمتر از همه ماجرای قتل زهرا کاظمی، به بزرگ ترین مانع برای تحقق این آرزوی نظام بدل گشته است. احمدی نژاد برای کسب وجهۀ جهانی و حضور در محافل رسمی مانند اجلاس سازمان ملل و ... نیاز به کسب وجهۀ مردمی و عدالت محور (مانند شعارهایش) در سطح بین المللی دارد.
این میان قاضی مزاحمی دائماً سنگ انداخته و با خودسری های خود در تمام موارد نقض آشکار حقوق بشر و آزادی بیان در ایران، نقش مستقیم داشته و دارد. قاضی سعید مرتضوی این روزها موی دماغ است. شايد خيلی ها فکر کنند او قرار است ادای بازی لاجوردی سالهای 1360 را در بياورد. اما ماجرا چنين نيست. مرتضوی آدم باهوش و شريری است، هر رفتار غير انسانی از او ممکن است. تمام قربانيان او به دليل فشارهای عاطفی مرتضوی با زندگی زندانيانش بازی او را پذيرفته اند. اما او نيز بنا نداشت که همواره اين بازی را ادامه دهد. شايد بهترين موقعيت برای او اين بود که بعد از اين جرم و جنایت، بتواند بورسيه ای بگيرد و بتدريج از صفحه قضاوت سياسی کنار رود. اما ناموفق بودن او در گرفتن پذيرش دانشگاه از کانادا و سوربن پاريس از سويی و داشتن تعداد زيادی پرونده باز در دادگاه عالی قضات، پای او را بسته است و او به تکرار هر جنايتی مجبور است. مرتضوی علاوه بر پروندۀ زهرا کاظمی، يک پرونده اخلاقی در يزد دارد و تعداد زيادی پرونده در دادگاه قضات؛ می داند که اگر قرار شود روزی قربانی شود همه امکانات برای اين کار آماده است. اینک اما زمان حذف مرتضوی و به دادگاه کشاندن وی فرا رسیده است. احمدی نژاد و آفرینندگانش، تاب جنایات علنی و افشای آن و پرونده های آبرو بر جهانی را ندارند و دیگر زمان آن هم گذشته است. بنا براین سعی می کنند مرتضوی را مجبور به کناره گیری کرده و یا با افشای پرونده ای وی را مفتضحانه کنار گذارند. برای همین است که مرتضوی مایل نیست اعتصاب غذای گنجی شکسته شود و تمام سعی اش را برای این کار می کند.
اما مرتضوی قربانیانی نیز از میان همکاران و دوستانش داشته است. قاضی احمدی مقدس نخستین آنان است. او شاهد ماجرای تاسف برانگیز تجاوز و قتل زهرا کاظمی بود که بارها از سوی شیرین عبادی تقاضا شده بود به عنوان شاهد در دادگاه حاضر شود که هیچ گاه نشد! احمدی مقدس ترور می شود برای این که یکی از مهمترین شاهدان برای دادگاه آتی که قرار است قاضی مرتضوی را محاکمه کند تا احمدی نژاد بتواند کسب وجهه نماید، دیگر وجود نداشته باشد.
قاضی مرتضوی اما از کجا و چرا دستور می گیرد؛ مافیای مسلم تمام این سالها مانند دو ماری که از شانۀ ضحاک روئیده باشند، در دفتر روزنامۀ کیهان حضور دارد، حسین شریعت مداری و حسین صفار هرندی در واقع مغزهای پیکری هستند که قاضی مرتضوی بازوی آن است. مرتضوی مجبور است همواره دستوراتی را که می شنود اجرا کند، چرا که با هر کوتاه آمدنی پرونده های فراوان او به جريان خواهد افتاد.
عمر حضور در مافیا تمام شدنی است، مرگ فجیع سعید امامی زنگ خطر بزرگی برای همۀ چنین مزدورانی بود و امروز بیش از همیشه طنین سنگین این زنگ، گوش های مرتضوی را می آزارد.
انتشار خبر ترور نافرجام پیام فضلی نژاد، یکی دیگر از معاونان سابق قاضی مرتضوی این فرضیه را قوت می بخشد که وی قصد دارد قبل از این که برای حذف او اقدامی صورت پذیرد، همۀ رد و نشان ها را از بین ببرد. پیام فضلی نژاد کیست؟
فضلی نژاد جوان خوش پوش و مطلعی است که نویسندۀ سینمایی مجلات و سایت های اینترنتی بود. پیش از آن که بازداشت و توسط قاضی مرتضوی، تواب شود! و در خدمت او درآید حتا دو کتاب "سينما ، سياست ، آزادی" و کتاب "دوئل با سينما" را منتشر کرده بود!
رضا باقری وبلاگ نویس دربارۀ وی می گوید: پيام فضلی نژادی که من ديدم ، جوانی بسيار پر انرژی و مثبت بود، برای گویا مطلب می نوشت و به نوعی خبرنگار گويا بود. چند بار به دادسرا احضار شده بود يکی دو بار او را ربوده بودند بعد آزاد کرده بودند...
در همین زمان بوده که فضلی نژاد به ناچار تن به همکاری با مرتضوی می دهد و در سمت معاون وی به پرونده های اینترنتی و بازجویی از وبلاگ نویسان می پردازد. فضلی نژاد خود در نامه ای خطاب به سینا مطلبی که از متهمان پروندۀ موسوم به وبلاگ نویسان بود می نویسد: بدان که من خود قربانی بازی آقايان شدم، اين را چرا نمی بينی؟! من که ذاتم اینگونه نبود و نيست، من که عاشق آنها نيستم و نبودم. مادر تنهايم با برادر کوچکم را چه کنم؟ زندگی ام را چه کنم؟ نه راه پس دارم نه راه پيش، چه کنم واقعا؟
اما این همۀ داستان نبوده و نیست، فضلی نژاد بر خلاف آنچه ادعا می کند، تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی به پایان برده و مشاور رمضانی، معاون اطلاعات ناجا بوده است، وی در دادستانی و دفتر دادستان تهران و وظیفه نگارش کیفر خواستهای اینترنتی و امنیتی داشته.
فضلی نژاد از سال80 - 1379 به نیروهای اطلاعاتی پیوست. او که متولد سال 1359 در یک خانواده مرفه است در مدرسه نیکان درس خوانده، ابتدا بر خلاف دانش آموختگان این مدرسه نظرات مترقی و روشنفکرانه ای داشت، اما پس از سپری کردن یک دوره زندان و نیز طی دوره آموزش های فشرده اطلاعاتی در دانشگاه امام محمد باقر به نیروها و مشاوران امنیتی پیوست. وی خواهر زاده احمد ابریشمچی، مدیر عامل ایران نوکیا و از سرمایه داران به نام ایرانی است که از نزدیکان هاشمی شاهرودی و خامنه ای است. با این پشتوانه فضلی نژاد به سرعت پس از یک دوره دگر دیسی جای خود را در میان محافل امنیتی و قضایی اقتدارگرا باز کرد و از یک دگر اندیش و متهم تبدیل به یک مشاور امین شد. از جمله خدمات پیام فضلی نژاد به وزارت اطلاعات و حفاناجا و دادستانی می توان به تدوین لایحه فیلترینگ سایت های اینترنتی ، تکمیل پرونده های امنیتی وبلاگ نویسان و تشکیل ستاد ویژه کنترل روزنامه نگاران و تحت نظر گرفتن آنان، تاسیس دفتر میدان فاطمی به عنوان دفتر جمع آوری و تحلیل اطلاعات برای حفاظت اطلاعات قوه قضاییه و ... یاد کرد.
نکته جالب اینکه پیام فرزند محمود فضلی نژاد مشاور دوران ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر است. پدر وی که در زمره نزدیکان بنی صدر بوده و مدتی ریاست کمیته قم را در اختیار داشت، سال ها از دست رژیم فراری بود و اکنون در آلمان زندگی می کند و مادر پیام نیز از نزدیکان صادق قطب زاده بوده و مسوول دفتر وزیر خارجه به شمار می رفته و پس از اعدام قطب زاده از وزارت خارجه پاکسازی می شود. خدمات پیام فضلی نژاد به سیستم امنیتی چنان ارزشمند بوده که آنان بنا داشتند وی را برای دوره دکتری حقوق با سهمیه ویژه بورسیه نمایند تا با ایجاد چهره علمی برای وی، از او به عنوان یک حربه توجیه علمی در آینده استفاده کنند. این یکی از طرح های سابق، قاضی مرتضوی بود. تا اینکه اختلافاتی (احتمالاً یک دگردیسی فرمایشی دیگر، اینبار به دستور مقامات بالاتر) آن دو را از هم جدا می کند و فضلی نژاد به یکباره از تمام سمت های رسمی و غیر رسمی خود استعفا و اعلام کرد: صحنه سياست و نوشتن را ترك خواهد كرد و فقط به عنوان پژوهشگر حقوقى زندگى را پى مى گيرد. فضلى نژاد در اتاقى وابسته به مركزى پژوهشى- دانشگاهى در نزديكى كاخ نياوران طرح تدوين كتابى در زمينه حقوق شبكه را در دست اجرا داشت. که طرح ترور وی نافرجام ماند.
نکته در این جاست که وی گفته: براى احقاق حق متهمانى كه در اين سالها مورد ستم قرار گرفته اند توسط مستندات و اطلاعات فوق محرمانه اى كه در اختيار دارد اقدام خواهد كرد.
بخش مهمی از اسناد در اختیار وی به جنایات قاضی مرتضوی باز می گردد و تمام تلاش مرتضوی برای ترور او نیز به همین دلیل صورت گرفته است. البته این بازی تماشاچیانی نیز دارد که در نقش حامیان هر دو طرف مشغول تشویق و کنترل بازی هستند. حسین صفار هرندی، تئوریسن قتل های زنجیره ای و پرونده ساز معروف روزنامۀ کیهان، معاون حسین شریعتمداری در موسسۀ امنیتی ـ فرهنگی! کیهان، در آستانه تصاحب پست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. او وزیر رئیس جمهوری خواهد شد که نه تنها از حمایت مردمی در داخل برخوردار نیست، بلکه از وجهۀ بین المللی نیز تهی است. و برای خرج دلارهای نفتی و امنیت سرمایه داران سنتی حامی وی نیاز به اقتدار داخلی و پذیرش خارجیان دارد. بنا بر این زدودن آثار جرم و عاملان آن ها در راس برنامه های نظریه پردازان این طیف قرار می گیرد. از دیگر سو مهره های بازی مانند قاضی مرتضوی از حذف خود بیمناک اند و سعی در حفظ موقعیت خویش دارند. این چنین است که ترورها آغاز شده است و ادامه خواهد داشت. در نبرد مافیا، بعضاً کارآیی شخصیت های مرده از زنده ها بیشتر است. دورۀ مرگ و تباهی آغاز گشته است. قاضی احمدی مقدس و پیام فضلی نژاد به قطع آخری ها نخواهند بود. این قصه سر درازی دارد.

كنسرت ايرانى–اروپايى در سوئد و انتخاب پيامبران آزادى براى زندانيان سياسى در ايران
نلسون ماندلا، رييس جمهور پيشين افريقاى جنوبى، نماد استوارى و آزادى زندانيان سياسى
قرار است كه در روز سىام ژوييه، در نزديكى شهر لين شاپينگ در سوئد كنسرتى با شركت گروههاى موسيقى ايرانى و اروپايى برگزار شود. در پايان اين كنسرت چهار جوان براى ديدار با كوفى عنان در نيويورك و نلسون ماندلا در ژوهانسبورگ به حكم قرعه انتخاب خواهند شد، تا پيام اين كنسرت را كه صلح و درخواست آزادى براى زندانيان سياسى ايران است، به آنها برسانند.
روز سىام ژوييه شهر كوچك لين شاپينگ در سوئد شاهد گردهمايى گروهى از دوستداران موسيقى پاپ ايرانى و غربى خواهد بود. اما كسانى كه در آن روز در اردوى لين شاپينگ گرد هم ميايند، قصد ديگرى نيز به جز گوش دادن به موسيقى دارند. در آن روز كنسرتى به ابتكار” كانون پژوهش فرهنگ ايران در يوتهبورى“، گوتنبرگ، برگزار ميشود و با آن پيام درخواست آزادى دو زندانى سياسى ايرانى اكبر گنجى و ناصر زرافشان براى جهانيان فرستاده ميشود. مبتكران كنسرت، با درك روح زمان، اين دو زندانى سياسى ايرانى را نماد اسارت و استقامت زندانيان سياسى در ايران دانستهاند.
انجمنهاى فعال ايرانيان در سوئد چون ”اتحاديه سراسرى ايرانيان در سوئد“ و ”انجمن ايران و سوئد“ از اين ابتكار پشتيبانى كردهاند. همچنين ”اتحاديه آموزشى كارگران در سوئد“ AFB اعلام كرده است كه كمك مالى در اختيار سازماندهندگان كنسرت خواهد گذاشت.
آقاى رضا طالبى، يكى از مديران ”اتحاديه آموزشى كارگران در سوئد“ در باره مبتكران كنسرت سوئد و هدف آنان مىگويد: ”در آغاز اين ابتكارى بوده است كه از سوى آقاى نواييان، انجمن پژوهش در فرهنگ ايران، كه در گوتنبرگ هستند، مطرح شده است. انجمن پژوهش هر سال اردوى سهروزهاى مىگذارد كه اين اردو افراد گوناگونى از اروپا را گرد مىآورد و به بحث و گفتگو و تفريح مىپدازند. پس از اينكه مسئله لزوم آزادى آقايان گنجى و زرافشان مطرح شد، اين پيشنهاد از سوى اين انجمن آمد. قصد آن است كه نه تنها افرادى كه در سوئد زندگى مىكنند، بلكه افرادى هم كه از ديگر كشورهاى اروپايى مىآيند و در اين اردو شركت مىكنند، اين پيام را با خودشان ببرند، در كشورهايشان و آن را به عنوان حركتى جديد براى مبارزه براى حقوق بشر و حمايت از زندانيان سياسى در ايران استفاده كنند.“
”كانون پژوهش فرهنگ ايران در يوتهبورى“ و سازمانهاى ديگرى كه از ابتكار آن حمايت كردهاند با اطلاعيهاى كه در سايتهاى اينترنتى منتشر شده، درخواست همكارى از ديگر نهادها و انجمنهاى ايرانى در سراسر جهان دارند. تا كنون شركت دو گروه موسيقى در اين كنسرت مسلم شده است. يكى از اين دو گروه”گلبانگ“ نام دارد. رضا طالبى مىگويد: ”گروه گلبانگ به رهبرى رستم ميرلاشارى، يكى از مشهورترين گروههاى موسيقى مردمى در سوئد است و اين گروه در اين برنامه شركت مىكند. و اين گروه از گروههايى است كه توانسته است بسيار در ميان موزيك فولكلوريك سوئد جا پيدا كند و نيز توانسته است بخشى از موسيقى ايرانى از مناطق مختلف ايران را در اينجا معرفى كند و جا بياندازد. اعضا و همكاران اين گروه نيز از مليتهاى گوناگون هستند: سوئدى، افريقايى، ترك، كرد و فارس در اين گروه هسستند.“
به گفته رضا طالبى گروه ديگر شركت كننده ”مزدك“ نام دارد. گروه مزدك كه متشكل از جوانان است، از شهر كالستات به اين كنسرت مىآيد و عرصه كار آن موسيقى پاپ غربى است.
اوج برنامه تدارك ديده شده در لين شاپينگ قرعهكشىاى خواهد بود براى انتخاب دو گروه دو نفره از جوانان حاضر در اردو، چه ايرانى، چه از كشورهاى ديگر، براى اعزام به نيويورك و ژوهانسبورگ. يك گروه دو نفره به نزد كوفى عنان، دبيركل سازمان ملل متحد، و گروه ديگر به نزد نلسون ماندلا، رييس جمهور پيشين افريقاى جنوبى، فرستاده خواهد شد، تا به گونهاى نمادين با رساندن پيام دوستى و صلح درخواست آزادى براى اكبر گنجى و ناصر زرافشان و با آن همه زندانيان سياسى ايران را بكنند.
همه كسانى كه مايل به بهرهمندى از اين اردو باشند ميتوانند در آن شركت كنند. بيژن شفيعى مسئول هيات مديره اتحاديه سراسرى ايرانيان در سوئد در اين باره مىگويد: ”اين اردو براى تمام ايرانيان باز است. از طريق واحدهاى اتحاديههاى سراسرى ايرانيان در استكهلم، يوتهبرى و مالمو و همچنين انجمنهايى كه ما در شهرهاى مختلف داريم اين موضوع به اطلاع ايرانيان رسيده است. اين اطلاعرسانى تا روز شنبه سيام ژوييه، يعنى سىام ماه جارى، ادامه پيدا مىكند و ما به تمام خانوادههاى ايرانى براى مشاركت، مخصوصا مشاركت جوانانشان خيرمقدم مىگوييم. اين اردويى است كه همه ساله به توسط ” كانون پژوهش فرهنگ ايران در يوتهبورى“ برپا مىشود. امسال اختصاص به اين برنامه دارد و طبيعتا همه مىتوانند در آن شركت كنند. محدوديتى براى شركت افراد درآن نيست.“
تجربه به ايرانيان مقيم سوئد نشان داده است كه با هميارى يكديگر ميتوانند به اهداف اجتماعى سياسى و فرهنگى خود برسند. ايرانيان در كشور سوئد، كه از فرهنگى غنى و سنتى قوى در زمينه برپايى انجمنها برخوردار است، آموختهاند كه انجمنهاى خود را تشكيل دهند و علائق خود را نمايندگى كنند. در اين ميان نقش رسانههاى ايرانيان در سوئد نيز كه در كنار انجمنهاى اين كشور از حمايت بالاى دولت سوئد برخوردارند، بسيار مهم است. وحيد سبقتى، مسئول روابط عمومى اتحاديه سراسري ايرانيان، با آگاهى از نقش دو عامل رسانهها و انجمنها، از راديوى خود ”شهروند“ براى انعكاس اخبار مربوط به كنسرت بهره ميگيرد. قرار است كه كنسرت لين شاپينگ از راديوى ”شهروند“ به صورت زنده پخش شود. علاقهمندان ميتوانند براى شنيدن كنسرت در روز اجراى آن به صورت زنده به سايت اينترنتى www.mnf.se مراجعه كنند.
وحيد سبقتى همچنين با احزاب مختلف سوئد تماس ميگيرد كه از فعاليتهاى انجمنهاى ايرانيان در زمينههاى دموكراسى و حقوق بشر حمايت ميكنند. فعاليتهاى بسيارى از ايرانيان مقيم سوئد، با اين كه سالهاست در ايران زندگى نميكنند، معطوف به ايران است. ايرانيانى كه هم اكنون كنسرت لين شاپينگ را تدارك ميبينند، احساس ميكنند كه مسئولاند تا آن بخشى از كارى را انجام دهند كه هموطنانشان در داخل ايران به خاطر شرايط اجتماعي و سياسى قادر به انجامش نيستند. حميد سبقتى از اينكه ايرانيان خارج كشور بتوانند براى بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران اقدامى موثر انجام دهند ابراز خوشحالى مىكند و مىگويد: ”باعث خوشحالى است كه هر روز كه مىگذرد براى ما ايرانيان، بخصوص در خارج از كشور، چنين حركتهايى مىتواند مثبت باشد. ما ايرانيان با اينكه در خارج از كشور هستيم بسيار به فكر هموطنانمان در داخل كشور هستيم. و شايد ما بتوانيم از امكاناتى كه براى هموطنان ما در داخل كشور وجود ندارد، اما براى ما در اينجا وجود دارد، استفاده كنيم و مشكلها و بخصوص وضعيت زندانيان سياسى ايران را در اينجا مطرح كنيم و خواستار اين بشويم كه هر چه زودتر زندانيان سياسى در ايران آزاد بشوند.“
كيواندخت قهارى
